كد خبر: 15674
تاريخ انتشار: 4 آذر 1388 ساعت 18:00
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

حالا كه مشرك درمكه نیست،برائت چرا؟!

حمید پارسانیا

خطیبان جمعه مسجد نبوی و مسجدالحرام، در دو جمعه گذشته، علیه مراسم برائت از مشركین در ایام حج سخن گفتند؛ آنان برائت را منافی مناسك حج دانستند و بلكه آن را بدعت خواندند و بر این نكته تأكید كردند كه آیات سوره برائت كه در حج اعلام شد، تنها برای یك سال و در شرایطی بوده است كه مشركین در مكه حضور داشتند و امروز هیچ مشركی در سرزمین وحی نیز حضور ندارد. متن زیر مطلبی است كه در پاسخ به خطبه‎ های مذكور تهیه شده است.

بسم‎الله الرحمن الرحیم

 الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی من لا نبی بعده، و الصلوة و السلام علی اهل بیته الاكرمین و صحبه المنتجبین

تعالیم قرآن كریم گواه بر این است كه زندگی دنیوی گسسته از زندگی اخروی نیست و احكام و دستورات شریعت اسلام نیز مختص زندگی اخروی نبوده و ناظر به زندگی دنیوی و مصالح و منافع آن نیز هست. نماز كه ستون دین است، علاوه ‎بر آن‎كه ارتباط انسان با خداوند و یاد پروردگار و عبودیت او را تأمین می‎كند، بازدارنده انسان از فحشا و منكر است: «انّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر» (عنكبوت/ 45) و كعبه با آن‎كه بیت‎الله است، خداوند سبحان آن را مایه قوام مردمان گردانیده است: «جعل الله الكعبة البیت الحرام قیاما للناس» و حج با آن‎كه تجلی‌گاه توحید و جایگاه ذكر خداوند است، محل حضور منافع آدمیان نیز می‎باشد: «لیشهدوا منافع لهم و یذكروا اسم الله» (حج/ 28)

حج عبادتی است كه مسلمانان در پرتو تمسك به خداوند و دعوت او جمع می‎شوند تا در این كنگره عظیم به منافع خود كه منافع امت اسلامی است بنگرند. شواهد تاریخی از صدر اسلام تاكنون نشان می‎دهد كه خلفا، مسلمین و اصحاب رسول‎الله(ص) احكام حكومتی و مسائل و یا مصائب امت اسلامی را در ایام حج مطرح می‎كردند و برای حل آنها نیز دست به دعا به پیشگاه خداوند سبحان برمی‎داشتند. ذكر مسائلی كه در سالیان اخیر بر ملت مسلمان گذشته است، از سوی خطیبان جمعه و جماعات در ایام حج، نمونه‎ای از این سنت حسنه اسلامی است. مانند طرح مصائبی كه بر مردم بوسنی و یا افغانستان گذشت.

از جمله وظایف شرعی اجتماعی كه مسلمانان برعهده دارند، برائت از مشركین و تظلم نسبت به رفتار ظالمین است. برائت از مشركین یك حكم مستقل شرعی است كه از آیات مختلف قرآن به‎طور مستقیم یا غیرمستقیم قابل استفاده است. قرآن كریم تبری جستن از مشركان را سنت حسنه بانی بیت‎الله و بنیانگذار مناسك حج، ابراهیم خلیل ـ علی نبینا و آله و علیه الصلوة و السلام ـ یاد كرده و می‎فرماید: فلما تبین له انه عدو لله تبرء منه (توبه/ 114) چون برای ابراهیم روشن شد كه او دشمن خداست، از او تبری جست. ابراهیم علیه‎السلام برائت خود از مشركان را نیز اعلام كرده و فرمود: «اننی براء مما تعبدون (زخرف/ 26) من از آنچه شما می‎پرستید مبری هستم.»

قرآن كریم برائت از مشرك و مشركین را نه‎تنها به ابراهیم، بلكه به ابراهیمیان نسبت داده و از مسلمانان می‎خواهد تا كار ابراهیم و همراهان او را از اسوه خود بدانند: «قد كانت لكم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انا براءوا منكم و مما تعبدون من دون‎الله كفرنا بكم و بدا بیننا و بینكم العداوة و البغضاء ابدا حتی تؤمنوا بالله وحده...» (ممتحنه/ ٤) ابراهیم خلیل و همراهان او برای شما اسوه و الگویی پسندیده است. هنگامی كه به قول خود گفتند ما از شما و آنچه جز خداوند می‎پرستید، بیزاریم. به شما كفر می‎ورزیم و بین ما و شما همواره و تا هنگامی كه ایمان به خداوند یگانه آورید، دشمنی و بغض است.

وظیفه مستقل برائت كه وظیفه ‎ای الهی است، باید علنی و آشكار انجام شود و كنگره عمومی حج یكی از بهترین مكان‎ها و زمان‎ها برای اظهار آن است و خداوند سبحان نیز ضمن آن‎كه در موارد مختلف با بیان‎های گوناگون از برائت رسول خداوند و مؤمنان نسبت به كفار و مشركین خبر می‎دهد، در سال نهم هجری، در حج اكبر برائت خود و رسول خود را نسبت به مشركین آن زمان، به همه مردم اظهار می‎دارد. «و اذان من ‎الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاكبر ان الله برئ من المشركین و رسوله» (توبه/3) اعلامی است از جانب خداوند و رسول او به‎سوی مردمان در روز حج اكبر كه خداوند رسول او از مشركان بیزارند.

اینك جای این سوال است كه آیا این آیه كه حكایت از اعلان همگانی برائت خدا و رسول او نسبت به مشركان آن زمان می ‎كند، دلالت بر این دارد كه اعلان برائت نسبت به دیگر مشركان جایز نیست؟ و آیا دلالت بر این می‎كند كه اعلان برائت در دیگر زمان‎ها و سال‎ها حرام است و آیا حكایت از این دارد كه اعلان برائت از مشركان در دیگر مكان‎ها نباید انجام شود؟ آیا این آیه دلالت بر حصر اعلان برائت تنها نسبت به یك گروه از مشركان آن هم در یك سال خاص و تنها در یك مكان مخصوص دارد؟ و یا آن‎كه آیه از یك مصداق برائت خبر داده و دلالتی بر تقید حكم برائت نسبت به افرادی خاص در زمان و یا مكان مخصوص ندارد.

بر اهل ادب پوشیده نیست كه از آیه نمی‎توان حرمت اعلان برائت در دیگر زمان‎ها و مكان‎ها نسبت به دیگر مشركان را استفاده كرد، بلكه از آیات دیگر قرآن كریم می‎توان جواز استحباب و یا وجوب برائت از مشركان را به ویژه نسبت به مواردی كه مشركان متعرض امت اسلام شده باشند، استفاده كرد.

جمع این آیات نشان می‎دهد كه آیه سوره توبه در مقام بیان یكی از مصادیق برائت است و تعیین مصداق هرگز مخصص عموم و اطلاق عبارت دیگر نیست.

از جمله آیاتی كه به‎طور مستقیم جواز و یا وجوب برائت از مشركین را به‎طور مطلق می‎توان استفاده كرد، موارد زیر است:

1- آیه سوره ممتحنه كه اعلام برائت ابراهیم خلیل و همراهان او را اسوه از برای دیگران می‎داند.

2- قول خداوند سبحان: لا یحب‎الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم. (نساء/148) این آیه زبان به اعتراض گشودن كسانی را كه تحت ظلم واقع شده‎اند جایز می‎داند و اعتراض را به مكان و زمان خاصی مقید نكرده است. پس مسلمانان هرگاه تحت ظلم دیگران و به ویژه مشركان قرار گیرند، می‎توانند زبان به اعتراض گشایند و ناخشنودی خود را نسبت به كار آنها اظهار كنند.

3- خداوند سبحان می‎فرماید: لا تركنوا الی الذین ظلموا فتمسكم النار. این آیه سكوت و تمكین در برابر ظلم را سبب وقوع در آتش می‎داند و چون گریز از آتش لازم است. هر فعل و گفتاری كه اعتراض، نسبت به ظلم را آشكار كند، لازم و ضروری است و از جمله اموری كه اركان ظلم و خصوصا ظلم مشركان به جهان و امت اسلام را در هم فرو می‎ریزد، اعلام برائت از آنان است. پس اعلان برائت از مشركان به‎عنوان یكی از مصادیق این آیه لازم و ضروری است.

4- خداوند سبحان درباره پیامبر خاتم و مؤمنان به او می‎فرماید: محمد رسول‎الله و الذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم.
اعلان برائت نسبت به مشركان بدون شك یكی از مصادیق اشداء علی الكفار است و شدت بر كفار اوصاف پیامبر (ص) و همراهان اوست. بنابراین اعلان برائت نه‎تنها جایز، بلكه وصفی محمود است.

هر یك از آیات فوق به تناسب جواز و یا ضرورت وجوب برائت از مشركان را به‎ طور مطلق و یا در حالی كه تجاوز به امت اسلامی داشته باشند، اثبات می‎كند.

هیچ‎یك از این آیات جواز و یا ضرورت برائت را مقید به زمان و یا مكان خاصی نمی‎كند.

آیا در حج مانعی وجود دارد كه اطلاق آیات را مقید گرداند؟ به بیان دیگر آیا حج مقید به این است كه در آن اعلان برائت نسبت به مشركان و یا كسانی كه جهان اسلام را مورد تعرض قرار می‎دهند، نشود؟

برخی از مسلمانان گمان برده‎اند كه آیه مربوط به رفع جدال فسوق و رفث در حج، مانع از اجرای اعلان برائت از مشركان است و این گمان باطل است؛ زیرا:

اولا: این آیه به نفی جر و بحث، سوگند خوردن و جدال بین حاجیان می‎پردازد، در واقع برخورد ناصواب مسلمین با یكدیگر را در ایام حج به گونه‎ای مؤكد نفی می‎كند و نظر به همكاری و تعاون مسلمانان در اظهار برائت نسبت به مشركان ندارد. ترك رفث، فسوق و جدال مصداق این وصف پیامبر اسلام و همراهان اوست كه: رحماء بینهم، در بین خود رحمت دارند و اعلان برائت، اشداء علی الكفار است.

ثانیا: اگر ترك جدال و نزاع در ایام حج دلالت بر نفی برائت كند، پس بین این آیه و آیه سوره توبه كه به برائت خداوند و رسول او در حج اكبر در سال نهم هجری دالات دارد، باید تعارض باشد. و حال آن‎كه كسی تعارضی بین این دو آیه نمی‎بیند تا به حل آن بپردازد.

ثالثا: بر فرض كه بین این آیه با آیاتی كه دلالت بر جواز برائت می‎كند تعارض باشد، آیه لا یحب‎ا... الجهر بالسوء من القول الا من ظلم، نسبت به بسیاری از موارد رفع تعارض می‎كند؛ زیرا آیه دلالت بر این می‎كند گرچه خداوند زبان به اعتراض گشودن نسبت به دیگران را نمی‎پسندد، لكن اعلان اعتراض را نسبت به كسانی كه مورد ظلم قرار گرفته‎اند، جایز می‎داند.

گاه نیز گفته می‎شود برائت از مشركین در ایام حج بدعت است. استدلال‎هایی كه بر جواز و یا ضرورت ارعلان برائت بیان شد، بر بدعت نبودن آن دلالت می‎كند. آری، هر وظیفه و عمل مستقل كه همراه با عمل دیگر انجام شود، حتی هنگامی كه انجام آن به همراه عملی دیگر بهتر و مناسب‎تر باشد، اگر به صورتی واقع شود كه به‎عنوان جزء و یا شرط عمل دیگر در نظر گرفته شود، انجام آن بدعت خواهد بود. یعنی كسی كه گمان كند برائت جزیی از اجزای حج است و مانند طهارت نسبت به نماز شرطی از شرایط حج است، كه یك عبادت شرعی است، شرط و یا جزیی را كه مربوط به آن نیست افزوده است، در این صورت بدعتی رخ داده است.

برائت شرط جزء و یا شرط حج نیست. وظیفه دینی است كه هم در ایام حج بهتر قابل انجام است و هم انجام آن بااهداف حج سازگار است. اعلان برائت یعنی علنی كردن برائت وظیفه اسلامی است، برائت اگر در خلوت و یا در جمع محدود انجام شود، اظهار و اعلان نمی‎شود. برائت از مشركان هنگامی كه در اجتماع جهانی امت اسلامی انجام شود، هم مصداق كامل خود را پیدا می‎كند و هم با نشان دادن وحدت امت اسلامی، قوت و قدرت امت اسلامی را برای مسلمانان و مشركان آشكار می‎گرداند. و این امر به نوبه خود به تقویت قدرت اسلام و تضعیف روحیه مشركان منجر می‎شود و این هم بخشی از منافع امت است كه در اثر اعلان برائت از مشركان در كنگره جهانی حج نصیب مسلمانان می‎شود و حج جایگاهی است كه خداوند سبحان فرمان داده است مسلمانان در آن شاهد منافع خود باشند.

پس اعلان برائت از مشركان هم در حد ذات خود مطلوب و مشروع، بلكه ضروری و واجب است؛ و هم ایام حج، به دلیل مسلمانان مختلف در آن، ظرفی مناسب برای تحقق اعلان برائت از مشركان است، بلكه با حضور مسلمانانی كه نمایندگی بخش‎های مختلف امت اسلامی را بر عهده دارند، بهترین مصداق آن محقق می‎شود.

مسلمانان در اجتماع حج كه ظرف یاد خدا و روی آوردن به اوست، با توجه به مشركینی كه سر ستیز با امت اسلامی دارند، با اظهار مصائب و مشكلات جهان اسلام دست به دعا به نزد خداوند سبحان برمی‎دارند و دفع شر مشركان و اصلاح امور امت را از او طلب می‎كنند.

تردیدی نیست كه امت اسلامی اگر از این فرصت الهی استفاده شایسته نكند، با آن‎كه حج را انجام داده است از اثر و نفع مهمی كه حج برای مسلمانان دارد، محروم می‎ماند و چون نظر بر منافع مسلمانان از اهداف و اغراض حج است، حجی كه با انجام این مهم همراه نباشد، حجی كامل نیست. پس می‎توان گفت با اعلان برائت از مشركین در ایام حج، هم برائت مصداق كامل پیدا می‎كند و هم مصداقی كامل از حج تحقق می‎یابد.

اشكال دیگری كه بر اعلان برائت در ایام حج بیان شده، این است كه امروز در مكه و مدینه مشركی وجود ندارد تا نیاز به برائت باشد. این اشكال پس از عدول از اشكالات سابق قابل طرح است؛ یعنی این اشكال براساس این فرض است كه اولا مناسك حج در حد ذات خود منافاتی با اعلان برائت ندارد و ثانیا اختصاص به سال نهم ندارد و در سال نهم كه انجام شده است، به این دلیل بوده است كه مشركانی كه نقض عهد می‎كردند و یا بر پیمان خود باقی نبودند، یا حج را به‎صورتی غیر اسلامی به‎جا می‎آوردند، وجود داشته‎‎اند.

محور اصلی اشكال این است كه برائت از مشركین تنها در صورتی جایز است كه مشركان در مكه و مدینه و یا در حجاز و شبه‎جزیره عربستان حضور داشته باشند.

پاسخ به این اشكال نیز روشن است، زیرا:

اولا: دلایلی كه برائت از مشركان را جایز یا لازم می‎داند، اختصاص به مشركان حاضر در مكه و مدینه ندارد. این دلایل ناظر به مشركان و یا مشركانی است كه پیمانی با مسلمانان نداشته و یا بر پیمان آنان اعتمادی وجود ندارد و به تعبیر قرآن كریم: لا ایمان لهم.

ثانیا: شاید اشكال از این جهت مطرح شده است كه اعلام برائت در سال نهم متوجه مشركان مكه و مدینه بوده است، حال آن‎كه اختصاص یافتن اعلان برائت در آن سال به مشركان مكه از این جهت بوده است كه دامنه اسلام در آن زمان به شبه جزیره محدود می‎شده است و پیمان‎شكنی‎های آنان در این محدوده بوده است. و حال آن‎كه امت اسلامی در بخش‎های وسیعی از جغرافیای سیاسی جهان امروز حضور دارند و خطراتی كه امت اسلامی را تهدید می‎كند، مختص به شبه‎جزیره نمی‎باشد؛ چه این‎كه مناسك حج نیز مختص به ساكنان این منطقه نیست. قرآن كریم همه مسلمانان را دعوت به فریضه حج كرده و همه امت اسلامی در این مراسم حاضر می‎شوند. مسلمانان در مكه با صرف‎نظر از زبان، نژاد و مكانی كه به آن تعلق دارند، موظف به رعایت مصالح و نظر به منافع امت اسلامی هستند.

مسلمانان امت واحده هستند و مشركان در هر بخش از جهان اسلامی كه به نقص پیمان بپردازند و دست تعدی و تجاوز و ظلم بگشایند، همه مسلمانان موظف به اظهار برائت از آنان هستند.

مگر امروز قبله نخستین مسلمانان، بیت‎المقدس عزیز، تحت اشغال صهیونیسم بین‎الملل نیست و مگر اسرائیل غاصب درصدد گسترش تجاوز خود نبوده و به‎دنبال آن نیست تا با توسعه شهرك‎های صهیونیست‎نشین به اخراج مسلمانان از بیت‎المقدس پرداخته و حضور خود را در قبله اول مسلمین كاملا رسمیت بخشد و آ‎نجا را به‎عنوان پایتخت اسرائیل درآورد؟

مگر افغانستان و عراق، اینك در تحت سلطه نیروهای نظامی مشركین، آمریكا و كشورهای اروپایی به ویژه انگلستان نیستند؟ و مگر بخش‎های دیگر جهان اسلام در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و حتی علمی در تحت فشار و سلطه مشركان قرار ندارند؟

مگر مسلمانانی كه در كشورها و دول غیر اسلامی زندگی می‎كنند، به‎عنوان شهروندان درجه دوم مورد تعرض قرار نمی‎گیرند؟ آیا مسلمانان در كشورهای اروپایی به‎خاطر رعایت احكام دینی و از جمله زنان مسلمان به‎دلیل حجاب از بسیاری از حقوق شهروندی محروم نمی‎شوند؟

آیا امت اسلامی كه از دورترین نقاط جهان اسلام به مكه مشرف می‎شوند، در این اجتماع عظیم الهی تنها در صورتی می‎توانند اعلام برائت نسبت به مشركین بپردازد كه مشركین به‎طور مستقیم در مكه حضور داشته باشند؟ و آیا خطر مشركینی كه اینك مسلمانان را در دیگر نقاط اسلامی به‎طور مستقیم تحت فشار قرار می‎دهند، به‎طور غیر مستقیم متوجه مسلمانان شبه ‎جزیره نیست؟ آیا اگر مسلمانان نسبت به مشركین تا هنگام ورود به مكه سكوت نمایند، آنان پس از حضور در این منطقه اجازه برگزاری حج و یا اعلام برائت را می‎دهند؟

در پایان جای این پرسش باقی است كه در شرایط كنونی یعنی در شرایطی كه كفر به‎صورت امتی واحده در قبال بیداری اسلامی و حضور مجدد فرهنگ و تمدن اسلامی به موضع‎گیری نشسته است و همه همت و تلاش خود را در جهت مقابله با حركت تمدنی جهان اسلام به‎كار می‎برد، پیشگیری اعلام برائت آن‎هم در مكه مكرمه كه كانون حركت توحیدی اسلام است، به‎نفع كدام جبهه تمام می‎شود؟ آیا به‎نفع امت اسلامی است و یا به ‎نفع دشمنان اسلام؟!

نظرات بینندگان:

تا دلتان بخواهد در ایران مشرك داریم به نظر من برائت از مشركین را در ایران برگزار كنید

کد: 104023 | 10 آذر 1388 ساعت 18:21

اگر خود مسلمونها كارهایی بكنند كه بدتر از مشركین هست چه ؟

کد: 99748 | 8 آذر 1388 ساعت 13:24

مسئولین آینده!
به شما تبریك می گویم كه آقای پارسانیا افتخار همكاری به شما داده اند. امیدوارم قدر این مرد بزرگ را بدانید.

کد: 99526 | 8 آذر 1388 ساعت 10:59

هردم از این باغ بری می رسد

کد: 99523 | 8 آذر 1388 ساعت 10:58

به جاش مرگ بر امریكا گفتند!

کد: 98178 | 6 آذر 1388 ساعت 19:17

اگر برائت از مشركین از عوارض بعضی از حركتهای افراطی اول انقلاب نیست لطفا نویسنده توضیح دهند كه در كدام كتاب فقهی قبل از انقلاب به لزوم اعلام چنین مراسمی در حج اشاره شده است .

کد: 97733 | 5 آذر 1388 ساعت 21:07

سوالی دارم
آیا قبل از انقلاب هم مراسم برائت از مشركین در مكه انجام میشد؟

کد: 97526 | 5 آذر 1388 ساعت 14:43

تشكر . استفاده كردیم.خداوندبرنفوذ كلامتان بیفزاید

کد: 97297 | 5 آذر 1388 ساعت 00:48

در حال حاضر مشرك به معنایی كه در زمان پیامبر وجود داشت، وجود ندارد. به نظر می رسد اعلام برائت ولو كاری مفید بود ولی در این حالات برگزار نكردنش بهتر است. اصولا یك مسلمان باید خوب و خوبتر و بد و بدتر را بتواند از هم تمیز بدهد. این كار در آن زمان (زمان امام) مفید بود دلیل نمی شود كه اكنون هم به همان اندازه فایده داشته باشد. ضمن آنكه یهود را هر چقدر ستمگر باشد جزئی از مشركین نمی توان حساب كرد. اینها اهل كتاب هستند و حسابشان با تمام جنایت هایشان از مشرك جداست. تازه این مراسم را تنها ایرانیان اجرا می كردند و آن همه مسلمانی كه از آنها نام برده شده هیچچ نقشی نداشته و ندارند. اگر به حج مشرف شده باشید می بینید كه امت رسول خدا را چه انسان های پرت عقب مانده ای تشكیل می دهند. از اینها چه انتظاری می توان داشت؟
روزگار تغییر كرده و حالا برای مقابله با هجوم دشمنان اسلام و آزارهایی كه بر مسلمانان روا می دارند لزومی ندارد كه تظاهرات كرده و شعار سر دهیم. می توانیم از راه هایی دیگر با اینها روبرو شویم. مانند پیشرفت در دانش روز و ایجاد حكومت های آزاد و مبتنی بر اسلام حقیقی.

کد: 97259 | 5 آذر 1388 ساعت 00:13


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: