جشنواره وابسته حكم یك مرده را دارد كه پس از مشخص شدن كاندیداهای بخش مسابقه اش، میتوان برنده جایزه ها را با توجه به گرایش هیات داوران پیش بینی كرد كه این انگیزه كارگردانان بزرگ را برای حضور در این رویداد كاهش می دهد/ این شاید محصول نهایی یك برنامه ریزی دم دستی باشد كه این رویداد را به حالت رفع تكلیف در آورده...
جشنواره فیلم فجر در حالی به دوره بیست و نهم رسید كه هنوز نتوانسته به جایگاهی هم سطح جشنواره های بین المللی معتبر دست یابد و اگرچه اسماً با حضور فیلم هایی از كشورهای مختلف جهان، این عنوان را یدك می كشد، اما در عمل كیفیت آثار حاضر در بخش مسابقه جشنواره، یادآور دیگر جشنواره های بزرگ سینمایی جهان نیست و جای تاسف دارد كه گذر ایام باعث شده تكاپو برای قرار گرفتن بزرگ ترین رویداد سینمایی سال ایران هم ردیف رویدادهای سینمایی جهان كمرنگ شود.
به گزارش سرویس فرهنگی هنری «آینده»؛ با سپری شدن جشنواره فیلم فجر 89ٰٰ، یك گام تا پایان سومین دهه عمر بزرگ ترین رویداد سینمایی كه با انقلاب اسلامی ایران متولد شد، باقی است؛ رویدادی كه در بدو فعالیتش تصور میشد، در گام نخست مسیری صحیح به جریان آزاد فیلم سازی در ایران ببخشد و در گام بعد در سطح بین المللی نیز اثرگذار باشد و سینمای ایران را بیش از پیش در معرض دید جهانیان قرار دهد.
این رویداد اگرچه تا حدودی در دستیابی به این هدف صاحب توفیق بود، اما آفت دولتی بودن در تمامی این سالهاٰ، مانعی جدی برای رشد این فرصت شد و سلیقه تیم فرهنگی و سینمایی هر دولت عاملی شد تا همواره شاهد تغییر سیاست های جشنواره و به تبع آن تغییر سمت و سوی داوری ها و تغییر ذائقه انتخاب كنندگان بود. به همین دلیل نمی توان برگزیدگان اصلی ادوار مختلف جشنواره فجر را با الفبای مشترك كنار هم قرار داد و خط سیری ترسیم كرد كه حكایت از پیگیری یك سیاست فرهنگی شفاف (به دور از كلی گویی) در طول 29 دوره جشنواره فجر داشته باشد. شاید یكی از مهم ترین دلایلی كه كارگردانان بزرگ خارجی آثارشان را به این جشنواره نمی آورند، همین نامشخص بودن سیاست ها و خط فكری حاكم بر "فجر" است كه روزی صدای طبل و سنج از آن بر می خیزد و روزی صدای تار و چنگ!
به همین دلیل اگرچه جشنواره فجر اسماً با حضور فیلم هایی از كشورهای مختلف مزین به پرچم های مختلف و عنوان دهان پركن بین المللی میشود اما به لحاظ كیفیت، غیبت چهره های شاخص سینمای ژاپن، فرانسه، انگلیس، ایتالیا و آمریكا باعث شده نتوان این رویداد را با استانداردهای فستیوال هایی چون كن یا ونیز قیاس كرد و با رفتارهای غیرحرفه ای كه در این دوره صورت پذیرفت، اندك امیدی نیز كه برای حركت در مسیر دستیابی به یك جشنواره بزرگ و جهانی میرفت كمرنگ. در عین حال برای آنكه مشخص شود این جشنواره از كدام نقاط ضربه میخورد، بر شمرده میشود.
جشنواره وابسته، جشنواره مرده
این كه همواره وزارت فرهنگ و ارشاد دولت ها بخواهند جشنواره فجر را تماماً در كنترل خویش داشته باشد، عاقبتش همین وضعیت كنونی میشود و به نظر میرسد نخستین گام در باسازی و بهبود وضعیت جشنواره، حركت به سمت مستقل شدنش به عنوان یك رویداد غیردولتی (و نه خصوصی) است تا در عین حال كه دولت بر جریان برگزاری جشنواره نظارت دارد و پشتیبانی مالی و سیاسی انجام میدهد، دامنه نفوذش را تا پای میز داوران توسعه ندهد و این گونه نباشد كه با چینش داوران، آثاری انتخاب شوند كه مطلوب نظر وزارت فرهنگ و ارشاد باشد، هرچند ممكن است آن اثر اصلاً شایستگی سیمرغ بلورین جشنواره را نداشته باشد.
بدون شك جشنواره وابسته حكم یك جشنواره مرده را دارد كه پس از مشخص شدن كاندیداهای بخش مسابقه اش، میتوان برنده جایزه ها را با ضریب خطای پایین و با توجه به گرایش هیات داوران پیش بینی كرد كه این انگیزه كارگردانان بزرگ را برای حضور در این رویداد كاهش می دهد و باعث میشود در فصل برگزاری، تمامی مسئولان سینمایی به صف شوند تا كارگردانان مطرح داخلی بیشتری را به این رویداد بیاورند و در اصطلاح خودشان تنور جشنواره را گرم كنند. اما تا كی این تنور گرم می ماند، خدا می داند!
"فجر" كجای این جشنواره است؟
از دیگر مسائلی كه برای این جشنواره قابل طرح است، برگزاری در بخش های مختلف است و كثرت جوایزی كه به این طریق در نظر گرفته شده تا جامعه سینمایی سهم بیشتری از جوایز ببرند و انگیزه ها برای حضور سینماگران افزایش یابد اما در عمل مشخص شده این حجم جوایز تاثیر شگرفی در افزایش شركت كنندگان نداشته است و از این حیث در صورتی كه تنها یك جایزه برای كارگردانان، بازیگر نقش اول، مكمل، فیلمبردار و ... در نظر گرفته شود و از حواشی كاسته شود، ارزش افزوده این جایزه آنچنان خواهد شد كه انگیزه برخی فیلمسازان برای تصاحب این تك جایزه ها دوچندان میشود، به خصوص آنكه جوایز بخش بین الملل نیز با جوایز داخلی جمع بسته شود و حتی برخی سالها، آثار شاخص دیگر كشورها برنده این تك جوایز شوند.
حال اگر اصرار بر تكثرگرایی در جایزه دادن وجود دارد، چرا این جشنواره عریض و طویل حتی یك دیپلم افتخار هم برای فیلمی با رویكرد "فجر" انقلاب ندارد و تابلوی این جشنواره جزو رویكردهای اصلی این بیست و نه دوره نبوده است؟ آیا این جشنواره یك دو ریالی به انقلاب مدیون نیست كه حتی كوچك ترین اثری از این رویكرد در آن لحاظ نشده و یا غفلتی بوده كه 29 سال جریان داشته و علی الظاهر قرار است همچنان نیز بدین منوال ادامه داشته باشد؟
سانسور در حداقل ممكن
این یك واقعیت است كه به جز سینمای ایران و معدود آثار سینمای آسیا، عمده آثار سینمایی دارای استانداردهایی كه توان بدون سانسور آنها را در جشنواره شركت داد، نمی شوند و معمولاً كارگردانان مولف و صاحب نام نیز حاضر نمی شوند برای حضور در یك جشنواره، بخش هایی از آثارشان را حذف كنند تا فیلمشان در قالب جشنواره فجر قرار گیرد و از این حیث، از اصلی ترین رویكردهایی است كه برای توسعه حضور كارگردانان مطرح و مولف می توان مدنظر قرار داد.
از این رویكرد كه بگذریم، ضروری است حداقل فیلم داخلی در مسیر شركت در جشنواره توقیف نشود و در واقع ابتدا باید مشكلمان را با خودمان رفع كنیم و بپذیریم كه فیلمساز داخلی دیدگاه هایش را بتواند در جشنواره به نمایش بگذارد و شاید بهتر باشد پس از آن سراغ پیشنهاد دوم و عدم سانسور فیلم های خارجی رفت و شاید یكی از دغدغه هایی كه از غیردولتی شدن جشنواره نیز بعیدتر به نظر میرسد، همین كاهش سانسورهایی است كه در بسیاری از اوقات نیز در چهارچوب قوانین نمی گنجد و صرفاً به اقتصای سلیقه اتفاق می افتد.
محصول نهایی یك برنامه ریزی دم دستی
در وضعیتی كه جشنواره های بین المللی چندین ماه دامنه برگزاری شان است و نمود عینی اش نیز اسكار است كه از ماه ها پیش به موضوع روز رسانه های جهان مطرح شد و طبق روال در اسفندماه، برندگانش مشخص میشود، جشنواره فجر شاید بیست روز نیز به عنوان محور اخبار سینمایی ایران مورد توجه قرار نگیرد، چه رسد به محور اخبار سینمایی جهان یا منطقه و این شاید محصول نهایی یك برنامه ریزی دم دستی باشد كه برگزاری این رویداد را به حالت رفع تكلیف در آورده و البته نباید این واقعیت را كمرنگ كرد كه تلاش شده این رفع تكلیف از حداقل استاندارد لازم برخوردار باشد.
طبیعتاً در صورتی كه از ماه ها قبل آثار سینمایی به دبیرخانه جشنواره برای قضاوت ارائه شوند و هیات داوران حداقل چند هفته پیش از آغاز جشنواره، كاندیداهای رقابت در بخش های مختلف جشنواره را معرفی نمایند، هم بر هیجان جشنواره افزوده خواهد شد و هم فضای نقد و بررسی كاندیداها و نقد انتخاب هیات داوران جشنواره فراهم خواهد آمد و داوران جشنواره نیز پیش از انتخاب نهایی، در معرض نقد گزینه های پیش رویشان به قلم و بیان منتقدان سینمایی قرار میگرند و با جمع بندی دیدگاه ها، انتخاب نهایی برایشان دقیق تر بوده و با نظر منتقدان و صاحب نظران سینمایی هم سوتر خواهد بود؛ اتفاقی كه در سال های اخیر كمتر به وقوع پیوسته است.
.jpg)
یك جشنواره بین المللی، یك هیات داوران بین المللی
تمامی آنچه ذكر شد، حلقه های یك زنجیر هستند كه دست و پای جشنواره را بسته اما ضعیف ترین حلقه كه می توان این زنجیر را از آنجا پاره كرد، هیات داوران جشنواره فجر است كه به واسطه همان دولتی بودن و نگاه سلیقه مدیران هر دوره، كاملاً بدون استدلال انتخاب شده اند و یكی از بدترین انتخاب ها نیز مربوط به همین دوره جشنواره است كه جهانگیر الماسی به عنوان "بازیگر سینما" و حسن عباسی به عنوان "منتقد و كارشناس استراتژیك رسانه!" در جمع عضو هیات داوران قرار گرفته اند.
از حسن عباسی در این مقال می گذریم و در خصوص سطح و توان نقد فیلمش در مطلبی مجزا خواهیم پرداخت تا مشخص شود این شخص بدون ساخت یك فیلم سینمایی یا یك سناریونویسی یا حتی بازی در یك فیلم به این عنوان رسیده، اما در خصوص جهانگیر الماسی كه ارزش هایش در جای خود قابل احترام است و دو تن دیگر از اعضاء هیات داوران نیز این ابهام وجود دارد كه آیا چهره های شاخص تری برای حضور در این هیات وجود نداشت كه بر وزن انتخاب ها بیافزاید و برخی با شنیدن اسامی هیات داوران، ترجیح ندهد فیلمشان را به جشنواره نبرند؟!
آیا توقع می رود با داوری امثال حسن عباسی و جهانگیر المالسی، روزی دیوید فینچر و كریستوفر نولان و مارتین اسكورسیزی به فجر بیایند یا اینكه اصلاً برای مسئولان محترم اهمیتی ندارد چه اشخاصی با چه فیلم هایی در این جشنوراه شركت كند و تنها مسئله مهم روشن شدن چراغ این جشنواره برای مدت ده روز است؟! آیا بهتر نیست تا همین كارگردانان داخلی نیز به واسطه قرار گرفتن زیر بلیت امثال عباسی، عطای جشنواره را به لقایش نبخشیده اند، حداقل ضعیف این زنجیر را در آورد و گام اول را برای بهبود اوضاع جشنواره فجر برای سی امین دوره برداشت؟