
من با مطالعات زیادی كه در حوزه مسائل زنان دارم و میدانم صدها هزار دختر از تجرد «ناخواسته» رنج میبرند.
29 سالهام. با اندامی لاغر و چهرهای كه دیگران دلنشین و زیبایش میدانند، به لطف تربیت پدر و مادری فرهنگی، دیندار و جدی مانند دو خواهر دیگرم خوب تربیت شدهام و رشد كردهام. كارشناس ارشد علوم اجتماعی هستم و نگارگر تابلوهای رنگ و روغن. بیش از ده مقاله در زمینههای ادبی و اجتماعی، در نشریات گوناگون به چاپ رساندهام و در موسیقی و شنا هم توانایی دارم. اما چون نه پدرم از صاحبان مقام و مكنت است و نه خودم از دامگستران عشوهگر، تاكنون ازدواج نكردهام. اطرافیان میگویند این «ماندن» من بخت دو خواهر 25 ساله و 23 سالهم را- كه آنها نیز تحصیلكرده، باوقار و هنرمندند- «بسته» است! به آسانی میتوان گرد اندوه را بر چهره خسته پدر و مادرم مشاهده كرد. اگر در محفل خویشان شركت كنم، با این پرسش روبهرو میشوم كه چرا ازدواج نمیكنی؟ انگار صدها مرد شایسته جلو منزل ما صف كشیدهاند و من به هیچ كدامشان، از سر كبر و ناز نیم نگاهی نمیكنم! و اگر از رفتن به مجلس آنها دوری گزینم، در آشكار و نهان آماج تیرهای ترحم و ملامتشان قرار میگیرم. بعضی دلسوزی میكنند كه خوب است برای لاغریت فكر كنی یا از پدرت بخواهی وضع مالیاش را بهتر سازد. و ماندهام چرا باید با دختری مثل من همانند اتومبیلی یا خانهای كه میخواهند بخرند و به رخ دیگران بكشند برخورد میشود.
شرمآورتر اینكه برخی از مردان كم سواد و بیكار و یا میانسال و جاافتاده، با این پندار كه دیگر فردی مناسبتر از آنها پا پیش نمیگذارد، به خود اجازه میدهند كه خواستگار سینهچاك من باشند! كاش میشد از این دیار غمبار با مردم ظاهرپرستی كه دارد، به جای دیگری از جهان كوچ كرد.
ای خوش آن روز كزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملك سلیمان بروم
من با مطالعات زیادی كه در حوزه مسائل زنان دارم و میدانم صدها هزار دختر از تجرد «ناخواسته» رنج میبرند، تاخیر در ازدواج را معلول دو عامل میدانم: یكی دنیاخواهی مردم كه نشانه آن چیره شدن معیارهای ظاهری در جهتگیریها و گزینشهای زندگی است و دیگری كمرنگ شدن مسئولیتپذیری مردم و رنجآورتر از همه بیتعهدی نهادهای اجتماعی و دولتی. بیشتر مردم به زیباییها و داراییهای چشمنواز توجه میكنند و ژرفای ارزشهای اصیل را از نظر دور میدارند. گویی بر این باورند كه «ان اكرمكم عندالناس اغناكم» مراد من از بیتعهدی مردم و اهل حكومت در این است كه ازدواج را امری كاملا فردی و خانوادگی و نه مسئلهای عمومی و اجتماعی به حساب میآورند. من و والدینم نه مردان مجرد زیادی را كه شایسته همسری باشند میشناسیم و نه به فرض شناختن، میتوانیم آغازگر پیشنهاد و گفتوگو برای ازدواج باشیم. چرا خویشاوندان و دوستان، به فكر دختران و پسران آشنای خود نیستند؟شنیدهام در تهران موسساتی با صلاحیت وجود دارد كه با روشی علمی و اسلامی برای جوانان همسری مناسب معرفی میكنند. من حاضرم بدون چشمداشت مادی، راهاندازی و اداره چنین مركزی را، در شهر خودمان بپذیرم. سپاسگزارم كه درددل جوانان را میشنوید و در نشریه پربارتان منعكس میكنید. (مریم- ن از شیراز)
ازدواج، سرنوشتسازترین رویداد زندگی انسان و خانواده مهمترین نهاد اجتماعی است. اگر جوانان یك جامعه بتوانند در سن مناسب، با روشی آگاهانه و خردمندانه ازدواج كنند و با برخورداری از سلامت جسم، روان و اخلاق و با پشتوانه توانمندیهای فردی و حمایتهای اجتماعی، پایههای خانواده خود را استوار سازند، در هر سال هزارها نهال خرم و سرسبز در بوستان پهناور این سرزمین پا میگیرند و با بالندگی شگفتآوری، شمیم دلانگیز شكوفایی و میوههای شیرین رشد و فراروندگی را به همه مشتاقان ارزانی میدارند.
پژوهشهای میدانی نشان داده است كه در شهر و دیاری كه ازدواج جوانان بهنگام روی میدهد و به مدد آموزشها و مشاورههای پس از آن، شمار خانوادههای موفق افزایش مییابد، شاخصهای سلامت و توسعه شهری مانند سطح اقتصادی، امنیت اجتماعی، پیشرفت علمی و مشاركت سیاسی مردم نیز به طور چشمگیری بالا میرود. از آن سو هر چه بر عده جوانان مجرد افزوده شود، سیل خشم و شهوت درازآهنگ و پیچان و زمینكن، راه میافتد و بنیان آرامش و پارسایی جامعه را ویران میسازد. اگر پیامبر والایی فرموده است «شراركم عزابكم: بدترینهای شما بیهمسرانتان هستند» از این روست كه به گواهی دین و علم و تجربه بیخانمانی، امید به زندگی و سرمایهگذاری برای بقا را كاهش میدهد و زمینهساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی میشود.
بنا شدن خانواده بر پایههای سست و تلاش نكردن برای مقاومسازی آن، بعد از شروع زندگی، گسستگی این پیوند مقدس و یا آشفتگی درازمدت را در پی خواهد داشت و این دو یعنی خانوادههای گسسته و آشفته، بیش از بیهمسری، افراد و جامعه را به دره هولناك بحرانهای روانی و اخلاقی سرنگون میسازد. با این بیان، باید مسئله ازدواج بهنگام و موفقیتآمیز مهمترین دغدغه خاطر مدیران و مسئولان باشد تا به یاری گرفتن از صاحبنظران حوزه و دانشگاه برای آن برنامهریزی كنند.
در شرایط كنونی جامعه- كه هزارها جوان در انتظار یافتن همسری مناسب هستند و بسیاری از خانوادهها مشتاق آموزشها و مشاورههای بعد از ازدواج - در متن و كنار شهرهای بزرگ، بعضی از روی دلسوزی و خیرخواهی و برخی برای ماهی گرفتن از آب گلآلود نیاز و تقاضای جنسی و عاطفی، سایتها و موسسات همسریابی بنا كردهاند و با درج آگهیهای تبلیغاتی مشتاقان را به سوی خود فرا میخوانند.
دردناكانه بیشتر این مراكز، با روشهایی عوامانه و غیرعلمی، همچون خانم جلسهایهای سنتی! تلاش دارند افراد را به هم برسانند تا از پاداش دنیوی و ثواب اخروی آن برخوردار شوند و اندكی نیز با شیوههای فریبنده و غیراخلاقی دوستیها و رابطههای بیدوام و بلهوسانه را دامن میزنند.
قرآن كریم با تعبیر «وانكحوا الایامی...» تزویج جوانان را مسئولیتی اجتماعی و حكومتی میداند (نور/32) از این رو نه تنها پایهگذاری و سامان دادن مراكز همسریابی امری غیرمتعارف نیست، بلكه با توجه به مشكلات زیادی كه بیان كردیم و نمونهای از آن را در رنجنامه خواننده پاكاندیش، فرهیخته و هنرمندمان خواندیم، وظیفه جدی نهادهای حكومتی است كه یا خود مسئول مستقیم آن باشند و یا سازمانهای غیردولتی با صلاحیت را در این راه حمایت و هدایت كنند.