كد خبر: 38389
تاريخ انتشار: 29 مهر 1390 ساعت 09:56
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

قذافی و سرشكستگی دیگری برای مسلمانان!

رسول جعفریان

كشته شدن قذافی مردم لیبی را خوشحال كرد... آزادیخواهان جهان را ... اما برای كلیت دنیای اسلامی چه پیامی داشت ....

فارغ از هر آنچه این ماهها و این روزها در لیبی گذشت، باید اعتراف كرد كه داستان این سالها و روزهای عراق و مصر و لیبی و یمن ، یك سرشكستگی برای جهان اسلام است. این درست است كه غرب تا توانست از دولت های فاسد قبلی حمایت كرد و ثروتشان را چاپید و حالا هم فریاد دمكراسی و آزادیخواهی سر داده و این نكبت از چشم مورخان تیزبین در آینده نزدیك و دور، پنهان نخواهد ماند، اما از غرب كه بگذریم، برای ما مسلمانان این سرشكستگی در دنیای معاصر یقینی خواهد بود.

هرچه هست غرب برای خود و در درون خود تلاش می كند آزادی و زندگی مادی حداقلی را برای بیشتر مردمش حفظ كند، و صد البته برای دیگران جنگ و نفرت و ستم می خواهد، اما غالب رهبران مسلمانان كه اینك یكی پس از دیگری افتضاحشان آشكار می شود نه برای دیگران ـ كه نه توانش را دارند و نه عقلش را ـ بلكه برای ملت های خود هم جز سركوب و ستم و فقر و كشت و كشتار چیزی به ارمغان نیاوردند. اگر سالهایی چند هم آرام بوده و هستند، به ضرورت آن بوده و هست كه خبری از اعتراض نبوده و نیست تا بخواهند دست به این كشت و كشتارها بزنند. دلیل این وضعیت و چرایی این شرایط هم واضح است. آنها از همه چیز تنها بقای خود را می طلبند و همه چیز و هر امكاناتی را صرف همین هدف كرده و می كنند. بنابراین چیزی از عقل و فكر و ثروت و قدرت باقی نمی ماند كه به خواهند برای ملت های خود هزینه كنند.

برای نویسنده این سطور در این اوضاع و احوال پرسش مطرح این است كه آیا جهان اسلام با داشتن چنین امیران و سرورانی قصد برآمدن در جهان انسانی و تأسیس تمدنی نوین را دارد؟

آیا ما با داشتن این تجربه های سیاسی نكبت بار با دولت هایی چون مبارك و قذافی و صالح كه همه چیز و همه كس را برای حفظ قدرت می فروشند، قصد داریم تمدن اسلامی را زنده كنیم؟
آیا ما با داشتن چنین چهره های دیوانه محض یا عاقل خود باخته و خود فروخته و خود خواه و خود محور و خود بزرگ بین قصد داریم جهانی متحد سرشار از اخلاق اسلامی بر اساس الگوی زندگی رسول الله (ص) پیاده كنیم؟
و .. آیا تضمین می دهیم كه پس از این تحولات، پس از این همه ظلم و ستم، دوباره بغداد آزاد شده از دست خلفای عباسی را این بار به مغولان خونخوار غربی ندهیم كه باز كسی را یا حزبی را بر ما مسلط كنند كه یك تجربه چهل ساله دیگر مثل قذافی را و یك تجربه سی ساله مثل مبارك را در عمل تجربه كنیم؟

مگر آن قبلی ها به اسم آزادی و دمكراسی و رفاه نیامدند؟ مگر همین بعثی های عراق به نام احیای ملیت عرب و نجات فلسطین و رفاه عمومی، به نام سوسیالیسم و به نام خلق نیامدند؟ حالا هم در لیبی جماعت جدید به اسم دمكراسی آمدند و اولین میهمانشان هم كلینتون بود، آن هم درست روزی كه قذافی باید با برنامه یا بی برنامه كشته شود؟

از این ها بگذریم. حادثه كشته شدن قذافی به دست انقلابیونی كه هواپیماهای ناتو در بالای سرشان، دشمن یعنی دیگر هموطنانشان را بمباران می كرد، به علاوه تجربه چهل و اندی ساله حكومت یك دیكتاتور انقلابی نما كه خون مردمش را می ریخت و حكومت موروثی درست كرده بود، و نیز زندگی مردمی عقب افتاده كه دوباره در این جنگ هم سرمایه ها را از دست دادند و باز باید نفت بفروشند تا بتوانند نیم نفسی بكشند و ماشین های كره ای و غربی و امریكایی سوار شوند و روی آنها جشن سقوط دیكتاتورشان را اعلام كنند ـ خنده دار نیست ـ ، ... و در نهایت حضور آقابالاسرهایی چون شیاطین امریكایی و اروپایی به اسم ناتو در بالا سر آنها ... همه و همه من را به عنوان یك عضو ساده مسلمان از میان امت اسلامی، سرشكسته می كند و نفس را در گلویم حبس می كند و عرق خجالت را بر پیشانیم جاری می سازد.

مثل همیشه خواهیم گفت اینها ربطی به اسلام ندارد، اما چه كنیم كه هرچه بیشتر اتفاق می افتد در ذهن جوان مسلمان ما ربط پیدا می كند و ترسم آن است كه روزی روزگاری این تصور مشكلات بیشتری برای دین و دینداری ما پدید آورد.

می خواهم بگویم باید امیدوار باشیم كه ما ایرانیان و جماعت پیرو آل محمد (ص) كه همیشه ندای عدالت سر داده ایم، بتوانیم تجربه دیگری متفاوت از آنچه در جهان اسلام می گذرد به دنیا ارائه دهیم. مسلما این نیاز به درایت بیشتر، گذشت و حلم بالاتر، مشاركت مردمی فزونترا، متانت و استواری و مهم تر از همه عقل و فهم و پرهیز از افراط گری و پیاده كردن خط اعتدال دارد.


نظرات بینندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: