كد خبر: 38240
تاريخ انتشار: 27 مهر 1390 ساعت 15:49
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

ابعاد دیده نشده سناریوی ترور سفیر عربستان

با گذشت زمان و اظهار نظرهای مختلف و تحلیلها و بازتابهایی كه این خبر داشته است، به نظر می رسد پیامدهای چنین خبری مهم تر از آن است تا به صورت یك جنگ تبلیغاتی زودگذر و جاری به آن نگاه كرده شود. درخت منطقی احتمالات در این ماجرا به شرح ذیل است: صحت خبر: خبر صحت داشته باشد 1- در صورت صحت خبر: ایران واقعا آن را انجام داده باشد2 - در صورت صحت خبر: ایران واقعا در آن دخیل نبوده باشد.
عدم صحت خبر : خبر صحت نداشته باشد.

«آینده»، سرویس سیاسی، مهدی نوروزشاد: پس از آن كه خبر مربوط به كشف برنامه سوء قصد به عادل الجبیر سفیر عربستان در آمریكا منتشر شد، محافل داخلی ابتدا آن را جدی نگرفتند و در راستای سیاستهای همیشه خصمانه و كینه توزانه آمریكا برای تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و اعمال فشار به ایران جهت تنظیم بیشتر روابط خود با غرب، در زمینه های مختلف بویژه فلسطین ارزیابی كردند.

اما با گذشت زمان و اظهار نظرهای مختلف و تحلیلها و بازتابهایی كه این خبر داشته است؛ به نظر می رسد كه پیامدهای چنین خبری مهم تر از آن است تا به صورت یك جنگ تبلیغاتی زودگذر و جاری به آن نگاه  كرده شود.  به همین جهت لازم است تا ابتدا همه احتمالات منطقی موجود بررسی و سپس با تحلیل یك یك آن احتمالات ، موارد غیر قابل قبول از آن حذف، و سایر احتمالات در سیر بررسی قرار گیرد.

درخت منطقی احتمالات در این ماجرا به شرح ذیل است:
1- صحت خبر: خبر صحت داشته باشد
1-1- در صورت صحت خبر: ایران واقعا آن را انجام داده باشد
1-2- در صورت صحت خبر: ایران واقعا در آن دخیل نبوده باشد.
1-2-1- در صورت صحت خبر و عدم دخالت ایران: دولت ثالثی در این زمینه اقدام كرده باشد.
1-2-2- در صورت صحت خبر و عدم دخالت ایران: یك سازمان غیر دولتی ( نظیر منافقین یا القاعده ویا باندهای موادمخدر) در این زمینه اقدام كرده باشد.
2- صحت خبر : خبر صحت نداشته باشد.

اكنون به بررسی همه احتمالات فوق می پردازیم:

1-1-    در صورت صحت خبر و این فرض كه ایران واقعا آن را انجام داده باشد.
باید دید ایران چه منافعی را از این اقدام دنبال می كند؟  همچنین آیا سوابق مشابهی در دخالت ایران در ترور وجود دارد؟ در صورت وجود چنین سوابقی، روش های اتخاذ شده در این ماجرا، آیا نشان از مشابهت با اقدامات قبلی دارد یا خیر؟

به نظر می رسد، هیچ منفعتی از انجام این ترور برای ایران متصور نیست! حتی تحلیلهای مغرضانه ای كه رسانه های آمریكایی نظیر VOA ارائه دادند، فاقد یك استدلال قوی و عاقل پسند برای این پرسش بود كه ایران چه نفعی از این ترور می توانست ببرد؟ به هر حال، عادل الجبیر شخصیت نزدیك به جریان ملك عبدالله به حساب می آید و ترور او به جریان معتدل و نزدیكتر به ایران ضربه وارد خواهدساخت. همچنین جایگاه عادل الجبیر در معادلات سیاسی، جایگاهی نبود كه برای ایران تهدیدی به حساب بیاید.

در باره سوابق هم، ضمن عدم وجود هرگونه سابقه اثبات شده ای در خصوص دخالت ایران در ترور؛ حتی موارد ادعایی از سوی غرب هم سالهاست كه دیگر خبر و ادعایی درباره دخالت ایران در ترور منتشر نشده است و این به معنای آن است كه اگر بفرض ، موارد قبلی را هم مرتبط با دولت ایران بدانیم؛ سالهاست كه ایران دست به چنین اقداماتی نزده است و به اعتقاد همان مدعیان، ایران «سالهاست كه دست از سیاست ترور برداشته است».

حال اگر معتقد باشیم كه ایران مجددا به این سیاست روی آورده باشد، باید درباره مشابهت روشها و یا اتخاذ روشهای جدیدتر و پیچیده تر نشانه هایی را پیدا كنیم. درحالی كه در این ماجرا، فرد ادعا شده با تابعیت ایرانی بوده و ارتباطات فرد ادعایی در محیطی نسبتا كشف و علنی برقرار بوده و هیچ نشانه ای از دخالت یك كشور باسابقه(!) و اتخاذ روشهای پیچیده تروریستی در كار نیست. ساده ترین انتظار از یك كشور باسابقه، عدم استفاده از اتباع خود و بكارگیری مزدور در چنین عملیاتهایی است!

همچنین هزینه و ریسك بالای انجام چنین عملیاتی در آمریكا با انتخاب هدفی مثل سفیر عربستان ، تناسب ندارد و اگر ایران قدرت یا تمایل اجرای چنین عملیاتی را در آمریكا می داشت، قطعا هدف ارزشمندتری را برمی گزید. برای ایراد ضربه ای در حد ترور به عربستان، چرا باید كشوری مانند آمریكا انتخاب شود؟ در حالی كه نفوذ ایران در بسیاری از كشورهای جهان مثال زدنی است.

همین سوالات است كه بسیاری از تحلیگران آمریكایی و اروپایی و حتی عرب را بر آن داشت تا در كنار ایرانیان، فرضیه دخالت ایران در این ماجرا را از همان ابتدا كنار بگذارند و اوباما را بطور موقت مجبور به عقب نشینی تلویحی از این ادعا نمایند.

1-2- اما در صورتی كه خبر واقعا صحت داشته باشد و بپذیریم كه ایران در آن دخیل نبوده است ؛ باید این پرسش را مطرح كرد كه آیا دولت ثالثی در این زمینه دخیل بوده ، یا سازمان و باندی این اقدام را برنامه ریزی كرده باشد.

1-2-1- دخالت دولت ثالث: برای ورود به این فرض، باید همانند فرض قبلی به دنبال منافعی برای آن كشور ثالث بگردیم. شاید هیچ كشوری ( غیر از خود آمریكا كه فرضیه آن را در قسمت «عدم صحت خبر» باید بررسی كنیم) را نیابیم كه منفعتی در ایجاد این سناریو داشته باشد. منافع محدودی برای بحرین و امارات می توان فرض كرد. ولی سابقه چنین اقداماتی در این كشورها دیده نشده و تا زمانی كه عوامل و نشانه های محكمتری در این زمینه بدست نیاید، این احتمال تنها در حد یك «احتمال ضعیف» باقی خواهد ماند.

تنها، یك مساله در این زمینه به جدیت قابل بررسی و تامل است. و آن احتمال ورود بخشی از حاكمیت عربستان (جناح مخالف ملك عبدالله ) در این ماجرا می باشد. منافع متنوعی را برای انجام چنین اقدامی می توان برای این جناح متصور شد كه شاید «بیشترین منافع محتمل در این ماجرا»باشد. با انجام این ترور (چه موفق و چه ناموفق) چند مساله به طور همزمان برای آنها حل خواهد شد. اول آن كه: روابط رو به تیرگی آمریكا – عربستان بهبود خواهد یافت. دوم: ایران مجددا به عنوان دشمن عرب مطرح خواهد شد. سوم: جناح عبدالله در پیگیری سیاست های خود اعم از داخلی و خارجی شكست خورده و مجبور به كوتاه آمدن در برابر خواسته های مخالفین خودخواهد شد.  چهارم: ایران بعنوان مدافع حقوق مردم بحرین، خود متهم به نقض قوانین دیپلماتیك شده و یكی از مباحث مورد اختلاف داخلی عربستان ( بحرین) به نفع جناح مخالف عبدالله پی گرفته خواهد شد.پنجم: یكی از اعضای متنفذ جناح عبدالله ( در صورت موفقیت طرح ) از میان برداشته خواهد شد. (البته برای رسیدن به اهداف یك تا چهار، باید «ترور» به نتیجه نرسد و پیش از اقدام موثر افشا و ایران متهم شود. لذا این احتمال نمی تواند مورد محاسبه قرار گیرد)

در همین زمینه، علی رغم سكوت بسیاری ازمقامات عربستان ( تا لحظه نگارش این متن) شخصیتهای رقیب عبدالله ، همچون سعود الفیصل، اظهارات تند و تهدیدآمیزی خطاب به ایران داشته اند و به نظر می رسد در انتظار زمانی برای تخلیه انرژی نفرت خود از ایران و سوء استفاده از آن علیه جناح رقیب به سر می بردند. این واكنش ها در زمان وخامت حال ملك عبدالله كه برای انجام عمل جراحی خطرناكی در سن حدود 88 سالگی عازم آمریكا شده؛ معنا و مفهوم بیشتری پیدا می كند.به این ترتیب این احتمال در بین سایر احتمالاتی كه تاكنون بر شمرده ایم ، از مقبولیت بیشتری برخوردار است.

سفارت عربستان در واشنگتن

1-2-2- دخالت یك سازمان غیردولتی: در این زمینه، اگر بر این باور قرار بگیریم كه یك سازمان غیردولتی قصد ایجاد تنش بین ایران و عربستان را داشته، یا قصد انتقام گیری از عربستان ( یا شخص سفیر ) را داشته است ، باید احتمالات چندی را بررسی كنیم: اول: القاعده: درست است كه القاعده از ترور سفیر عربستان در آمریكا و انداختن آن به گردن ایران منافع دو جانبه را بدست خواهد آورد؛ ولی سبك و روش بكار رفته ، فقط برای بدنامی ایران كفایت می كند و ضربه ای به عربستان نخواهد زد. پس احتمال دخالت القاعده در این ماجرا اگرمنتفی نباشد ، بسیار كاهش خواهدیافت. دوم: سازمان منافقین: از لحاظ انگیزه و منافع، چنین اقدامی با منافع این سازمان تناسب دارد ولی توانمندی این سازمان برای اجرای چنین اقدامی بدون حمایت و اطلاع آمریكا تقریبا صفر و در حد غیر ممكن است. لذا این احتمال، منتفی است و اگر هم سازمان منافقین در این ماجرا دست داشته باشد، باید در نقش «بازیگر» و نه «طراح» وارد شده باشد و این به معنای آن است كه آمریكا از ساختگی بودن ماجرا مطلع است . پس این فرض باید در احتمال آخر ( نقش خود آمریكا و عدم صحت خبر ) مورد بحث قرار گیرد. سوم: باندهای تبهكار، نظیر مواد مخدر : دخالت این باندها تنها در شرایطی می تواند مورد بحث قرار گیرد كه سفیر عربستان نقشی در تجارت بین المللی این مواد داشته باشد و چنین نقشی برای ما اثبات نشده و لااقل ناشناخته است.

با بررسی تمام شقوق و احتمالات مربوط به فرض «صحت خبر» اینك به بررسی فرض « عدم صحت خبر» می پردازیم:

2-  عدم صحت خبر: به معنای آن است كه آمریكا خود از ساختگی بودن و دروغ بودن ماجرا مطلع باشد.
در این حالت انگیزه و منافع متعدد و بسیاری را می توان برای آمریكا متصور شد و این فرض از این لحاظ بسیار غنی است! انتقام سیاسی و تبلیغاتی از دستگیری دو جاسوس آمریكایی ( كه مدتی در ایران زندانی بودند)؛ اعمال فشار بیشتر به ایران برای تعدیل و نرم ساختن مواضع انقلابی اش در خصوص قضیه فلسطین؛ و نهایتا در كمترین دستاورد ، فشار به ایران برای قبول شرایط تحمیلی در قضیه انرژی هسته ای؛ سرگرم سازی ایران به قضیه ای بین المللی برای كاهش تاثیر، نفوذ، و یا امكان استفاده و بهره برداری از «بهار عربی» و « بیداری اسلامی»  . اینها لیست كوتاهی از منافع محتمل آمریكا در ساخته و پرداخته كردن چنین موضوعاتی است كه حتی یكی از آنها برای اجرای این سناریو كفایت می كند!

 اما سخن آنجا است كه اگر آمریكا خود از بی اساس بودن چنین اخبار مطلع باشد، بی درنگ باید به سراغ اهداف آتی و گامهای بعدی او رفت. دولتمردان آمریكایی نشان داده اند كه حتی اگر خود در ساختن و پرداختن این خبر دخیل نبوده باشند؛ در موج سواری و بهره برداری از چنین اتفاقاتی استادند. ادعای وجود سلاح كشتار جمعی در عراق بهانه ای كافی برای حمله نظامی به این كشور شد. ادعایی كه هرگز به اثبات نرسید! مهم نیست كه چه كس یا چه كشوری در ابتدا این اتهام را وارد ساخت؛ مهم آن است كه آمریكا با «یقین به دروغ بودن اتهام» از آن نهایت بهره برداری را كرد!

هرچند گزینه «حمله نظامی به ایران»، بعید است كه در دستور كار كاخ سفید قرار بگیرد و تفاوت های ماهوی بین توان و ساختار دفاعی ایران و عراق، اوضاع اجتماعی و سیاسی داخلی ایران و وحدت ملی در قبال دشمن خارجی ، عمق استراتژیك و پهناوری سرزمین ایران، و بسیاری پارامترهای دیگر باعث می شود تا آمریكا در انتخاب گزینه حمله نظامی به ایران ، محتاط تر از هر گزینه دیگری عمل كند. لذا گزینه های دیگری نظیر : تشدید تحریم های ایران باید مد نظر و بررسی قرار بگیرد. نشانه هایی از این امر هم در ماجرا دیده می شود. همراهی سریع انگلستان با دستگاه تبلیغاتی آمریكا در این ماجرا ، چیزی شبیه به دم خروس را به نمایش گذاشت. موضوعی كه از سوی بقیه كشورهای اروپایی پذیرفته نشد. و حتی جهان عرب ( مردمی) در یك واكنش كم نظیر، به مخالفت و اعلام ناباوری نسبت به این خبر پرداختند ( نگاه كنید به یادداشتهای ذیل اخبار مربوط به این موضوع در سایتهای عربی نظیر مكتوب «یاهو عربی» و مانند آن)

اكنون پس از انتشار تحلیل های مخالف در نشریات مختلف آمریكا و غرب و جهان عرب، موضوع در سطح رسانه ای به مرحله سكوت نسبی وارد شده است. این سكوت به دولتمردان آمریكایی فرصت می دهد تا در غیاب تحلیلهای مخالف و خالی شدن فضای رسانه ای و تبلیغاتی از تحلیلهای منطقی و خردمندانه، مساله را در همین حد «فریز» كرده و در پشت پرده با لابی های گسترده به ادامه حركت خود بپردازند. (تماسهای گسترده هیلاری كلینتون با كشورهای مختلف در این زمینه موید این امر است) در این مرحله، آمریكا صرفنظر از صحت یا عدم صحت موضوع، به بهره برداری كامل و موثر از این ماجرا می اندیشد!

جمعبندی:
مسئولان ایرانی باید ضمن بررسی احتمالات فوق، و ارزیابی و ارزشگذاری هر كدام از آنها، احتمالات ضعیف را از گردونه محاسبات خارج و نسبت به سایر احتمالات، آمادگی لازم را داشته باشند.

در بین فرضیه های گفته شده، دو فرضیه از قوت و اهمیت بیشتری برخوردار است: فرضیه دخالت جناح مخالف عبدالله در عربستان و فرضیه ساختگی بودن كل ماجرا از سوی آمریكا (به كمك منافقین یا بدون كمك آنها). بی تردید، زمان به سرعت در حال گذر است و ملك عبدالله روزهای سختی را در پیش رو دارد و آینده عربستان و روابط منطقه ای ما در گروی حوادثی است كه در حال رخ دادن است.


نظرات بینندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: