كد خبر: 15511
تاريخ انتشار: 1 آذر 1388 ساعت 11:16
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

آیت‌الله خامنه‌ای، آن‌گونه كه من شناختم

فواد صادقی

7 سال از زمانی سپری شده است كه برای نخستین بار به اتفاق سردبیر بازتاب، فرصت سخن گفتن در محضر رهبر انقلاب را یافتیم، ‌فرصتی كه اگر چندان طولانی نبود، اما مغتنم می‌نمود و در همان زمان كوتاه از گشوده شدن عرصه تازه اینترنت به عنوان فضای خبری عمومی و استیلاء و ترك‌تازی اپوزیسیون جمهوری اسلامی در این حوزه گزارشی ارائه كردیم.

از این‌كه رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون خارج از كشور اكثر سایت‌های فعال خبری را در اختیار دارند و در داخل نیز تعداد معدودی سایت وابسته به اصلاح طلبان فعالیت می‌كنند و عملاً اثری از اصولگرایان در فضای سایبر دیده نمی شود. از بازتاب گفتیم كه در همین مدت زمان كوتاه سپری شده از راه‌اندازی با اقبال مواجه شده و به یك سایت پربیننده داخلی تبدیل شده است. از روش بازتاب كه نقد اصول‌گرایانه نظام است، سخن گفتیم و تأكید بر منظر اصولگرایانه در نقد، نقدی كه مبتنی بر مبانی دینی و ارزش‌های انقلاب و اصول باشد، نه ناشی از انفعال یا غرب‌زدگی و از تلخی این نقد در كام برخی مسئولان گفتیم و نظر رهبر فرزانه انقلاب را راجع به این نوع نگاه جویا شدیم. 

آیت‌ا... خامنه‌ای كه بزرگوارانه در كمال دقت گزارش شفاهی ما را شنیدند و سپس گزارش مكتوب و مشروح را دریافت كردنأ، در سخنانی كوتاه تصریح كردند: «من راجع به عملكرد شما قضاوت نمی‌كنم كه 70 درصد آن مورد تأیید است یا بیشتر و یا كمتر، اما استراتژی و مشی شما درباره نقد اصولگرایانه نظام را صددرصد تأیید می‌كند و اتفاقاً ما به این نوع انتقاد نیاز داریم». 

رهبر انقلاب سپس نكات مهمی كه پس از آن در تعدادی از سخنرانی‌های ایشان نیز تكرار شد درباره نقد اصولگرایانه نظام بیان كردند. 

این زاویه خاص از نگاه رهبر انقلاب را می‌توان در مقاطع مختلف از رهبری ایشان نیز جستجو كرد. دراوایل دهه هفتاد كه همانند شرایط فعلی مسابقه احداث ساختمان‌های گران‌قیمت و پرهزینه میان دستگاه‌های مختلف در جریان بود، رهبری با اشاره به حاكم بودن فقر عمومی بر بسیاری از اقشار جامعه، نسبت به افتادن در رقابت تجمل‌گرایی هشدار دادند. در میانه دهه هفتاد نیز كه وارد شدن تعدادی از نیروهای سابق دستگاه‌های امنیتی و نظامی و یا مرتبطان با نظام در فعالیت‌های اقتصادی موجب كسب ثروت‌های نجومی و هنگفت برای آنان شده بود، آیت‌ا... خامنه‌ای با طرح موضوع مقابله با ثروت‌های بادآورده، از همین زاویه وارد شدند و با ابلاغ فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادی در اردیبهشت سال 1380، تأكید مجدد بر آن كردند كه تصادفاً طرح مجدد این موضوع نیز از همایشی به نام مبارزه با مفاسد حاكمیت كه توسط كانون اندیشه دانشگاه امیركبیر در سال 1379 برگزار شده بود، كلید خورد. 

دفاع از محرومین و اقشار كم درآمد جامعه در برابر اصرار همیشگی مسئولین اقتصادی بر حذف یارانه‌های غیرنقدی كه در سال 1381، همانند امروز به اوج خود رسیده بود، با مخالفت صریح و علنی رهبری در برابر حذف یارانه نان و دفاع از اقشار كم درآمد مواجه شد و از دیگر مواضعی است كه می‌توان از آن ابعاد متفاوت نقد اصولگرایانه نظام را جست. 

البته تا سال 1384 كه پس از 16 سال دولت‌های سازندگی و اصلاحات، نقد اصولگرایانه،‌ اقدامی سهل بود و دشواری كمتری داشت، ‌بازار نقد اصولگرایانه نظام گرم‌تر بود، ‌چرا كه اصلاح‌طلبان خود در قدرت بودند و سوژه نقد به شمار می‌امدند و مدعیان اصولگرایی نیز در بوته عمل آزمایش نشده بودند و صد البته كه سخن گفتن صدبار آسان‌تر از عمل كردن است. 

اما با روی كار آمدن دولت نهم و سیطره همزمان و بی‌سابقه اصولگرایان در هر سه قوه، نقد اصولگرایانه با چالش جدی مواجه شد، از یك‌سو اصلاح‌طلبان كه از قدرت خارج شده بودند، در موضع نقد قرار گرفته و نقد اصلاح‌طلبانه بخش قابل توجهی از افكار عمومی را اشغال كرد و از سوی دیگر با قرار گرفتن اصولگرایان در موضع قدرت،‌ هرگونه نقد درون خانواده‌ای و از منظر اصولگرایی، تضعیف اصولگرایان و تولید خوراك برای رقیب انگاشته می‌شد و نتیجه آن شد كه فشارها و محدودیت‌های حكومت اصولگرایان برای منتقدین اصولگرا، بیش از منتقدین اصلاح‌طلب بود. 

در این میان سایت بازتاب كه سه بار توسط شورای عالی امنیت ملی دولت اصلاحات توقیف ‌شد اما بازگشایی گردید، در دولت اصولگرا، ‌فیلتر و سپس پلمپ شد. جریان اصولگرای منتقد از مجلس حذف شدند و زمزمه‌های نقد اصولگرایانه كه در دولت اصلاحات توسط صداوسیما فریاد زده می‌شد، ‌به كلی خاموش گردید. 

تلخ‌تر آن‌كه منتقدین اصولگرا از سوی همراهان قبلی خود كه اكنون بر مصدرها و مسندها تكیه زده و از سفره‌های آن‌چنانی بهره‌مند شده و طعم قدرت را می‌چشیدند، متهم به بی‌اعتقادی به ولایت و ضدیت با نظام شدند، میزان تملق و چاپلوسی از قدرت معیار ولایت‌مداری و انقلابی‌گری شد، ‌ریا و تظاهر سكه رایج و حق‌گویی و انتقاد كفر تلقی گردید و بر سر كشور آن رفت كه امروز شاهدیم. 

جالب این‌جاست كه امروزه امثال ما از سوی نویسندگان اصولگرا به منافقین جدید و مخالفین رهبری متهم می‌شویم كه یك دهه قبل و در دوران اوج اقتدار اصلاح‌طلبان، گروه‌های افراطی اصلاح‌طلب ما را كه درعین اعتقاد به مرجعیت و ولایت از ادبیات منطقی و روش‌های چند صدایی برای دفاع از ارزش‌ها استفاده می‌كردیم. به ابوسفیان پس از فتح مكه تشبیه می‌كردند كه در دل اعتقاد به شرك دارد، اما تظاهر به توحید می‌كند. 

امروز هم روی دوم اصلاح‌طلبان افراطی كه اصولگرایان ظاهرگرا هستند،‌ ما را تشبیه به منافقان می‌كنند كه در دل به دموكراسی و آزادی اعتقاد دارند، اما در ظاهر خود را ملتزم به نظام و رهبری نشان می‌دهند. 

و دقیقاً سرچشمه مشكلات و مصائب این ملت همین است كه فضای جامعه غالباً در دست افراطیون و ظاهرگرایان است نه عقلای قوم، ‌و در میدان داری افراطیون، میانه‌روی معنایی ندارد. یا باید این سوی میدان باشی یا آن‌سو، یا باید جمهوری اسلامی از هر عنصری كه معنای تفاوت و تنوع آرا می‌دهد تهی شود و یا آن‌كه ریشه نظام بركنده شود و طبیعی است كه بازنده این میدان از یك‌سو مردمند، ‌كسانی كه سی سال و به بهای گزاف این انقلاب را به ثمر رسانده و از آن حراست كرده‌اند، استقلال را در كنار آزادی می‌خواهند و جمهوری اسلامی را تبلور همزمان ارزش‌ها و اراده مردم می‌خوانند، نه حكومتی یك‌طرفه و از بالا به پایین. 

و از سوی دیگر اصول و ارزش‌ها هستند كه در چنین فضای رادیكالی، به دستاویزی برای متهم كردن این و آن تبدیل شده‌اند و از اصول تنها به نامی از آن‌ها بسنده شده است و آن‌چنان بازیچه شده‌اند كه برای بسیاری شناخت صواب از ناصواب دشوار و شاید غیرممكن می‌نماید. 

مبنای فكری آیت‌ا... خامنه‌ای دست‌كم آن‌گونه كه من شناختم، دقیقاً بر مبنای همین میانه‌روی و اعتدال است، از یك سو ایشان با راست‌گرایی افراطی در اقتصاد و حذف یارانه‌ها و حمایت از اقشار فرودست جامعه همواره مخالف بودند و از سوی دیگر در برابر چپ‌روی و نفی ثروت و از بین‌بردن امنیت اقتصادی برای صاحبان سرمایه و دولت‌گرایی در اقتصاد ایستاده‌اند. 

در حوزه فرهنگ نیز با وجود آن‌كه در برابر دیدگاه‌های متحجر كه با رویكرد طالبانی موسیقی، رمان و ظرافت هنر را نفی می‌كنند، آیت‌الله خامنه‌ای همواره روابطی نزدیك با اهل هنر و فرهنگ داشته‌اند و بخش قابل توجهی از وقت خود را صرف مطالعه هنر و ادبیات نموده و در مقابل، با كسانی كه به دنبال حذف چارچوب‌های ارزشی و فكری جامعه در حوزه فرهنگ و هنر هستند و وادادگی در برابر دستگاه قدرتمند فرهنگی غرب را القا می‌كنند، از هویت‌بخشی و تعمیق هنر و فرهنگ اسلامی و ملی سخن می‌گویند. 

در حوزه سیاست نیز ایشان در دوران اصلاحات كه بیشترین فشارها و بحران‌های روزانه علیه اصلاح‌طلبان ایجاد می‌شد، ‌حمایت‌های بی‌دریغی از شخص سید محمد خاتمی به عمل آوردند كه این حمایت‌ها در برخی موضوعات نظیر نشریه موج موجب رنجش برخی بزرگان اصولگرا از رهبر انقلاب شد و در موضوعاتی دیگر نیز به حدی بود كه سید محمد خاتمی بارها در جلسات خصوصی و علنی قدردانی خود را از حمایت‌های شخصی رهبری ابراز می‌كرد. 

همزمان در موضوع ردصلاحیت‌های گسترده توسط شورای نگهبان در مجلس هفتم نیز رهبر انقلاب در سخنان تاریخی خود در دیدار با شورای نگهبان بر ملاك بودن اصل استصحاب و حمل بر برائت و چشم‌پوشی از خطاهای انكار شده تأكید كردند و همزمان به كار بردن تعبیر «ذوب در ولایت» را از سوی برخی چهره‌های جریان اصولگرا بی‌معنا خواندند، و نمونه‌های فراوان دیگری می‌توان یافت كه میانه‌روی و اعتدال درنگاه و مشی رهبر انقلاب كاملاً آشكار می‌شود.

اما طی 4 سال اخیر آرایش خاص سیاسی كشور، و ناتوانی جریان اصولگرا از حفظ هویت مستقل خود در برابر دولت كج‌سلیقگی صداوسیما و رسانه‌های رسمی و كم‌تحركی برخی مسئولان دفتر رهبر انقلاب موجب شده است تا تصویر جایگاه ولایت فقیه و شخصیت معتدل، مترقی و روشنفكر آیت‌ا... خامنه‌ای با جایگاه دولت كه به دلیل خصوصیاتی نظیر مشغله‌های اجرایی، موقتی و سیاسی بودن، به طور طبیعی توأم با اشتباه، ناكارآمدی و نارضایتی افكار عمومی است،‌گره بخورد. 

هر چند خصوصیات دولت نهم در مشورت‌گریزی، ‌عدم ثبات و فقدان پشتوانه و ارتباط با نخبگان موجب شد تا هم ضریب اشتباهات در این دولت افزایش یابد و هم دولت برای حفظ خود بیش از گذشته متكی به رهبری نظام باشد و نتیجه در نهایت این شد كه به طور مداوم از جایگاه رفیع رهبری و شخصیت آیت‌ا... خامنه‌ای برای حل معضلات روزمره دولت در برابر مجلس، ‌دستگاه قضایی، سیاست خارجی و افكار عمومی هزینه گردید. 

در حوادث انتخابات نیز اشتباهات نهادهای قضایی و امنیتی و رسانه ملی به مشكلات دولت افزوده شد و به دلیل ماهیت انتصابی این دستگاه‌ها بیش از پیش، هزینه آن از نهاد رهبری و شخصیت آیت‌ا... خامنه‌ای پرداخت گردید تا جایی كه اكنون هم در موافقان و هم در مخالفان نظام،‌رهبری كه در بالاترین سطح حاكمیت قرار داشته و در واقع نمی‌تواند از مسئولیت مسائل اجرایی را بپذیرد به عنوان مسئول مستقیم چه به سمت منفی و چه در نگاه مثبت شناخته می‌شود. 

در حالی كه اگر زاویه نقد اصولگرایانه نظام حتی در زمان حاكمیت اصولگرایان تداوم می‌یافت، هزینه‌های سنگین كنونی پرداخت نمی‌شد. 

به نظر می‌رسد در شرایط كنونی نیازی جدی به بازتعریف اصولگرایی و مبانی و روش آن و نیز دیدگاه‌های رهبر انقلاب در جامعه وجود دارد. در شرایطی كه هر روزه تعاریف گوناگون و گاه متضادی از اصولگرایی در جامعه ارائه می‌شود كه بسیاری از آنها با مبانی و لوازم اصولگرایی در تناقض است. تعریف دوباره چارچوب‌ها، معیارها و ارزش‌ها، روش‌ها و موانع و آسیب‌های این مفهوم كمك شایانی به حفظ و حراست از جریان منتقد اصولگرایی می‌كند كه این كار، همت دلسوزان و تئوریسین‌های این جریان را می‌طلبد.


نظرات بینندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: