مراجع تقلید با وجود اعتراض به برخی مسئولان و اظهاراتشان، برای شرایط خاص كشور سكوت می كنند، اما مسوولان نظارتی این شرایط خاص را بهانه بی تفاوتی به اهانتها كرده اند، گویا فقط مراجع موظف به رعایت شرایط خاصند واشخاص دیگر بواسطه انتساب سببی وشغلی با مسولان ارشد مجاز به هر رفتار ناهنجار و گفتن هر سخن توهین آمیزی هستند

«آینده»، سرویس فرهنگی: درحالی كه مراجع معظم تقلید بویژه آیات عظام صافی گلپایگانی و مكارم شیرازی به صراحت عنوان كرده اند كه با وجود اعتراض شدید به برخی مسئولان و اظهارات آنان، به دلیل شرایط خاص كشور سكوت می كنند، سایرمسولان نظارتی نیز این شرایط خاص را بهانه بی تفاوتی به اهانتها كرده اند، در حالیكه اگر شرایط خاص و حساس كشور مانع گفتن حرف حق مراجع تقلید می شود، به طریق اولی ضرورت برخورد با برخی مسوولان كه با حرفهای نسجیده و اهانت آمیز موجب بحران سازی در كشور می گردند را به وجود می آورد. اما مسوولان مربوطه طوری برخورد می كنند كه گویا فقط مراجع تقلید موظف به رعایت شرایط خاصند و اشخاص دیگر به واسطه انتساب سببی و شغلی با مسوولان ارشد مجاز به هر رفتار ناهنجار و گفتن هر سخن بیجا و توهین آمیزی هستند.
در همین زمینه حسن فاتحی می نویسد: در مباحث روز جامعه ما برخی اتفاقات مشكوك و از قبل برنامه ریزی شده درصحنه مدیریت اجرایی وحكومتی می افتد ومسئولین ارشد محترم شرایط خاص كشور را دلیل برای عدم پیگیریها عنوان می نمایند، در حالی كه بواسطه همین دلیل تراشیها جریانات انحرافی با تكیه برنبوغ طراحان آن، رشد و نضج می یابند و ای بسا دیگر از حد كنترل نیز خارج شده و به معضلات كلان تبدیل شوند.
وقتی یك نویسنده غیرمسلمان اهانتی به مقدسات اسلامی می نماید، حساسیت فراوانی به خرج می دهیم ولی در روز روشن جریانات انحرافی تنها بانقاب ارزش! اهانت هایی به مراجع و مقدسات دینی می نمایند و تمسخر می نمایند ولی نه تنها ككشان گزیده نمی شود، بلكه در اتاق فكر اجرایی كشور كاری را كه می خواهند، به راحتی انجام می دهند و....
افرادی با باندگرایی و هیاهوسالاری از عدالت سخن می گویند، ولی در عمل بی عدالتی را دنبال می كنند كه به تیم گرایی افراطی منجر می شود. به شكلی كه محرومین و مستضعفین عملا" بازیچه تدابیر و نبوغ اینها می شوند و حتی فرصت تامل و تفكر نیز به عوام داده نمی شود و با روانشناسی هیاهو حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهند.
از یك طرف ادعای ولایت می كنند و آن هم ولایت علوی ولی ازلحاظ كاركردی بسترهای اختناق و خفقان را بوجود می آورند و عجیبتر اینكه با نقاب ارزش علیه روحانیت مبارز و اصیل مبارزه می نمایند و هر روز با طرحی نو حكومت اسلامی را ناكارامد جلوه می دهند و به دنبال جامعه سكولار می گردند كه شبیه تركیه باشد. یعنی قدرت در دست افراد ظاهرا" دین دار ولی دراصل مبتی بر تفكرات سكولار وحتی لائیسم.
عدالتی كه نتواند با بازوهای راست و چپ مشكوك خود درست برخورد كند، در واقع عدالت نیست بلكه بی عدالتی و ظلمی آشكار به جامعه است؛ چرا كه با سوء استفاده از ارزشها و احساسات عوام كاری را می كند كه دشمنان نمی توانند انجام دهند.
جریان افراطی كه با التهاب آفرینی حتی امام راحل را زیر سئوال برد و یاران صدیق امام را كنار گذاشت، هم اكنون می خواهد ولایت و رهبری رانیز دور بزند و این كار را با سناریو ترور شخصیت روحانیون انجام می دهد و عجیبتر اینكه از تیم روحانیون افراطی تربیت شده نیز بهره برداری می نماید .
تا دیروز معترضین سیاسی هدف بودند و امروز نظرات مراجع را هدف گرفته اند و كم كم از مدلهای ایرانی سكولار سخن می گویند و لابد فردا نیز عامل تمام بدبختیها را دین معرفی می نمایند. در حالی كه از اساس خودشان مشكوك بوده و هستند و اگر مجلس شورای اسلامی دربرابر قانون شكنیها به وظایف امانتی خود عمل می نمود دیگر شاهد صحنه ای نبودیم كه دور و بر مشكل دار سخنانی بگویند و مورد تایید و تمجید رئیس نیز قرار بگیرند.
در همین شرایط خاص ستون پنجم بزرگ ضددینی تشكیل می شود و افكار امثال گنجی را در پشت تریبونهای مردمی بیان می كنند و تازه ادعای ولایت مداری و دین داری نیز می نمایند! ولی انگار نه انگار جریان انحرافی وجود دارد و با دید خودی تفكرات ضددینی نیز مورد مدارا قرار می گیرد و از طرفی با تفكرات مبتنی بر مردم سالاری دینی منتقدان كه فرزندان انقلاب بوده اند و هستند برخورد می شود.
یكی ازعلل مهم سقوط ملتها تناقض ارزشی می باشد و بنابراین اگر واقعا" هدفمان اسلام و حكومت اسلامی است و ادعای ولایت علوی داریم، باید با جریانات انحرافی برخورد مناسب نماییم ولو اینكه آن جریانات زیر دست خودیها كار كنند، چرا كه برای اقامه عدل خودی و غیرخودی مرزبندی غلطی است.