در عالم مطبوعات، روزنامهنگاران براساس اولویتها و مواضعی كه برای رسانه خویش ترسیم میكنند، اقدام به چیدمان اخبار و مطالب در تیترهای اصلی و فرعی و صفحات داخلی مینمایندو حتی براساس مواضع سیاسی خود، برخی اخبار را به كلی سانسور یا كمرنگ و یا برجستهتر از واقعیت موجود بیان میكنند كه البته در این میان سرمقالهها جایگاه ویژهای دارند.
در نگاه علمی به این موضوع، سرمقاله عبارتست از بیان مواضع سیاسی و دیدگاه هیأت تحریریه یك روزنامه یا نشریه كه اهمیت فراوانی در معرفی مشی سیاسی رسانه دارد و حتی میزان پایبندی نویسندگان و سردبیران آن را به ادب و اخلاق روزنامهنگاری نشان میدهد.
براساس همین تعریف در اكثر نشریات، بسیاری از سرمقالهها به قلم سردبیر روزنامه به رشته تحریر درمیآید، اما گاهی همه این مسئولیت به دبیر تحریریه و تحت نظارت، به یكی از كاركنانی كه با اصول و فنون روزنامهنگاری و خط مشی و مواضع سیاسی نشریه آشنایی و اعتقاد كامل دارد، سپرده میشود كه البته در مواقع حساس و هنگام وقوع رویدادهای مهم، سرمقاله اهمیت دوچندانی مییابد.
با این مقدمه كوتاه، به سراغ سرمقاله چند روزنامه همسو طی روزهای اخیر میرویم كه متفقاً بر تحلیل شتابزده سخنان اخیر آیتالله هاشمی رفسنجانی در مورد انتخابات مجلس در اسفند ماه پرداختند كه گفت مردم میخواهند رأیشان تأثیرگذار باشد و یا میتوان با فراهم كردن زمینه یك انتخابات شفاف و سالم، با حضور ناظران و مجریان صالح، آراء مردم را از طریق انتخاب نمایندگان مستقل و قوی توسط خودشان تحقق بخشید.
اگر اشتراك موضوع در سرمقالههای چند روزنامه، مربوط به مسائل ملی و اسلامی مانند سناریوی طنزآمیز و مضحك آمریكا علیه ایران مبنی بر نقشه ترور سفیر عربستان باشد، میتوان در افكار عمومی اینگونه توصیه كرد كه یكی از اهداف سرمقالهها «آماده كردن مخاطب برای موضعگیری برابر یك موضوع خاص ملی است.
اما وقتی این موضعگیری مشترك مربوط به یكی از شخصیتهای تأثیرگذار داخلی و سخنان ایشان باشد باید از دو منظر به آن پرداخت:
1- انظر الی ما قال
2- لاتنظر الی من قال
در نگاه نخست این فحوی كلام است كه اهمیت مییابد و در نگاه بعدی، اهمیت پردازش مثبت و منفی به آن، مربوط به شخص گوینده و شخصیت حقیقی و حقوقی اوست.
آنچه كه این روزها در سرمقالههای بعضی از روزنامهها نسبت به آیتالله هاشمی رفسنجانی و سخنان ایشان اتفاق میافتد، (فارغ از ادبیات نامناسب بعضیها كه اتفاقاً اكنون كه خود از حاشیه امن به درآمده و گهگاه مورد انتقاد سایر نشریات قرار میگیرند طرفدار سینهچاك اخلاق اسلامی و ادبیات روزنامهنگاری شدهاند و در سرمقالهها، مكرر از ضرورت پایبندی به اخلاق و ادب در جامعه به ویژه رسانهها دم میزنند.) هر دو قضیه را شامل میشود. چرا كه بحث انتخابات و اهمیت برگزاری درست آن از ابتدای سال در ادبیات گفتاری و نوشتاری بسیاری از مسئولان عالیرتبه نظام آمده و میتوان آن را در راستای ایجاد انگیزه و شور انتخاباتی دانست تا انشاءالله شاهد حضور حماسی مردم در انتخابات باشیم.
سؤال این است كه چرا وقتی این سخنان بر زبان شخصیتی چون آیتالله هاشمی رفسنجانی جاری میشود، گروهی وظیفه ذاتی (بخوانید وظیفه جناحی و سیاسی) روزنامهنگاری خویش میدانند كه با هرگونه توجیه به آن پاسخ دهند؟
چرا در مقابل مواضع و سخنان انتقادی و بعضاً تند روزافزون دیگران در مورد مشكلات كشور و انتخابات، چنین سریع واكنش نشان نمیدهند؟ امروز كه تقریباً همه شخصیتهای حقیقی و حقوقی و نمایندگان مردم حتی در نمازهای جمعه در مورد ضرورت دوراندیشی و رفع مشكلات و نواقص مختلف كشور و برگزاری خوب انتخابات و صیانت از آرای مردم سخن میگویند. مگر در نماز جمعه تهران گفته نشد كه جریانی درصدد است با هزینههای گزاف، رأی مردم را در سراسر كشور خریداری كند ولی نظام چنین اجازهای به آنان نخواهد داد؟
مگر دیگران در رسانهها و تریبونهای مختلف به كرّات در مورد لزوم جلوگیری از فعالیتهای زودهنگام انتخاباتی و یا هوشیاری مسئولان نظارتی و اجرایی انتخابات و مردم برای حفظ آراء سخن نمیگویند؟ پس چرا عدهای رسالت مطبوعاتی خود را تنها در واكنش سریع به سخنان و مواضع آیتالله هاشمی رفسنجانی میدانند؟
غیر از این است كه این سخنان و مواضع را تأثیرگذار و به عبارتی دیگر آن را در تقابل با افكار خود دانسته و از تأثیر آن بر افكار عمومی در هراسند و شتابزده در پی خنثی كردن آن برمیآیند؟ از یك سو در مطالبشان ادعا میكنند مردم دیگر به سخنان ایشان اهمیت نمیدهند و از سوی دیگر بلافاصله درصدد موضعگیری و پاسخگویی به ایشان برمی آیند. این تناقض آشكار با كدام منطق قابل توجیه است؟! اگر سخنان آقای هاشمی طبق ادعای این گروه خاستگاهی در جامعه ندارد چرا این طیف بلافاصله از این سخنان برآشفته شده و سعی در تخریب ایشان و مواضعشان آن هم با ادبیات و منش مطبوعاتی خاص خود دارند؟
در صورتی كه با توجه به آن حدیث امام علی(ع)، صدق و كذب «ما قال» به خوبی و بدی «من قال» ربطی ندارد و در مقام نقد و ارزیابی و رد یا پذیرش یك ادعای خاص، نباید به این نگاه كرد كه مدعی دوست ماست یا دشمن ما، بلكه برعكس باید به خود سخن نگریست.
به هر حال كمتر كسی در ایران اسلامی است كه در دلسوزی آیتالله هاشمی رفسنجانی نسبت به نظام اسلامی شك داشته باشد. دوست و دشمن میدانند و خوب هم میدانند كه نسبت ایشان به نظام یادآور داستان ادعای دو مادر درباره یك فرزند است كه وقتی سخن از دو نیم كردن فرزند به میان آمد، مادر واقعی از حق مسلم خویش میگذرد تا به عزیزش آسیبی نرسد.
همه بزرگان نظام از جمله ایشان میدانند كه مهمترین سرمایه همیشگی نظام اسلامی در همه مقاطع و برای عبور از همه گردنهها، حضور همه آحاد مردم در صحنه است كه اگر گرم و صمیمی باشد، مقاومت در برابر همه دسیسهها و توطئههای داخلی و خارجی آسان است. سخنان آیتالله هاشمی رفسنجانی درباره اهمیت حضور مردم در انتخابات ترجمانی دیگر از سخنان رهبری معظم انقلاب است كه در تاریخ 12/10/1386 و در آستانه برگزاری انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در اجتماع مردم یزد «مراعات رفتار صحیح انتخاباتی» را یكی از ضرورتهای آن دوره برشمرده بودند.
«آیا رفتار صحیح انتخاباتی» چیزی غیر از «فراهم آوردن زمینه یك انتخابات شفاف و سالم» و «حضور ناظران و مجریان صالح» است؟
چرا بعضی از طیفی خاص با علم و ایمان به اهمیت «ما قال» در این موضوع مهم و حساس، اساس تلاش رسانهای خویش را بر نقد آن سخنان استوار كردهاند؟ و تأسف بیشتر به خاطر ادبیات نادرست بعضی از رسانههاست كه برای رفع نواقص محتوایی كلام خویش به ادبیاتی تمسّك میجویند كه هیچ در شأن ایران انقلابی اسلامی و ادب و اخلاق مطبوعاتی حتی در كشورهای غیراسلامی نیست.