كد خبر: 36127
تاريخ انتشار: 19 شهریور 1390 ساعت 00:21
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

سردار، وارث چه خواهد بود؟

نگاهی به وزارتخانه كلیدی كه قاسمی تحویل گرفت

بهزاد پناهی مهماندوست

نگاه اول:
سر انجام پس از كش مكش های فراوان ، رئیس جمهور در یك عقب نشینی استراتژیك به انتخاب وزیر جدید نفت تن در داد. انتخابی كه بر همگان روشن است با معیار های رئیس دولت چندان منطبق نبوده و آن را باید انتخابی از سر ناچاری دانست.
احمدی نژاد كه حالا دیریست از "مافیا" و "مافیایی" خواندن نفت نشینان گذشته و بر خلاف روز های نخستین ریاستش بر دولت ، دیگر چندان تمایلی بر پیگیری و رسانه ای كردن آن ندارد ، در آخرین گام ، دست به دامان اتهامی جدید شد كه بی میلی اصول گرایان آن را نیز با بن بست مواجه ساخت.
طرح موضوع "سرداران اسكله ساز"  - كه موجبات دلخوری و حرف و حدیث های بسیاری را فراهم آورده بود- نیز كارساز نشد و در روزی افتابی ، گروه مشاوران اقای رئیس جمهور به  ایشان متذكر شدند كه چاره ای جز معرفی سردار رستم قاسمی به عنوان وزیر پیشنهادی به مجلس ندارد.
تا به اینجا ، اگر چه اوضاع بر مراد آقای رئیس پیش نرفت، اما نوع اقدام و عملكرد ، حكایت از حركتی عقلایی در شطرنج جناح های سیاسی بوده است. آنچه از واكنش اهالی بهارستان به طرح غیر رسمی گزینه ای به نام محمد علی آبادی ، به ذهن می رسید ، ایجاب می نمود كه رئیس دولت با احتیاط مبادرت به اخذ تصمیمی نماید كه در آن تا حدودی موجبات رضایت مندی و خشنودی دوستان نیز فراهم گردد.
نگاه دوم:
سردار رستم قاسمی كه از نخستین روز های انتخاب كاندیدای وابسته به جریان "رایحه خوش" به صورت جدی با پیشنهاد وزارت  مواجه بود ، هر بار بنا به دلیلی از زیر بار قبول مسئولیت شانه خالی می كرد. مدیر بزرگترین پیمانكار دولت كه حالا به نوعی ، به عنوان بزرگترین كارتل نفتی ایران نیز شناخته میشد و در صدد گسترش سیطره و حیطه فعالیت خود در سایر صنایع نیز بود ، فعالیت در شبه وزارت خانه نفت را بر ورود مستقیم به درون ساخنار اجرایی دولت ترجیح میداد. اگرچه گذر زمان ، نام او را به نسبت اهمیت و جدیت آن در سال های 1384-85 كم رنگ تر كرده بود و این كم رنگی و كم اقبالی رفته رفته نیز بیشتر میشد ، اما سردار را شاید بتوان تنها كسی دانست كه از این كم رنگی و كم اقبالی خوشنود بوده است. توسعه فعالیت های قرار گاه سازندگی خاتم الانبیاء در طی سالیان گذشته ، اینك بار مسئولیت سردار را در قبال آینده و تثبیت نقش این پیمانكاری بزرگ و مطمئن در معادلات اقتصادی كشور بیشتر نموده بود.
در تمام این سال ها سردار از موضع گیری های با سمت و سوی سیاسی پرهیز نموده و همواره در تلاش بوده است كه كمتر در مركز توجه جریانات سیاسی قرار داشته باشد. به عبارتی می توان رستم قاسمی را در ردیف مدیران تكنوكرات سپاه دانست كه تمایل چندانی به فعالیتی جز آنچه در چارچوبی مشخص بدو واگذار گردیده است نداشته.
نگاه سوم:
پیروزی احمدی نژاد در  انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 ، بیش از هر نهاد ، ارگان و یا سازمانی ، وزارت نفت را تحت تاثیر قرا داد. رئیس جمهوری كه در دوره مبارزات انتخاباتی عدالت و مبارزه با مافیا و رانت خواران را در راس شعار ها و مباحث خود قرار داده بود ، از نخستین روز های پس از پیروزی در انتخابات نیز با شمشیری از "رو بسته شده" به دیدار نفتی ها رفت. وی صراحتا رویكرد خود در قبال وزارت نفت را رویكردی تحول گرایانه اعلام نمود و بی پروا سخن از تغییرات بزرگی راند كه لازم بود تا به عقیده او دست جریانات رانت خوار و وابستگان به مافیا از این وزارت  خانه را كوتاه كند. اولین موج حاصل از این رویكرد و طرح آن در فضای سیاسی – اجتماعی ، وارد آمدن فشار روانی بر بدنه نیروی انسانی نفت در تمامی بخش ها بود. علی الخصوص قسمتی از ساختار انسانی وزارت نفت كه سابقه سال ها حضور و همكاری با مدیران گوناگون از طیف های مختلف را داشتند ، بیش از هر كس دیگری در معرض مبتلا شدن به تیر غیب اصلاح ساختار و دگرگونی بودند. اگر چه انتخاب وزیری هامانه و اندكی پس از آن ، نوذری كه هر دو از درون خانواده نفت برخاسته بودند ، اندكی از این نگرانی ها كاست و علی الظاهر رئیس دولت را نیز در تحول یك باره در ساختار وزارت نفت ناكام گذاشت ، اما دلهره تحول بنیادین و تغییرات اساسی ، در تمام این سال ها همچنان در دل و روح كاركنان و بدنه سازمانی نفت طنین انداز بود.
هر از چندی ، تغییری در مقاطع مدیریتی سازمان رخ می داد كه بر نگرانی ها می افزود. در عوض "مغضوبین" و تغییر یافتگان ، بكارگیری مدیران تازه كاری كه عمدتا با ساختار نفت آشنایی نداشته و "گزینه های تحمیلی" بر وزیران محسوب می گردیدند ، نیز بر بازدهی سازمان تاثیر مضاعف می گذاشت.
حالا دیگر پیكان "تحول گرایی " رئیس جمهوری در نفت ، به جای مافیا به سمت بسیاری نشانه رفته بود. هر كس سابقه رفاقت یا همكاری با مدیران پیشین این وزارتخانه را داشت ، برحسب میزان نزدیكی فكری و عملی اش به مدیر مذكور ، بیشتر در معرض خطرحذف قرار داشت. 
نگاه چهارم
بیژن نامدار زنگنه را باید اولین وزیر تاریخ وزارت نفت ، در پس از پیروزی انقلاب دانست كه گرایشهای توسعه گرایانه و تكنوكراتیك خود را به طور علنی در طی دوران عملكرد ، به نمایش گذاشت. حتی منتقدین وی نیز نقش او را در توسعه و تحول ساختاری وزارت نفت ، انكار نشدنی می دانند. وی كه به گواهی قوه قضاییه ، یدك كش عنوان "پاك دست ترین" وزیر نیز بود ، در ایجاد تحول و اقتدار بخش خصوصی نقش به سزایی را ایفا نمود. همان اقدامی كه بسیاری از منتقدین وی و شخص رئیس دولت را در متهم ساختن او به جرائم مختلف و علی الخصوص "توسعه رانت خواری" بسیار تهییج می نمود.
در كوتاه زمانی از آغاز به كار زنگنه در ساختمان طالقانی و به رغم مشكلات فزاینده ناشی از نوسانات قیمت نفت ، وی توانست بخش خصوصی را نسبت به شكل دادن و ایجاد بزرگترین زنجیره عرضه خدمات به منظور پیشبرد پروژه های وزارتخانه ترغیب نماید. پروژه هایی كه حاصل آنها توسعه برق آسای میادین پارس جنوبی و پیشرفت محسوس در صنایع پالایشگاهی بود.
شروع به كار رئیس دولت برخاسته از "جریان رایحه خوش خدمت" برای بخش خصوصی اما ارمغان رایحه خوشی را به همراه نداشت. رئیس دولت ، صراحتا بخشی را متهم به دارا بودن "رابطه ای خاص" با مدیران وقت وزارت نفت میدانست و درهمین راستا و با توجیه غیر قانونی بودن بسیاری از قرار داد ها و پیمان های وقت ، تنگ تر كردن دایره پیمانكاران را در دستور كار مدیران خود قرار داد.
سوق داده شدن بخش قابل توجهی از بودجه های عمرانی به سمت سفر های استانی ، تغییرات پیاپی در ساختار اجرایی كار فرما یا همان شركت های وابسته به وزارت نفت و تنگ تر شدن حلقه پیمانكاران واجد صلاحیت را باید سه ضربه بزرگ ناشی از تغییرات در وزارت نفت در این سال ها دانست كه بخش خصوصی را تحت تاثیر خود قرارداد.
در آستانه وزارت "سردار" كه خود سال ها در قامت بزرگترین پیمانكار دولت به فعالیت پرداخته بود ، حالا شاهد حظور كم رنگ بخش خصوصی در پروژه های نفتی و موج عظیمی از پیمانكاران خصوصی ورشكسته در كشور هستیم. بسیاری هم كه در این سالها با تكیه بر اصول مصرح رئیس دولت به فعالیت خود ادامه داده اند ، حالا در شكل پیمانكاران "دست دو" یا "جزء" به فعالیت مشغولند.
و در آخر
حضور سردار رستم قاسمی در نفت را از دومنظر می توان به نقد نشست؛ اول وزیری كه با ساختار "پروژه" و پیمانكاری آشنا بوده، بخش خصوصی را می شناسد و بر ضرورت تعریف و تحرك در پروژه های نفتی اشراف دارد و دوم فردی كه در پیشینه فعالیت اقتصادی اش در كسوت رئیس قرار گاه سازندگی خاتم الانبیاء سابقه قابل قبول و درخشانی را در مدیریت منابع و توسعه ثروت دارا بوده است.
حالا اما "سردار" وارث وزارتخانه ایست كه :
هم به لحاظ سیاسی زیر ذره بین رئیس دولت قرار داشته و همچنان نیم نگاهی بر تغییر ساختار آن ضمیمه نگاه رئیس دولت می باشد،
هم در بدنه سازمانی متحمل ضربات بزرگ و مهلكی گردیده است و اینك دچار بحران كم انگیزگی سازمان و "متصدیان" اجرایی خود می باشد،
و هم دوستان و همراهان دیروزش در بخش خصوصی را از دست داده و در نزد آنان از محبوبیت كم و اعتبار قلیلی برخوردار است.
در سوی دیگر داستان نیز ، جناب وزیر كه در شرایطی نه چندان مطلوب دولت مردان بر مسند وزارت نشسته است ، راه پر مشقتی را در همراه ساختن سایر همكارانش در هیات دولت با طرح ها و نظرات خود در پیش خواهد داشت.
باید به انتظار نشست و در آینده ای كه احتمالا دور نیست ، نتایج زور آزمایی " رستم قاسمی " با مشكلات و مسائل این وزارتخانه را مشاهده كرد.


نظرات بینندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: