كد خبر: 25082
تاريخ انتشار: 17 بهمن 1389 ساعت 12:10
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

پیرمرد دهاتی و كسینجر اسلام

در دفاع از حسن عباسی

عباس رضایی ثمرین

پرده اول
می گفتند و با حرارت تحلیل می كردند. اشتباهات استراتژیك اوباما را یك به یك برملا می‌كردند و آنها را به توفیق جمهوریخواهان در انتخابات كنگره ربط می دادند و در ادامه این همه را به خاورمیانه وصل می كردند. با در كنار هم گذاردن گزاره های محیرالعقول، به نتایج جذابی می رسیدند. چانه هایشان گرم شده بود، هر از چند گاه، از فلاسك چای كنار دستشان، استكان های خود را پر می كردند و پس از نوشیدن چای، با حرارت و شعف بیشتری به بحث ادامه می دادند.

از سیاست خارجه گرفته تا امور بین الملل، سیاست داخله، اداره كشور و ... را به باد انتقاد گرفته بودند و همه چیز و همه كس را به شدیدترین وجه ممكن می كوبیدند.  بعضاً حتی فحاشی را هم چاشنی كار می كردند تا عمق كلام را بیشتر كنند و بر نفوذ آن بیفزایند. باور كردنی نبود، آنچه از آن همه فلسفه بافی و نظریه پردازی می دیدم، توسط دو مرد سالخورده روستایی در كنج بقالی كوچك پدر بزرگم در حال اتفاق افتادن بود. دو پیرمردی كه در خوشبینانه ترین حالت ممكن، میزان تحصیلاتشان از حد خواندن و نوشتن فراتر نمی رفت.

تا پیش از آن سفر كوتاه به روستای پدری، ساده لوحانه تصور می كردم كه این آفت «همه‌چیزدانی و همه‌چیزگویی» مختص شهرنشینان است. فارغ از میزان صحت تحلیل ها و گزاره های مطروحه – كه انصافا در بخش خیلی كوچكی از آنها رنگ هایی از واقعیت هم می شد یافت- نفس عمل دو پیرمرد، آدمی را متحیر می كرد.

پرده دوم
چندی پیش اسامی هیئت داوران جشنواره فیلم فجر رسانه‌ای شد و وجود نام برخی از افراد در لیست اعلام شده، افكار عمومی را به حیرت و واكنش واداشت.

مطالب انتقادی بسیاری در روزنامه ها و سایت ها منتشر شد و تركیب معرفی شده از زوایای مختلف مورد نقادی قرار گرفت. از پررنگ بودن حضور افراد متمایل به دولت گرفته تا شناخته شده نبودن افراد انتخاب شده در عرصه سینما موضوعاتی بودند كه كراراً در نقد ها مطرح می شدند.

آنچه كه بیش از نكات دیگر در نقدهای منتشره حضور چشمگیری داشت، اعتراض به حضور فردی در لیست داوران بود كه چندان سابقه سینمایی روشنی نداشت. حسن عباسی -كه خود را «كیسینجر» اسلام می‌داند- گرچه در نقد نویسی سبك خاص خودش را داشت و در روش منحصر به فرد خود، معمولا با ربط دادن چیزهای عجیب و غریب، نقدهای سینمایی عجیب تری خلق می كرد ،ا ما به زعم صاحب نظران حوزه سینما هرگز از منتقدان برجسته سینما به شمار نمی آمد. خیلی ها معتقد بودند نامبرده به رغم داشتن توانایی اظهار نظر در اكثریت علوم و فنون شناخته شده در عالم بشریت، در هیچ كدام از حوزه ها تخصص كافی ندارد.

این مسئله به شدت مورد تاكید منتقدان قرار گرفت. برخی از نقدها كه طبعا در رسانه های رسمی جایگاهی نداشتند، لحن پرخاشگرانه و تندتری نیز داشتند و انتخاب كنندگان را به دلیل آنچه كه قشری‌گری و سطحی‌نگری نامیده می شد، مورد نوازش قرار دادند. اما در میان این هیاهو و همهمه نكاتی در این میان مغفول ماند.

پرده سوم
پیش از آنكه حضور برخی افراد در میان داوران جشنواره فیلم فجر را به داستان پیرمردهای بقالی پدر بزرگ ربط بدهم باید بگویم كه انگلیسی‌ها اصطلاحی دارند كه در توصیف گونه خاصی از انسان‌ها به كار می برند. « Jack of all trades but master of none». این اصطلاح را در توصیف افرادی به كار می‌برند كه در اكثر زمینه ها اندك معلوماتی دارند، اما در هیچ كدام از آنها متخصص و صاحب نظر نیستند. در جامعه غرب حتما تعداد این قبیل افراد كم است و لابد از نوادر جوامعند كه برای توصیفشان اصطلاحی اختراع كرده‌اند، وگرنه چنین مسئله‌ای اگر در آنجا هم مثل جامعه ما عمومیت داشت، چه نیازی به ساختن اصطلاح یا ضرب المثل بود؟

حدیث افرادی كه در هر زمینه اندك اطلاعاتی دارند و در هیچ كدام متخصص و صاحب نظر نیستند، در كشور ما كمی بغرنج تر است. اینجا خیلی از افراد علی رغم اینكه در خیلی از زمینه ها همان اندك اطلاعات را هم ندارند، به شدت احساس  تخصص می كنند و در اظهار نظر حد و مرزی برای خود قائل نیستند. 

مطبوعاتی‌ها و منتقدینی كه تركیب هیئت داوران جشنواره فیلم فجر را بر نتابیدند و نقدهای آتشین خود را روانه رسانه ها كرده و با صدای بلند آرزو كردند كه «كاش هر كس جای خود می نشست»، كافی است كمی چشمان خود را بازتر كنند. آن كس كه بیش از دیگران سیبل انتقادات شده، اولین ایرانی نیست كه همه چیز می داند! قطعا آخرین هم نخواهد بود.

امثال او در جامعه كم نیستند. كیسینجر كه سهل است، هزاران هزار سارتر، كامو، فوكو، هیوم، اسپینوزا و... در اطراف هر كدام از ما هستند، تنها كافی است كه چشمان خود را باز كنیم و خوب اطرافیانمان را ببینیم. مگر كمند كسانی كه در كوی و برزن، شب و نیمه شب مثل همان دو پیرمرد اول قصه، از روابط عاطفی و سكس گرفته تا عرفان، روانشناسی و سیاست را مورد واكاوی قرار داده و در باب آنها حكم صادر می‌كنند. آنچنان پرحرارت و با اعتماد به نفس هم این كار را می كنند كه هر كس نداند، فكر می‌كند با یك پروفسور تمام عیار در زمینه مورد بحث مواجه است.

اگر صادق باشیم، این «خودكارشناس‌بینی» و «خودخفن‌انگاری» دامن خیلی از خودمان را هم گرفته است. اگر كمی فكر كنیم، حتما به یاد می آوریم كه بارها نقش یك كارشناس بالفطره را در زمینه‌ای كه هیچ دانش و تخصصی در آن نداریم ایفا كرده ایم. به هنگام مواجهه با دوستی كه مشكلات خانوادگی دارد، در قامت یك روانشناس خبره ظاهر شده‌ایم و در قبال فردی كه با همسایه خود درگیر شده، نقش یك مشاور حقوقی قهار را بازی كرده‌ایم.

به این و آن گیر ندهیم كه چرا در هر زمینه‌ای اظهار نظر می كنند. به آن یكی دیگران هم گیر ندهیم كه چرا آنان را برای اظهار نظر و قضاوت انتخاب كرده‌اند. بدون شك تمام كسانی كه از طریق همین «آسمان به ریسمان بافی» شهرتی به هم زده‌اند و تریبون‌ها یافته‌اند و در باب همه چیز اظهار فضل می كنند، عصاره جامعه ایرانی‌‍‌اند. تنها فرقشان شاید این باشد كه آنها احتمالاً نسخه تكامل یافته تری از این «همه‌چیزدان»های كوی و برزنند و لابد به همین دلیل است كه توانسته اند مدارج ترقی را بیش از دیگران طی كنند، وگرنه در اصل عمل همه باهم مشتركیم.

بپذیریم كه مشكل آنها نیستند، حتی شاید مشكل انتخاب كنندگان بد‌سلیقه هم نباشند. مشكل خیلی ریشه ای تر است، مشكل این اپیدمی فرهنگی است كه اكثریت ما دچار آنیم. هر كدام از ما اگر آب بیابیم، شاید از دیگران هم شناگرتر باشیم.

این آفت همه‌چیزدانی در طول تاریخ كم هزینه برای ما ایجاد نكرده است. اگر نیك بنگرید، كسی كه تصور می‌كند همه چیز می‌داند، دیگر به تخصص و متخصص بهایی نمی‌دهد. كسی كه در همه زمینه ها صاحب نظر است، دیگر مشورت پذیر نمی‌تواند باشد. استبداد رای سرنوشت محتوم همه چیز دانی است. كسی كه خود را كارشناس ارشد همه رشته‌ها می‌داند، جز بله قربان گویان، فرصت حضور در كنارش را نمی یابند. این روحیه، دشمن كار تیمی و نگرش گروهی است.

این روحیه سلسله مراتب را به هم می زند، بازیكن به اجتهاد خودش عمل می‌كند و توصیه های مربی را به كناری می‌نهد، دانشجو خود را فراتر از استاد می‌بیند، طلبه اجازه جسارت به ساحت مرجع را به خود می‌دهد و غیره. مشكلات ناشی از این آفت را بی اغراق می توان تا هزاران كلمه ادامه داد. بیایید همه با هم فكری به حال این مشكل بكنیم و گرنه مگر چند در صد از ما در زندگی روزمره خود در جای حقیقی خودمان نشسته ایم كه از داوران جشنواره فیلم فجر متوقع باشیم در جایگاه خود باشند، آنها را به حال خود رها كنیم، بگذاریم راحت باشند، چند روزی گرد هم می‌آیند و قضاوتی می‌كنند و سیمرغی می‌دهند، جشنواره چند روز بیشتر طول نمی كشد، مشكل جای دیگری‌ست...


نظرات بینندگان:
به این جور اشخاص میگن "همه كاره و هیچكاره"
101
12
کد: 235301  | 17 بهمن 1389 ساعت 12:30
وااااااااااای
18
4
کد: 235372  | 17 بهمن 1389 ساعت 13:09
جواب حسن عباسی همان است دریابان شمخانی گفت :
"زمان جنگ كجا بودید"
122
16
کد: 235647  | 17 بهمن 1389 ساعت 15:57
«خودخفن‌انگاری»..... خیلی اصطلاح قشنگی درست كردی
20
4
کد: 235756  | 17 بهمن 1389 ساعت 17:02
دریایی به عمق یك سانت
10
4
کد: 235770  | محمد مسعودنیا  | 17 بهمن 1389 ساعت 17:10
در پاسخ به این نوشته:
1 ـ این درست نیست كه بگوییم چون چنین فرهنگی در كشور ما وجود دارد، پس نباید پیزی گفت! بیچارگی ها از همین جا آغاز می شود كه از بس هیچ نگفته ایم، همینطور و الكی افراد هیچ ندان اما همه كاره تا بیخ خرخره مان نفوذ كرده اند. آنچه كه دیگران در باره عباسی گفته اند، صرف نظر از فحاشی ها، از همین منظر قابل بررسی است. اگر قایل و معترف به فرمایشات نویسنده باشیم، خود آن بزرگوار هم در دایره همه چیز دانهای هیچ ندان قرار می گیرند. كه البته چنین مباد و چنین هم نیست. حرف و حدیث منتقدان این است: دست كمی كسی را بیاورید كه آشنایی حداقلی از سینما داشته باشد، نه آقای عباسی كه در این باره هیچ تخصصی ندارد.
2 ـ می پذیریم كه چنین افرادی در جامعه فراوانند. اما حرفها و اظهار لحیه های آنان در حیطه های شخصی است و پذیرش یا عدم پذیرش نظرات و اظهار فضل های آنان بستگی به شعور مخاطب داشته و هیچگونه ضمانت اجرایی ندارد. اما حضور و قضاوت آقای عباسی در حیطه سینما، نه یك اظهار نظر صرف، بلكه داوری در باره چیزی است كه اطلاعی از آن ندارد! در واقع داوری كسی در باره سینما ملاك عمل قرار می گیرد كه نباید وارد چنین حوزه ای شود. تا كنون آقای عباسی اظهار نظرهای گوناگونی كرده و كسی هم نگفته است كه چرا اظهار نظر می كنی، بلكه گفته اند چنین اظهار نظری درست نیست و نقض بردار است. اما این بار فرق می كند. نظر ایشان مبنای قانونی و اجرایی پیدا می كند و این كار به هیچ روی درست نیست. حرف منتقدان این است، نه آن چیزی كه نویسنده محترم این مقاله فرموده اند.
10
6
کد: 235955  | سینماگر  | 17 بهمن 1389 ساعت 20:05
حالا یعنی واسه هركی یه ضربامثل ساختن یعنی یارو خیلی باحاله ؟؟؟آخه اینم شد حرف ؟؟ طرفدارای یه آدم بیسواد قطعا بیسوادن دیگه یه ذره حرفه ای مقاله بنویس بابا
8
3
کد: 236000  | علیرضا  | 17 بهمن 1389 ساعت 21:36
چه مقاله و نقد خوبی، ممنون از اشاره های خوبتون.
10
10
کد: 236030  | 17 بهمن 1389 ساعت 22:28
به این نتیجه رسیده ام هر كس را كه می كوبید احتمالا حرف جدید و جدی برای گفتن دارد.
12
46
کد: 236316  | 18 بهمن 1389 ساعت 09:12
به اینا میگن "به وسعت دریا به عمق یك بند انگشت"
28
5
کد: 236415  | 18 بهمن 1389 ساعت 10:58
با استفاده از یك عیب اجتماعی اومدی از یك آقایی حمایت كردی. اصلاً استدلال مرتبطی نبود. اگه می خوای یك عیب اجتماع رو بگی یك مقاله مستقل بنویس. اگه هم می خوای از این آقا حمایت كنی جداگونه بگو
9
11
کد: 236589  | مسعود  | 18 بهمن 1389 ساعت 12:20
مربیگری تیم ملی فوتبال رو هم بدن به دكتر عباسی
29
10
کد: 236770  | امیر  | 18 بهمن 1389 ساعت 13:46
یكی از همین "خود خفن انگارها" همین شخص نویسنده مقاله است كه در مورد همه اقشار جامعه نظر داده.
17
18
کد: 236848  | 18 بهمن 1389 ساعت 14:26
هركسی می تواند برای خودش اظهار نظر كند و در هر رشته دلش خواست، اظهار لحیه نماید، منتها نباید ضمانت اجرایی داشته باشد. همین طور هم هست. صحبت بر سر این است كه آقای عباسی چیزی از سینما نمی داند و حرف و نظرش اجرا می شود و قضاوت غیركارشناسی او ملاك عمل قرار می گیرد. در این صورت، جای تعجب است كه نویسنده محترم قلمش را در دفاع از كسی به كار می برد كه قضاوتش نه تنها یك نظر، بلكه ملاك عمل است و جنبه قانونی پیدا می كند.
13
7
کد: 236982  | 18 بهمن 1389 ساعت 15:55
وقتی یك پزشك عمومی میشود مسئول رده بالای پرواز هواپیما و وقتی بازهم یك دامپزشك میشود معاون و مشاور اقتصادی وزیر اقتصاد؛خب عباسی هم باید به جای بزرگان سینما بنشیند به داوری.در این مملكت هیچكس سر جای خودش نیست.
45
9
کد: 237093  | 18 بهمن 1389 ساعت 16:58
حسن عباسی به خاطر داشتن فن بیان قوی و علاقه و آشنایی نسبی با كارهای متنوعی نظیر موسیقی ، سینما ، خوشنویسی ، نقاشی ، نویسندگی ، ورزش ، سیاست و ... تبدیل به تحلیل گری منحصربفرد شده ، در حالی كه شاید كسی باور نكند كه این آقا مدرك دانشگاهی ندارد ولی مطالعه و تحقیق زیادی داشته و توانسته دانشجویان بسیاری هم دور خودش جمع كنه ، به عنوان مثال همین سری برنامه های سینمای استراتژیك كه اجرا كرده یه كار جدیدی محسوب میشه و همین باعث شده برای داوری فیلم فجر دعوت بشه ،
8
46
کد: 237522  | مثل تو  | 19 بهمن 1389 ساعت 00:22
حسن عباسی با اون اصطلاح معروفش : "زنای ذهنی!"
8
3
کد: 238834  | 20 بهمن 1389 ساعت 03:02
برای اثبات كمالاتتان از اصطلاح انگلیسی همه كاره و هیچ كاره استفاده كردید؟
4
5
کد: 238917  | 20 بهمن 1389 ساعت 08:13
چرا بهش گیر میدین؟ یه كمدین جدید به تلویزیون اضافه شده.كلی میخندیم وقتی حرف میزنه
15
5
کد: 239034  | 20 بهمن 1389 ساعت 09:24
با این نقدها و نوشته ها تنها خودتون رو دلخوش میكنید عباسی با این چیزا دورش خلوت نمیشه فقط شلوغ تر میشه.
5
7
کد: 242901  | 22 بهمن 1389 ساعت 17:05
من تا حالا ندیدم مخالفان حسن عباسی حرفهای او را نقد و تحلیل و بررسی كنند فقط تخریب شخصیت و بد بی راه حواله این بنده خدا می كنند. به هر حال ما هنوز منتظریم ببینیم كسی نقد دقیق و علمی روی صحبت های ایشان دارد یا همچنان به "دیگران كوچك انگاری" خودشان ادامه می دهند!
7
5
کد: 245870  | 24 بهمن 1389 ساعت 11:45
اتفاقا این تو كشور ماست كه خیلی به مدرك اهمیت داده میشه و هركس كه میشه دكتر دیگه حرفش برامون سند میشه نه دركشورهای مدرن
عباسی هر مدركی داشته باشه باید پذیرفت كه صاحب نظره(حالا درست یا غلط) و مثل مقلدان روشنفكرنمای داخلی فقط یكسری از لغات رو قرقره نمی كنه.
4
4
کد: 247805  | 25 بهمن 1389 ساعت 17:42

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: