نویسنده وبلاگ مسیا نوشته است:
احتمالا این سوال كابوس شبانه مدیران سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سوال كه آیا آب رفته به جوی بازخواهد گشت؟ آیا می توانند آبرو و اعتمادی كه طی 30 گذشته با فراز و نشیب های فراوان به دست آورده اند و خود در این چند ماه اخیر بر آن چوب حراج زده اند را به سازمان عریض و طویلشان برگردانند؟. البته در میان احتمالات گوناگون این احتمال را هم نباید نادیده گرفت كه شاید مدیران این سازمان هنوز هم در توهم اقبال 80-90% مخطبان از این برنامه و آن فیلم و آن سریال پرطرفدارشان هستند و شاید اصلا هم ادعا كنند نه تنها طی چند ماه اخیر مردم از این رسانه روی گردان نشدند بلكه آمار و ارقام ها! نشان می دهد كه مردم روز به روز اعتمادشان نسبت به این رسانه دولتی بیشتر شده است. در این میان جای بررسی دارد كه آیا یك رسانه می تواند آبرو و اعتماد از دست رفته خود را بازیابد و اصلا این فرایند اعتماد سازی در صورت امكان با چه ابزارهایی قابل اجرا است.
این فرض كه صدا و سیمایی ها از رویگردانی مردم نسبت به خودشان غافل هستند فرض غلطی است؛ دلیل رد آن هم تغییرات گسترده شكلی در ظاهر برنامه هاست. اگر به روند تغییرات یكی دو ماه اخیر در شكل ظاهری بخش های خبری صدا و سیما دقت كرده باشیم تنها گوشه ای از تغییرات وسیع این سازمان در ارائه پیام هایش به مخاطبان را ملاحظه می كنیم. ابداع فونت جدید به شیوه شبكه (BBC Persian) ، تغییر حالات گوینده در زمان ارائه خبر، بازی با رنگ های جذب كننده مخاطب از جمله رنگ آبی (در بخش خبری 21 شبكه یك) به خاطر آرامش بخشی و آماده كردن فضا برای قبول آسان تر پیامها و رنگ سبز (در بخش خبری 14 شبكه یك) كه به نظر بی ارتباط با جریانات اخیر حول جنبش سبزها و لوث كردن پیام این رنگ میان مخاطبانش نیست ، لحن صمیمانه تر مجریان اخبار برای نزدیكی بیشتر با مخاطبان، حركات پر شور مجریان خبر و بازی با دوربین در بخش خبری 20 شبكه خبر (به شیوه برنامه نوبت شما BBC Persian) و ده ها تغییر آشكار و نهان دیگر برای انتقال راحت تر پیام ها به صورت غیر مستقیم به بینندگان و شنوندگان تعبیه شده است؛ تغییراتی كه نشان از فهم مدیران این سازمان بر از دست رفتن مخطبانش و دست و پا زدنهای ناشیانه شان برای نگه داشتن همان مخاطبان به نسبت اندكش دارد.
تغییراتی كه در بالا ذكر شد تنها تغییرات در بخش های خبری این سازمان بود، افزایش پخش سریال های روزانه و سرگرم كننده به طوری كه در حال حاظر نزدیك به 3 سریال با درجه بالای جذب مخاطب از شبكه های مختلف سیما در حال پخش است (دلنوازان، شمس العماره، مسافران)، پخش مجدد برنامه های طنز نود شبی سابق (زندگی به شرط خنده) و به خصوص پخش سریال های خارجی پرطرفدار قدیمی -مانند «پوآرو» و «ناوارو» در بخش شامگاهی شبكه یك- برای یادآوری خاطرات نوستالژیك مردم از آن سریال ها و روزهای پخش آن از اقدامات دیگر رسانه دولتی در سعی بر نگه داشتن مخاطبان خود دارد.
نكته ای كه در اینجا مطرح می شود این است كه آیا اقبال مردم به فیلم و سریال هایی كه این روزها از صدا و سیما پخش می شود نشان از آشتی مردم با این رسانه دارد یا این اقبال ناشی از عوامل دیگری است؟
اقبال مردم به سریال و فیلم های پخش شده در صدا و سیما ناشی از آشتی آنها با رسانه دولتی نیست، شاید اگر كمی شدت پارازیت ها كمتر بود و مردم فرصت دیدن برنامه های ماهواره های فارسی زبان -به خصوص كه تداركات وسیعی برای جذب مخاطبان ایرانی در رسانه های فارسی زبان ماهواره ای انجام می گیرد و بعد از انتخابات و وقایع پس از آن این تلاش ها بیشتر شده- را داشتند، امكان این فراهم می شد كه مطمئن تر در مورد این آشتی ملی و میزان اقبال مردم به برنامه های صدا و سیما صحبت كرد. همچنین نباید این نكته مهم را از نظر دور داشت كه نگاه مردم به برنامه های سرگرم كننده با نگاه مردم به برنامه های خبری متفاوت است. مخاطبان می توانند برای خستگی در كردن و فارغ شدن از كار روزانه برنامه های سرگرمی رسانه دولتی را تماشا كنند اما این نگاه كردن نشان از اعتماد و قبول داشتن آن رسانه نیست كما اینكه مخاطب یك رسانه همانطور كه می تواند از برنامه های سرگرمی آن استفاده كند همانطور هم می تواند در موقع پخش خبر از همان رسانه نسبت به آن بی تفاوت یا بی اعتماد باشند یا حتی یك كار ساده تر... كنترل تلویزیون را بردارد و آن را خاموش كند.
سوالی كه در آخر باید به آن جواب داد این است كه آیا یك رسانه می تواند با تغییرات ظاهری در ارائه پیام ها و افزایش برنامه های مخاطب پسندش تغییر و ترمیمی در ذهن مخاطبان نسبت به خود ایجاد كند یا نه؟
طبق تعریف "آلپورت" نگرش «عبارت است از آمادگی ذهنی و عصبی كه با تجربه سازمان می یابد و بر واكنش های فرد در برابر تمامی اشیاء و شرایط و اوضاعی كه بدان مرتبط می شوند، تاثیری هدایت بخش و پویا بر جای می گذارد.» (ساروخانی، 1370 : 47)
با توجه به تعریف بالا ناگزیر به این نتیجه می رسیم كه مخاطبان رسانه دولتی با توجه به تجربه و ذهنیتی كه از آن دارند واكنش های منفی نسبت به آن نشان خواهند داد؛ این تجربه و نگرش به دست آمده نه تنها با تغییرات صرف ظاهری بلكه با تغییر محتوای اساسی هم به سختی ترمیم پذیر است؛ حتی اگر دست اندكاران صدا و سیمای جهموری اسلامی تصمیم بگیرند دست از رسانه دولتی بودن بردارند و به یك رسانه ملی تبدیل شوند!
مَثل این اتفاق مثل چینی شكسته شده ایست كه هر چقدر هم كه سعی كنند قطعات آن را با چسب به هم بچسبانند، باز هم آن چینی یك چینی شكسته شده لقب می گیرد.
به عبارت دیگر آب رفته به جوی باز نخواهد گشت...