آقای رضازاده! از نظر من كار غیر حرفهای یعنی ورود به مسایل فنی بدون تخصص لازم، كار غیر اخلاقی یعنی رسانهای نمودن مسایل داخلی خانوادهی باشگاه، از همه مهمتر دروغ گفتن به مردم است. اینك خودتان قضاوت كنید كه آیا صحبتهای من غیر حرفهای و غیر اخلاقی بوده یا صحبتهای دوست شفیق و صمیمی و به عبارتی مدیر برنامههای شما؟! آقای رضازاده! در جایی دیگر عنوان كرده بودید كه مایلیكهن محبتهای هیات مدیره را نادیده گرفته است.هیات مدیره یعنی گرفتن امتیازهای شخصی از باشگاه یا گروه خودروسازی سایپا (مانند گرفتن ماكسیما، مگان، زانتیا و یا امتیاز نمایندگی محصولات سایپا و ...)
جوان: این نامه با مقایسه رضازاده و تختی آغاز می شود كه كنایه ایست اساسی به رفیق سنگین وزن دایی..
سرمربی سایپا این بار در واكنش به حسین رضازاده قهرمان سابق المپیك و عضو هیئت مدیره سایپا كه دو روز پیش از وی انتقاد كرده بود ؛ نامه ای نیشدار تحریر كرده است.این نامه با مقایسه رضازاده و تختی آغاز می شود كه كنایه ایست اساسی به رفیق سنگین وزن دایی....بخوانید:
یادش بخیر، جادوانه ورزش ایران زنده یاد "آقا تختی" كه راز جاودانگیاش نه رنگ و تعداد مدالهایش، بلكه دفاع او از حق و حقیقت و در نهایت گرفتن حق مظلوم از ظالم بود. چه بسا ورزشكارانی كه در طول دوران آمدند و رفتند و حتی بیشتر از "آقا تختی" مدال گرفتند اما، خیلی زود فراموش شدند.
روزگار غریبی است كه چنان در چنبرهی تعارفات چاپلوسانه گیر افتادهایم كه هر حرفی خارج از تعارف و تمجید را حتی اگر در دفاع از حقیقت باشد، بد اخلاقی مینامیم. اگرچه این روزها همه ژست حرفهایگری میگیریم اما، متاسفانه در عمل طور دیگری رفتار میكنیم. چند وقت پیش یكی از اعضای هیات مدیرهی محترم باشگاه سایپا، در حالی كه تخصصی در مسایل فنی نداشتند وارد مباحث فنی تیم و كادرفنی شده و مطالبشان را به جای اینكه در جلسهی هیات مدیره مطرح نمایند، رسانهای نمودند. علیرغم اینكه بیش از 10 روز از این صحبتها و مصاحبه گذشت هیچ واكنشی از سوی شما آقای رضازاده! نشان داده نشد اما، چگونه است كه بلافاصله پس از اینكه بنده ناچارا ناگزیر به پاسخ آن صحبتها شدم، در كمتر از 24 ساعت عكس العمل شما را مشاهده نموده و شما آقای رضازاده! به عنوان قهرمان این مملكت حرفهای بنده را غیر حرفهای، غیراخلاقی و كم لطفی دانستید. آیا این بدان معنا نیست كه شما یك طرفه به قاضی رفته باشید و صرفا از آن عضو هیات مدیره دفاع نموده باشید؟
آقای رضازاده! از نظر من كار غیر حرفهای یعنی ورود به مسایل فنی بدون تخصص لازم، كار غیر اخلاقی یعنی رسانهای نمودن مسایل داخلی خانوادهی باشگاه، از همه مهمتر دروغ گفتن به مردم است. اینك خودتان قضاوت كنید كه آیا صحبتهای من غیر حرفهای و غیر اخلاقی بوده یا صحبتهای دوست شفیق و صمیمی و به عبارتی مدیر برنامههای شما؟! آقای رضازاده! در جایی دیگر عنوان كرده بودید كه مایلیكهن محبتهای هیات مدیره را نادیده گرفته است.
ای كاش واضحتر در این زمینه صحبت میكردید زیرا شاید این شائبه به وجود آید كه محبتهای هیات مدیره یعنی گرفتن امتیازهای شخصی از باشگاه یا گروه خودروسازی سایپا (مانند گرفتن ماكسیما، مگان، زانتیا و یا امتیاز نمایندگی محصولات سایپا و ...) در حالی كه همگان میدانند بنده هیچ گاه به دنبال گرفتن ذرهای امتیاز شخصی نبوده و نیستم و همواره در هر كجا كه مشغول به كار بودهام نهایت تلاش خود را در جهت كاهش هزینهها به كار گرفته و نیتی به جز ارایهی خدمت صادقانه نداشته و ندارم.
آقای رضازاده! در جای دیگری عنوان كردهاید كه در هر كجا و در هر زمان از من حمایت كردهاید. میتوانید برای این صحبت خود شواهدی ارایه دهید؟ ضمن اینكه قابل ذكر است زمانی كه تیم مشكلی نداشته باشد و خوب هم نتیجه بگیرد به حمایت خاصی نیازی نیست بلكه مدیریت حرفهای ورزش به هنگام عدم نتیجهگیری باید خود را بروز دهد و از تیم حمایت كند. آقای رضازاده! شاید من جزو معدود فوتبالیهایی باشم كه با تمام وجودم نه تنها با فوتبال بلكه با اكثر رشتههای ورزشی عجین شده باشد و اگر علاقهام نسبت به رشتههای ورزشی دیگر بیشتر از فوتبال نباشد، كمتر هم نیست.
از این رو یادم نمیرود كه اعجوبهی وزنهبرداری جهان آقای محمد نصیری در المپیك 1968 مكزیك در مبارزهای سخت و نفسگیر توانست بر "ایمر فولدی" مجارستانی غلبه كند چگونه اشك شوق از چشمانم جاری شد و پس از آن كه در همان المپیك "واسلی الكسیف" توانست مدال طلا را در فوق سنگین برای شوروی سابق به ارمغان آورد، چقدر غبطه خوردم و از خداوند بزرگ تمنا كردم كه روزی هم ما در این وزن قهرمان شویم. بعدها با رشادت و با حضور باصلابت شما در المپیكهای سیدنی و آتن و با فریاد یا ابوالفضل شما من هم یاابوالفضل گفتم و بار دیگر اشك شوق ریختم، با این تفاوت كه زمانی كه برای قهرمانی نصیری عزیز گریستم نوجوانی 14 ساله بودم اما، در المپیك آتن به مردی 54 ساله تغییر یافته بودم. آقای رضازاده! با توجه به اینكه فرزندان من هم سن و سال شما هستند و عمر حضور من در ورزش قهرمانی بیش از سن فرزندانم است پس به خودم حق میدهم كه نكاتی را به شما یادآوری كنم. این روزها متاسفانه، بیعدالتی در ورزش ما در اكثر سطوح ورزش ریشه دوانده است و عنوان كردن زشتیها و پلشتیها در كنار واقعیتها و ایستادن در مقابل آنها بسیار سخت و طاقتفرسا گردیده است.
در چنین روزهایی كه برای گفتن حرف حق به نداشتن حرفهایگری و بیاخلاقی متهم میشوی، طرفدار حق و حقیقت بودن واقعا سخت و جانفرساست. اما، سعی كن همچون جهان پهلوان تختی همیشه از حق و حقیقت دفاع كنی و جانب عدالت را پیشه و یا اینكه اگر این امر برایت سخت است حداقل سكوت نمایی تا با این كار نگذاری خاطرات خوش ما با تو به تلخی گراید و یا رویاهایمان شكسته شود. در نهایت حسین عزیز اگر نوشم نهای، نیشم نباشی