كد خبر: 15117
تاريخ انتشار: 22 آبان 1388 ساعت 11:56
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

فقه: مدعی یا متهم؟

درباره نقش انتخاباتی شورای نگهبان

حجت الاسلام والمسلمین محمّد سروش محلاتی

1. حوادث تلخی كه مقارن با انتخابات اخیر ریاست جمهوری در كشور ما رخ داد، به نقش بستن سؤالاتی در اذهان عده‌ای از مردم انجامید و در پی آن، هر گروه بر اساس تحلیل خاصی، انگشت اتّهام به یك سو گرفته و اتهام را متوجه عده‌ای كرد... در این میان، برخی هم در مبانی تئوریك نظام تشكیك كرده و یا به صراحت به نقد آن پرداختند. البته گروه اخیر یكدست و یك‌جهت نبودند، چرا كه برخی از آنها از سال‌ها پیش مبانی حكومت اسلامی را نفی كرده بودند و اینك فرصتی پیدا كردند تا در فضایی آشفته، حرف‌های گذشته خود را واگو كرده و از حوادث اخیر برای تأكید و تثبیت دیدگاه خود كمك بگیرند، ولی برخی دیگر، بدون چنین سابقه ذهنی، و حتی با وجود علاقه و اعتقادی كه به آرمان حكومت اسلامی داشتند، با موجی از سؤالات روبه‌رو شدند و صادقانه درصدد برآمدند كه پاسخ‌های قانع‌كننده‌ای بیابند.

به نظر می‌رسد التهابات سیاسی چند ماه اخیر، به متفكران اسلامی و علمای حوزه اجازه نداده است كه به این سؤالات درحوزه اندیشه سیاسی امام بپردازند و پاسخ منطقی برای آنها ارائه كنند. ولی بزرگان حوزه قاعدتاً غافل نیستند كه تأخیر در ارائه پاسخ، پرسش‌كننده جستجوگر را به «شك و تردید» وا می‌دارد و به «تزلزل» در ایمان و اعتقاد او می‌انجامد. از این رو تبیین درست اندیشه سیاسی اسلام و دفاع منطقی از مبانی حكومت اسلامی، یك «واجب فوری» است كه تأخیر در انجام آن چه بسا ضایعات جبران‌ناپذیری به دنبال داشته باشد. در فضایی كه سؤالاتی درباره اصالت و اعتبار نظام اسلامی مطرح می‌شود، نباید پنداشت كه با «سكوت ما» سؤال كنندگان از چالش‌های فكری عبور كرده، و نظام، «تقویت» می‌شود، بلكه به‌ عكس، در شرایط بروز شك و تردید‌ها، كسانی كه برای دفاع و مقابله از ابزارِ «اقناع» و «استدلال» كمتر استفاده می‌كنند، متحمّل خسارت و ضرر بیشتر می‌شوند و با سكوت خویش، یاران خود را تحویل «رقیب» می‌دهند.

2. كسانی كه با آثار قلمی این نویسنده در گذشته آشنا بوده اند، در ماه‌های اخیر بار‌ها از وی پرسیده اند كه آیا او هم‌‌چنان بر آن عقاید و باور‌ها، پافشاری دارد و یا در دیدگاه‌هایش، تجدید نظر كرده است؟ در این موارد وی پاسخ داده كه در آن اصول و مبانی، تغییری رخ نداده، و به آنچه گفته و نوشته، باور دارد. اصولاً مبانی فكری، از نوع «احساسات» و عواطف نیست كه با یك حادثه ناخوشایند، آسیب دیده و یا با یك واقعه خوشایند، در جان آدمی شكل بگیرد. هر چند در بسیاری از افراد، «عقاید» بیش از آنكه «دلیل منطقی» داشته باشد، «علت روانی» دارد و در نتیجه با تغییر تمایلات (علت)، اعتقادات هم تغیر پیدا می‌كند. (معلول).

كسانی كه در حوزه اندیشه سیاسی وارد می‌شوند، برای جلو‌گیری از ابتلا به این لغزش و برای مصون ماندن از این‌گونه تغییرات، باید بین «تدبیر بشری» و «تشریع الهی» تفكیك كنند. آنها باید توجه كنند، كه برخی از روّیه‌ها و ساز‌وكار‌هایی كه برای اداره حكومت، در نظر گرفته شده است، صرفاً یك «تدبیر بشری» است كه مبتنی بر محاسبات عقلائی بوده و پیوسته یا «تجربه و كار‌آمدی» مورد باز‌بینی قرار می‌گیرد، چنین تدبیر‌هایی را نباید «جزئی از تشریع الهی» ، تلقی كرد و به آنها جامه قداست پوشانده و به صاحب شریعت نسبت داد. علامه طباطبایی درباره این‌گونه قوانین و مقرّرات متغیر، به صراحت می‌گوید كه این مسائل «جزء دین» نیست، حتی اگر حكمی باشد كه از سوی صاحب ولایت، صادر شده باشد: «احكام و مقرراتی كه در جامعه اسلامی از مقام ولایت صادر می‌شود، عموماً قابل تغییر بوده و در بقاء یا زوال تابع مصلحت وقت می‌باشد و از این جهت شریعت نامیده نمی‌شود»



3. بخش مهمی از سؤالاتی كه این رو‌ز‌ها درباره مسائل تئوریك نظام اسلامی مطرح می‌شود، در قلمرو تئوری‌هائی است كه به اقتضای «تدبیری بشری» مورد قبول قرار گرفته و در قانون اساسی نهادینه شده است. مثلاً «نظارت شورای نگهبان بر انتخابات» كه در كانون مباحثات قرار دارد، یكی از نمونه‌های این‌گونه تدبیر است. این نظارت مستند به اصل نود‌ونهم قانون اساسی است كه نظارت بر انتخاب رئیس جمهور و انتخابات مجلس شورای اسلامی را بر عهده شورای نگهبان قرار داده است. ولی این نظارت، یك حكم شرعی كه از كتاب و سنت استنباط شده و به عنوان یك «حق ویژه» برای آنان به اثبات رسیده باشد، نیست.


در سال 1358 و در هنگام تدوین قانون اساسی، نائب رئیس مجلس خبرگان (شهید آیت الله بهشتی) از این اصل به عنوان یك «تدبیر بشری» دفاع كرد و بر مبنای همان دفاع به تصویب مجلس رسید. استدلال ایشان این بود كه نظارت بر انتخابات در اختیار دولت و رئیس جمهور كه مسئولیت اجرائی دارند، نباید باشد تا این كار تحت تأثیر گرایش مجریان قرار‌ نگیرد، او می‌گفت: ما نظارت را به نهادی می‌سپاریم كه از «مسائل اجرائی» به دوره بوده، و گرفتار «حبّ و بغض» نباشد، از این رو، در «مطالعات» به این نتیجه رسیدیم كه مناسب‌ترین نهاد، شورای نگهبان است. ایشان با پیشنهاد كسانی كه می‌گفتند این نظارت به رهبری سپرده شود، مخالفت كرد تا «این كار از دائره كار رهبری دور باشد». در پیش نویس قانون اساسی هم كه توسط دكتر حبیبی و برخی حقوق‌دانان دیگر تهیه شده بود، باز هم با اقتباس از قانون اساسی فرانسه نظارت بر انتخابات با شورای نگهبان بود.

به‌هرحال همان‌گونه كه آشكار است، این استدلال مبتنی بر یك «دلیل فقهی» نیست و نباید آن را یك «حكم شرعی» تلقی كرد و بروز هر گونه اشكال در اجرای این ماده قانونی را به شرع نسبت داده و دلیل ناكارآمدی تئوری حكومت اسلامی دانست. كسانی كه چنین مسائلی را مستمسكی برای تخطئه مبانی نظام اسلامی قرار می‌دهند، از قلمرو «شبهه علمی»‌خارج شده و به اقتضای «شهوت عملی» سخن می‌گویند.

4. وقتی در طراحی حكومت، از تجربیات بشری استفاده كرده و شیوه‌ها و روش‌‌هایی كه برای اداره كشور «كار‌آمدتر» است را انتخاب می‌كنیم، قهرًا باید بپذیریم كه صاحب‌نظران درباره میزان موفقیت «یك شیوه» اظهار نظر كرده و بر مبنای تجربیاتی كه اتفاق افتاده، كارآمدی آن را محك بزنند. این گونه مباحث، بحث فقهی نیست، و حتی فقیه از آن نظر كه فقیه است و به كار استنباط در احكام كلی شرع می‌پردازد، در آن «صاحب نظر» نیست. و اگر فقیه، علاوه بر قوه اجتهاد، از تجربه سیاسی و مدیریتی برخور‌دار باشد، تازه به عنوان «یك‌ صاحب‌نظر» در كنار دیگران، قرار گرفته و در این باره نظر می‌دهد ولی باز هم نظرش جنبه تعبّدی نداشته، و در حق دیگران «حجّت شرعی» تلقی نمی‌شود.

اتفاقاً در مجلس تدوین قانون اساسی، برخی فقها حضور داشتند كه با سپردن نظارت بر انتخابات به شورای نگهبان مخالف بودند. مثلاً آیت الله جعفر سبحانی در مخالفت استدلال می‌كرد كه: اعضای شورای نگهبان كه فقیه یا حقوق‌دان هستند، برای نظارت بر انتخابات مناسب نیستند، زیرا فقیه كه كارشناس احكام شرع است، تناسبی با نظارت بر انتخابات و اینكه تقلبی صورت نگیرد، ندارد، ایشان در همان موقع اعلام كرد: «برای نظارت فكر دیگری باید كرد».

اینك صاحب‌نظران می‌توانند در یك بررسی منصفانه به تحقیق در این موضوع بپردازند كه اصل 99 قانون اساسی، در تجربه سی ساله خود چه دستاوردی داشته است؟ آیا شورای نگهبان به عنوان نهادی به «دور از حبّ و بغض» و خارج از «نفوذ قوه مجریه» ـ آنگونه كه شهید بهشتی در نظر داشت ـ عمل كرده است، و یا آن طرح، در عمل به گونه دیگری اتفاق افتاده است؟ آیا آن روز ، شهید ‌بهشتی پیش‌بینی می‌كرد كه در این نهاد، برخی از اعضای كابینه و معاونان رئیس قوه مجرّیه حضور خواهند داشت، یعنی در عمل دست مجریان برای دخالت در نظارت باز‌ خواهد بود؟! كسی كه درباره موفق بودن این تجربه تردید می‌كند، درباره كامیابی یك «تدبیر بشری» ، تردید كرده است، و این گونه تردید خارج از قلمرو فقه و بیرون از مبانی دینی حكومت اسلامی است. چنین تردیدی با هیچ «نص» دینی و یا فتوای فقهی قابل پاسخ نیست. و تنها باید با اثبات «تقلیل تخلفات» در این شیوه نظارتی، بهتر‌بودن این شیوه را در مقایسه با شیوه‌های كشور‌های دیگر آشكار نمود. در اینجا «تجربه» تنها «معیار درست» یا «نادرست بودن» و كارآمدی یا ناكار‌آمدی یك نظریه است.

5. تجربه سی‌ساله نظارت بر انتخابات توسط شورای نگهبان، از سوی بسیاری از صاحب‌نظران مورد ارزیابی قرار گرفته است، ولی این مقاله درصدد باز‌خوانی این پرونده قطور نیست. آنچه در اینجا اهمیت دارد این است كه بدانیم سپردن این مسئولیت به اعضای شورا، چه تأثیری در انجام وظایف اصلی‌شان برای بررسی انطباق یا عدم انطباق مصوبات مجلس با موازین شرعی و قانون اساسی دارد. شاید در نگاه عده‌ای این دو مسئولیت كاملاً مجزّا از یكدیگر تلقی شود، در حالی كه در نگاه برخی دیگر، كار نظارت بر انتخابات، آسیب‌جدّی ای به مسئولیت‌های اصلی فقهای شورای نگهبان وارد می‌كند، لذا برای آنكه آراء فقهی فقهای شورای نگهبان درباره مصوبات مجلس، در جامعه از اعتبار برخور‌دار باشد، نباید در قضیه انتخابات وارد شوند. آیت الله حاج شیخ رضا استادی كه مدتی عضو شورای نگهبان و سخنگوی آن بوده و در انتخابات مجلس ششم هم نقش نظارتی به عهده داشته است، به همین دلیل از ادامه حضور در شورا كناره‌گیری كرد. او معتقد بود: این كار، نه تنها تناسبی با مسئولیت‌ اصلی شورا ندارد، بلكه جایگاه شورا را تنزّل می‌دهد. وی در خاطرات خود می گوید: عقیده دارم كه رد و قبول صلاحیت كاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری نباید با شورای نگهبان باشد. انتخابات، تنش‌هایی به دنبال دارد و به جایگاه رفیع این شورا لطمه وارد می‌كند، در اعضای شورای نگهبان شش نفر فقیه مورد اعتماد هستند كه وظیفه‌ی اصلی‌شان تطبیق مصوبه‌های مجلس شورای اسلامی با شرع مقدس اسلام و قانون اساسی است. آنها نظارت دقیقی بر این كار دارند، ولی وقتی مسأله انتخابات پیش می‌آید. و نزاع‌های جناحی آغاز می‌شود، جایگاه معنوی این شورا دركشمكش‌های سیاسی و خطی و جناحی قرار می‌گیرد و از منزلت آنها می‌كاهد» بر مبنای چنین اظهاراتی كه از سوی برخی شخصیت‌های فقهی برجسته در نظام اعلام می‌شود، برای آنكه فقه از اعتبار بالاتری در جامعه برخور‌دار باشد و بتواند نقش اساسی خود را در شرعی بودن قوانین حفظ كند، باید «فقیه» در برخی از اموری كه اصالتاً در حوزه مسئولیت‌های او قرار ندارد، دخالت نكند.


6.  «فقه» علاوه بر آنكه در زمینه نظارت بر انتخابات و رسیدگی به شكایات و تخلفّات «متّهم» نیست و خیر و شر حوادث را نباید به آن نسبت داد، بلكه در این باره «مدّعِی» هم هست، زیرا در احكام فقهی درباره این موضوع‌، مطالبی وجود دارد كه اگر در عمل رعایت شود، نتیجه‌ای كاملاً اطمینان بخش تحقق می‌یابد و فقه به همین دلیل مدّعی است كه چرا بر ‌وفق موازین شرعی عمل نمی‌شود.

مثلاً از نظر فقه، هر كس كه در امور مختلف داوری وارد شود و به گونه‌ای در حقوق مردم نظر می‌دهد و نظرش اعتبار پیدا می‌كند، باید «بی‌طرف» باشد و گرایش‌ خاصی نسبت به طرفین قضیه نداشته باشد، در فقه از این شرط به «عدم تهمت» تعبیر می‌شود. قابل توجه است كه فقها «عدم تهمت» را شرطی غیر از شرط «عدالت» دانسته‌اند، و «عدالت» را برای دخالت در حقوق مردم و داوری كردن كافی ندانسته‌اند. از نظر آنان وقتی عادل «متهم» باشد و درباره او گمان جانب‌داری از یك طرف برود، نظرش، اعتبار ندارد.

شهید اول در كتاب دروس درباره شرایط «مقوّم» یعنی كارشناسی كه ارزش و قیمت زمین، یا مسكن و یا كالائی را معین می‌كند و قهراً نظرش اعتبار حقوقی در محكمه پیدا می‌كند و قابل استناد است، این امور را ذكر می‌كند: «العداله، و المعرفه، و التعدّد، و الذكوره، و ارتفاع التهمه» این كلام، صریح در آن است كه متدین بودن و تقید به رعایت احكام شرعی داشتن، جای «بی‌طرفی» را نمی‌گیرد. و شخص عادلی كه خبره و كارشناس است، اگر بی‌طرف نباشد و به جانب‌داری از كسی متهم باشد، نظرش «بی‌اعتبار» است.

شهید ثانی و محقق كركی هم می‌گویند برای رسیدگی به اموال ورشكستگان، باید كسی را انتخاب كرد كه «مورد توافق» فرد بدهكار و طلب‌كاران او باشد، تا جلوی «اتهام» و جانب‌داری گرفته شود و نظر او فصل الخطاب تلقی شود.

در باب وصیت هم فقها فرموده‌اند كه به شرط «عدالت» و «انتفاء تهمت» وصیت از اصل نافذ است. آنها با ذكر این دو شرط نشان داده‌اند، كه گاه اشخاص عادل، در رعایت حقوق دیگران «بی‌طرف نیستند»، و در این صورت، نمی‌توان به عدالت بسنده كرد. آنها به صراحت این نكته را تبیین كرده‌اند كه «عدالتِ» شخص با سوء ظن نسبت به «عدم بی‌طرفی» جمع می‌شود، چه اینكه ممكن است نسبت به فاسق، چنین سوء ظنی وجود نداشته باشد و مثلاً فردی شارب الخمر، در رعایت حقوق دیگران، كاملاً بی‌طرفی را حفظ كند:

"لا تنافی بین العداله و التهمه من القرائن الحالیه او المقالیه كما لا تنافی فی بین الفسق و عدمها كما هو واضح."

در باب شهادت و گواهی در دادگاه هم، علامه حلّی می‌گوید شاهد 6 شرط دارد: بلوغ، كمال، عقل، ایمان، عدالت، انتفاء تهمت، طهارت مولد. یعنی شهادت افراد متدین و عادلی كه به واسطه برخی از گفتار‌ها و یا رفتارهای خود، نشان داده‌اند كه علقه و وابستگی خاص به یك طرف دعوی دادند و در معرض اتهام قرار گرفته‌اند، مردود است و نباید به شهادت آنها استناد كرد! محقق نراقی هم در باب «جرح و تعدیل» و اظهار نظر درباره شایستگی یا عدم شایستگی دیگران و وثاقت یا عدم وثاقت آنان، عدالت را كافی ندانسته، و «عدم تهمت» را لازم شمرده است.


این نمونه‌‌ها كه در ابواب مختلف فقه پراكنده است، نشان می‌دهد كه فقه هرگز اجازه نداده است تا فردی كه در معرض تهمت جانبداری قرار گرفته هر چند عادل، و هر چند فقیه باشد در كار رسیدگی به حقوق دیگران وارد شده و به شكایتی رسیدگی كرده و به نفع یا ضرر یك طرف اختلاف - در انتخابات یا غیر آن- رأی صادر كند.

با این حساب، وقتی افرادی درباره مسائل اجتماعی و سیاسی، سمت داوری پیدا می‌كنند و یك طرف اختلاف را حاكم و طرف دیگر را محكوم می‌نمایند، در صورتی كه از قبل نسبت به افراد موضع‌‌گیری كرده و به رفاقت و حمایت از یك طرف، و مخالفت با طرف دیگر شناخته شده باشند، نظرشان بی اعتبار است. آیا در این صورت «فقه»، «متّهم» است كه دست آنان را برای این‌گونه داوری «باز‌گذاشته است». و یا فقه «مدعی» است كه چرا دست آنان را «باز گذاشته‌اید»؟!

موضوع نظارت بر انتخابات ، یكی از مواردی است كه فقه ، مدّعی است ، نه متّهم . و البته از اینگونه موارد ، فراوان است كه با تبیین آنها ، اصالت ، عمق و عقلانیت فقه شیعه ، هر چه بیشتر آشكار می شود.


نظرات بینندگان:

باعرض سلام خدمت شما با این فرمایشی كه شما فرموده اید یك سوال برای من پیش آمد كه مساله ایست در طول قرنها در فقه اسلامی مطرح شده است كه شما البته آن را هم با فكر نافذ خود الحق و الانصاف تغییر داده ید و فقه جدیدی را در راستای پویایی فقه! ایجاد كرده اید وآن هم این است كه در طول سالیانی كه برفقه اسلامی گذشته تمام فقها وظیفه جرح و تعدیل شاهد را بر عهده قاضی (كه همان فقیه است) قرار داده اند و نفهمیده اند این اشكالات باریكتر از موی شما را كه میفرمایید عدالت قاضی یك طرف و احتمال تهمت از یك طرف جمع نمیشود و در نتیجه فقیه عادل نباید در جرح و تعدیل شاهد دخالت كند .البته كه در فضای سیاسی اخیر بحثهای زورنالیستی برد بیشتری دارد و به مذاق افرادی خوش می آید.البته امیدی به گذاشتن این پیام ندارم ولی خواندن شما مارا بس .

کد: 88664 | 29 آبان 1388 ساعت 16:44

به نظر می رسد «عدم تهمت» در عبارات فقها به معنی «بی طرفی» و عدم وابستگی داور به یكی از طرفین نباشد.اگر به این معنا بود،شهادت دوست صمیمی یا زوج برای زوج پذیرفتنی نبود با اینكه اجماعا مقبول است.بلكه مراد از «عدم تهمت»آنطور كه برخی از فقهای بزرگ تصریح كرده اند به معنی «معرضیت برای نفع دنیوی شخصی» است.برای اطلاع بیشتر مراجعه كنید به:aynaamar.blogfa.com

کد: 86969 | 27 آبان 1388 ساعت 21:16

تیتر رسانه رجا نیوز تا لحظاتی دیگر:
توهین رسانه خاندان هاشمی به شورای نگهبان و دستاوردهای امام وانقلاب
رسانه سران آشوب در متنی به قلم یك انسان ناشناخته كه مدارك وابسته بودنش به سرویسهای جاسوسی غرب در بایگانی بخش استراتژیك روزنامه كیهان موجود است در ادامه آشوبهای خیابانی اخیر و برای تحریك دانشجویان به حضور در راهپیمائی 16 آذر در یك هجمه بی سابقه با پایمال كردن خون شهدا به شورای نگهبان مورد اعتماد امام ورهبری حمله كرد.شایان توجه است كه جناب هاشمی بعد از شكست های پی در پی در انتخابات وبه خصوص انتخابات اخیر برای رسیدن به منافع سیاسی خودش با افتتاح سایت آینده سعی در زنده نگه داشتن فتنه اخیر دارد.حتی عادل فردوسی پور در برنامه نود كه مورد حمایت جدی سایت آینده می باشد به منشور اخلاقی كه حاصل خون شهدا می باشد نیز حمله كرد. كارشناسان بی طرف معتقدند یكی از دلایل نرفتن ما به جام جهانی تلاش های مذبوحانه این سایت وخاندان هاشمی بود برای ضربه زدن به رئیس جمهور مكتبی و فوتبالیست وبرای بدبین كردن مردم به شخص علی آبادی ،رفیق گرمابه وگلستان آقای رئیس جمهور.شایان ذكر است همون كارشناسان بی طرف معتقدند سردبیر سایت آینده از طریق الف-میم با كیان تاجبخش از آنجا با رئیس موساد در ارتباط است برای تضعیف نظام.
درپایان همون كارشناسان بیطرف طی یك نظر بی طرفانه اعلام كردند ما رجانیوزی ها ورسانه های زنجیره ای وابسته به ما فقط آدم خوبای ایران هستیم وهركه مقابل ما هست منافق وكافر است.

کد: 84753 | 26 آبان 1388 ساعت 14:17

سلام علیكم
جالب تر بود به جای این همه دعوا استناد تقلب در انتخابات را رو میكردید یا دلایل صحت انتخابات را رد میكردید به قدری كه لا اقل دو میلون رای جا به جا میشد
آنوقت بریزید در خیابان و اتوبوس و بانك و سطل زباله آتش بزنید و تا مامور امنیتی جلویتان را گرفت گریه كنید كه ما فقط میگوییم رایمان كو
خیلی جالب بود
خیلی

کد: 84719 | 26 آبان 1388 ساعت 14:02

درجواب كد 78313لطفا مدارك را نشان همه بدهید خصوصا آقای رضایی كه از پی گیری كارش پشیمان شد

کد: 84651 | 26 آبان 1388 ساعت 13:39

بالاخره یك مطلب علمی كه مبتنی بر واقعیات موجود و احوال جامعه باشد به نیكی نوشته شد.
مشكل حاد بسیاری از مردم مذهبی كشور احساس بی عدالتی در برخوردهای مسیولینِ است كه در كنار فرض اجرای قوانین اسلامی قرار گرفته و یك تقابل لا ینحل را در ضمیر این قشر وسیع بوجود آورده است.
با این یحث كه كاملا بر عقل و منطق استوار و به بداهت نزدیك است چه جوابی برای مقامات قضایی در بررسی پرونده های سیاسی جاری می ماند. آیا این مقامات واقعا بی طرفند و شرط عدم تهمت را در كنار عدالت دارند؟
از علما جدا می خواهیم اگر این مباحث را می پذیرند بر صراحت بیان خود بیافزایند و از برخورد با متخلفان ابا نكنند. وگر نه بگویند كه ما نیز بدانیم موضع دین در این موارد چیست؟
نظرات تحت این مقاله نیز بسیار جالب است.
از یك طرف تشنگانی از جمله خودم كه در تردید عینیت دیانت و سیاست قرار گرفته اندو شاهد حاكمیت حكومت مذهبی از یك طرف و رویه های دیكتاتورگونه و از طرف دیگر و سكوت تلخ جمع وسیعی از علما را شاهد و منتظر دریافت تحلیل درست دینی از وقایع هستند .
از طرف دیگر جمعی كه بخود حق می دهند به زمان بیان یك یحث علمی اعتراض كنند كه البته خود مشمول همین بحث جالب این ایت الله است و جماعت دیگری كه ارزش فشار دادن روی صفحه كلید را ندارند..

کد: 84490 | 26 آبان 1388 ساعت 12:47

بحث تاحدودی علمی بود اماشاكله بحث 2 چیز بود یكی موضوع اتهام ودیگری عدم رعایت بیطرفی اعضای شورای نگهبان. نویسنده محترم خواسته عدم صلاحیت این نهاد برای نظارت بر انتخابات را از یك مقدمه علمی ویك مقدمه غیر علمی اثبات كند كه نتیجه آن نیز غیر علمی وبی اعتبار است اتهام درفقه قضایی تعریف خودش رادارد وآن اتهام ذاتی است مثل آنجا كه شورای نگهبان بخواهد یكی از اعضای كاندید خود در انتخابات مجلس خبرگان راتایید صلاحیت كند وامثال ذلك واین با اتهامات واهی كه معاندین نظام از جمله بعضی از اصلاح طلبان به این شورا وارد میكنند تفاوت ماهوی دارد عدم رعایت بی طرفی هم از آن حرفهای غیر علمی وغیرقابل اثبات ازلحاظ حقوقی است اغلب محكومین در محاكم مدعی عدم بیطرفی قاضی یاكارشناس پرونده هستند بر فرض صحت این دو مقدمه نظارت برانتخابات را به چه كسی باید داد به نهاد رهبری؟ نظر اجماع خبرگان خلاف اینست به دولت داده شود؟ نقض غرض حاصل میشود به قوه قضائیه سپرده شود ؟خارج از وظیفه آن كه پیشگیری ازوقوع جرم وبرخرد بامجرمین است به مجلس داده شود ؟ شبهه دور لازم می آید به مجمع تشخیص مصلحت نظام كه تحت نظر رهبری است ؟ به احزاب كه همیشه درگیر انتخابات هستند؟ به شمای نویسنده؟ ازكجامعلوم اینها گرفتار اتهام وعدم رعابت بیطرفی نشوند؟حرف آخرتان بزنید: اصلا چرانظارت ؟ شورای نگهبان رامنحل كنند راضی میشوید؟ قانون اساسی راباطل كنند چطور؟...

کد: 82520 | 25 آبان 1388 ساعت 12:03

ازطریق روزنامه ج ا بانوشته های شما اشناهستم جزاكم الله خیرا عالی ازاسلام امام خمینی دفاع كردید
----------
بدترین اسلام،اسلام انگشتری
حجت الاسلام سیدعلی اكبرمحتشمی پور:«فرقه مصباحیه ازسایرگروهكها خطرناكتراست»
می گویند وقتی اطلاعات انسان زیاد شود تصمیم گیری اوسخت میشود شناخت اسلام امام خمینی نیزازبین همه اسلام ها یاتمیزحق ازباطل(فرقان) دراین زمانه بسیارسخت است
دربین اسلام های انحرافی ،اعم ازاسلام جمودوخمود وجهل وخرافه ،تحجر،اسلام سرمایه داری و...،كثیف ترین اسلام،اسلام انگشتری است .اسلامی كه درنخیله انگشترازدست درآورد وحق راضایع كرد ودیگری بدست كرد باطل رالباس حق پوشاند واسلام اموی ومصباحی واسلام ظلم را برمردم سلطه داد ودگرباره زمانی كه جوانان ایران درسال 57به تعبیرامام درخیابانها كشته می شدند فرح همسرشاه رابه حضورپذیرفت وانگشتربرای سلامتی جلادخون آشامی چون محمدرضا پهلوی فرستاد(به كتاب حزب قاعدین عمادالدین باقی رجوع شود)وظرف 30سال گذشته با بی تجربگی ملت ایران وعدم فریادبرشرشان بداخل نهادهای حاكمیتی نفوذكرده وامروزچون اسلافش قرآن برسرنیزه كرده وبه ضرب وشتم جوانان درخیابانها می پردازد وآنهارابه زندان می برند.

کد: 82386 | 25 آبان 1388 ساعت 11:01

با تشكر از نویسنده محترم . به نظر بنده شورای نگهبان كاملا جایگاه خود و مشروعیتش را از دست داده و دور باطلی كه در انتصاب انها و تاییدشان نسبت به اعضای خبرگان است عامل اصلی است .

کد: 81921 | 25 آبان 1388 ساعت 01:01

خیلی جالب بود استفاده كردم. ایكاش به جای انتخابات كه برگفته ازكار غیرانسانی غاصبان خلافت حضرت امیر علیه السلام است، درطول چهار سال حوزههای علمیه و مراكز دانشگاهی افراد متناسب این مقام را آزمایش وارزشیابی كنند ونظر كارشناسی خود را در مورد سوابق كاری،شخصیت فردی و اجتماعی،قدرت اداره فرهنگی وسیاسی واقتصادی واجتماعی كشور،قدرت مدیریت بحران در این بخشها ودیگر عوامل موثر به دست آوردن این جایگاه را بیان میكردند تا بهترین فرد انتخاب میشد. البته این طرح اولیه ایست كه میتواند با همفكری به یك طرح ملی تبدیل شود.

کد: 81818 | 24 آبان 1388 ساعت 22:53

خیلی جالب بود استفاده كردم. ایكاش به جای انتخابات كه برگفته ازكار غیرانسانی غاصبان خلافت حضرت امیر علیه السلام است، درطول چهار سال حوزههای علمیه و مراكز دانشگاهی افراد متناسب این مقام را آزمایش وارزشیابی كنند ونظر كارشناسی خود را در مورد سوابق كاری،شخصیت فردی و اجتماعی،قدرت اداره فرهنگی وسیاسی واقتصادی واجتماعی كشور،قدرت مدیریت بحران در این بخشها ودیگر عوامل موثر به دست آوردن این جایگاه را بیان میكردند تا بهترین فرد انتخاب میشد. البته این طرح اولیه ایست كه میتواند با همفكری به یك طرح ملی تبدیل شود.

کد: 81817 | 24 آبان 1388 ساعت 22:52

آقای سروش؟! اگه هدفت از این همه صغری و كبری چیدن اظهار فضل و نشان دادن آموخته های نه چندان متقن فقهی ات است،می گویم كه خودت را اینهمه اذیت نكن و دست و پا نزن،چرا كه این نظارت شورای نگهبان نیست كه به فقه آسیب می رساند بلكه افرادی امسال تو كه چند اصطلاح فقهی یاد گرفته و از هر فرصتی برای اظهار فضل استفاده می كنند؛به فقاهت و دیانت آسیب می رسانند.حیفم آمد كه بعنوان یك جوان جواب مستدلی به گفته هایت بدهم،چرا كه سستی و تزلزل در صدر و ذیل گفته هایت همچون سایر مغالطاتت آشكار است:«العاقل یكفیه بالاشاره»
از مسئولین محترم سایت به اصطلاح "مستقل"آینده و در حقیقت طرفدار اسلام آمریكایی و اصلاح طلبانِ ... خواهش می كنم مطالب بنده را برای دومین بار درج بفرمایید.

کد: 80819 | 24 آبان 1388 ساعت 13:39

زنده باد روحانیت بیدار و اگاه ما هر چه داریم از روحانیت است

کد: 80403 | 24 آبان 1388 ساعت 10:44

با سلام و تبریك به سلیت آینده كه شخصیت این عالم نو اندیش را كشف و به جامعه معرفی كردید البته فضلای دیگری هم هستند كه می توانید از انها استفاده كنید

کد: 79902 | 23 آبان 1388 ساعت 22:31

برای جلب اعتماد مردم باید تجدید نظری در ساختار شورای نگهبان و مجلس خبرگان كه ماهیت كاملا نمایشی و فرمایشی به خود گرفته صورت پذیرد . همچنین باید تجدید نظری در دخالت روحانیت در امور اجرایی كشور كه محل آزمون و خطاست صورت پذیرد . وقتی كه می بینیم در طول این 30 سال آقایان در همه امور كشور حضور و دخالت دارند ( مثلا حتی در سمینار حشره شناسی هم حضور دارند) باعث تعجب می شود در حالیكه در حوزه تخصصی خود و انطباق آن با شرایط روز و نسل پرسشگر امروزی كیلومترها فاصله دارند.

کد: 79433 | 23 آبان 1388 ساعت 17:02

بزرگترین ضربه به جایگاه شورای نگهبان كه باید در انتخابات بی طرف باشد را همین آقای جنتی و دوستانشان زده اند.

کد: 78993 | 23 آبان 1388 ساعت 13:08

برادر جان این اقایون فقها به قانون اصلا اعتقادی دارند یا نه؟؟ فقط یك سئوال می پرسم و ایشان را به خدا حوالت م یدهم ؟؟ و ان اینكه چرا افرادی را بر اساس گزارش های مغرضین رد صلاحیت می كنند و به هیچ وجه بر اساس نص صریح قانون دلایل ان را حتی به شخص رد صلاحیت شده نمی گویند ایا از این ظلم بالاتر هم هست ؟؟
این را چاپ كنید لطفا

کد: 78552 | 23 آبان 1388 ساعت 10:02

این همه صغری كبری كرده اید كه چه ؟ خوب 4مدرك مستند مبنی بر عدم سلامت رو كنید در حالی كه شورای نگهبان ووزارت كشور صدها مدرك بر سلامت انتخابات اعلام كرده اند كه جد آباد شما هم نمی تواند آنها را رد كند مگر اعضای شورای نگهبان تنها نظری داده اند كه بشود ایراد گرفت آنها مستند ومتقن مدرك سلامت انتخابات را اعلام كرده اند

کد: 78313 | 23 آبان 1388 ساعت 00:10

اگر اعضای شورای نگهبان تنها به حرف بسنده میكردن خوب می شد حرف آنها را به این مقال شما رد كرد در حالی كه تمام نظرات آنها الصاق به مدارك محكم ومستندی است كه تا امروز رد نشده شما مدارك علیه آن مدارك بیاورید تا حرفشان باطل شود بیهوده سخن گفتن كه هنری نیست

کد: 78312 | 23 آبان 1388 ساعت 00:04

حاج آقای سروش، به شما بابت قلم و فكرتون تبریك عرض میكنم. ما همیشه از «بی طرفی» داور صحبت میكردیم ولی نمیدانستیم كه فقها هم متعرض شده اند، بسیار استفاده كردیم.

کد: 78310 | 23 آبان 1388 ساعت 00:00

باسه تعالی
استاد عزیز در این دوران كه مخالف و موافق شما یه مقالات علمی جنابعالی برای بهره برداری های سیاسی و اثبات مدعی خود استفاده می كنند یه عنوان یكی ازشاگردان كه سطح سواد خود را به شما مدیون می دانم خواهش می كنم كه زمان مناسب تری را برای اظهار نظراتتان را انتخاب كنید چرا كه در این برهه زمانی مقالات علمی جنابعالی به دید یك متن علمی به ان نگاه نمی شود اثر خوب خودش را نیز از دست می دهد چرا كه خود شما به مایاد داده اید كه شرط بلاغت مطابق مقتضای زمان صحبت كردن است
خدا همیشه یار ویاور شما باشد

کد: 78282 | 22 آبان 1388 ساعت 23:20

سلام
خوشحالیم كه ندای واقعی حق وحقیقت همچنان از حوزه مقدس قم جاری وساری است. در این مقاله چنانكه نویسنده فرزانه نیز بدان اشاره كرده اند به پویایی فقه شیعه پی میبریم و از عمق جان مسروریم كه پیرو چنین مكتبی هستیم.
درود بر عالمان حق جوی حق گو.

کد: 78239 | 22 آبان 1388 ساعت 22:14

با سلام. مقاله جالبی بود. می توانم بگویم عالی بود!!! حالا یك نظر به كار شورای نگهبان در انتخابات اخیر بیاندازید و ببینیم كه خطا در كجا بود؟!!! ضمن جانبداری كه برخی از آنها داشتند ، تازه هیئت داوری را هم كه خودشان !!! انتخاب كرده بودند تا به قول خودشان قضیه را جمع كنند!!! افراد جانبدار را برگزیده بودند و معتقد بودند كه دیگر باید اینها را موسوی و كروبی بپذیرند!!!!

کد: 78181 | 22 آبان 1388 ساعت 20:47

در جاهای مختلف و بین روشنفكران اصولا بحث شورای نگهبان همیشه مطرح بوده. اما مطلب فوق بهترین نقدی است كه من در همه این سالها خوانده ام. به نظرم روحانیونی مثل آقای محلاتی باید بیشتر در این موارد در عرصه های عمومی نظراتشان را مطرح كنند تا به عنوان مدافعان اسلامی بودن نظام ایده هایشان برای اقشار تحصیل كرده و روشنفكران مشخص شود.
در مواردی مثل قوه قضاییه و قانون اساسی و مشكلاتی كه در جامعه هست باید نظرات فقهی مطرح شود. من مطمئنم بسیار به كشو كمك خواهد كرد.

کد: 78169 | 22 آبان 1388 ساعت 20:29

ای كاش آقای جنتی قبل از حرفهای امروز نماز جمعه، این مطلب را خوانده بودند،،،
ایشان نقش بسزایی در بی دین شدن و نفرت مردم از حكومت اسلامی دارند....

کد: 78129 | 22 آبان 1388 ساعت 19:24

اگر نبود خودخواهی و خودپرستی و قدرت پرستی و شهوت جاه ومقام و الاف و الوف دنیا در میان این روحانیون بظاهر از مال ومقام دنیا بریده ایران به این نكبت دچار نمیشد

کد: 78120 | 22 آبان 1388 ساعت 19:17

من اعتقادم را به نقش شورای نگهبان از دست دادهام اگر این شورا را نداشتیم و همان 60در صد مجلس رائیش مورد عمل قرار میگرفت بهتر بود

کد: 78031 | 22 آبان 1388 ساعت 17:22

ایا اینها را مسوولین رده بالای نظام نمی فهمند؟

کد: 78005 | 22 آبان 1388 ساعت 16:24

به عنوان یك فرد غیر مذهبی می گویم كه مطلب بسیار پر مغزی بود.

الان عده ای در مورد ناكارآمدی دین در عرصه سیاست صحبت می كنند. از طرف دیگر عده ای تصمیمات شورای نگهبان یا رهبری را عین شرع می دانند.

در مورد ناكارآمدی پسوند اسلامی حكومت ما هنوز به تجربه كاملی نرسیده ایم و خود این اتفاقات اخیر هم هنوز شامل همین تجربه هست. مهم این است كه چگونه با بحران اخیر برخورد كنیم. به قول ایشان این یك واجب فوری است و دقیقا هم همینطور هست كه مدافعان اسلامی بودن نظام مواضع خود را مشخص كنند و برای رفع مشكلات تلاش كنند.

مطلب بسیار روشنگرانه ای بود و قطعا به فهم مخاطب از مسایل خیلی كمك می كند.

کد: 77999 | 22 آبان 1388 ساعت 16:10

ببخشید میشه بگین اعضای شورای نگهبان رو كی انتخاب میكنه؟یعنی كسی كه امسال آقای جنتی و الهام رو انتخاب میكنه از بیطرفی اینها اطلاعی نداره؟ بهتره شورای نگهبان رو هم بدن به مشایی و خلاص. ای خدا ببین به اسم دین تو چه بازیهایی بر سر این مردم بی نوا می آورند. میدونم نظرم رو نمی زارین ولی چه كنم نمیشه بعضی چیزها رو دید و دم نزد.

کد: 77964 | 22 آبان 1388 ساعت 14:36

عالی بود وبهتر از این به مباحث مطرح در این سالهای پر تنش پاسخ داده نشد ممنون

کد: 77958 | 22 آبان 1388 ساعت 14:29

در انتخابات دو دوره گذشته مجلس و ریاست جمهوری اخیر هم شورای نگهبان بی طرفی خود را مجددا ثابت كرد و با آنكه همه اعضای شورای نگهبان از موسوی حمایت كردند اما دیدیم كه او رای نیاورد. در انتخابات مجلس هفتم هم با اینكه همه اصلاح طلبان تایید صلاحیت شدند اما مردم به آنها رای ندادند!!!!!!!!!!!!!

کد: 77945 | 22 آبان 1388 ساعت 14:12

یك نكته عمده از دید نویسنده محترم مغفول مانمده است . و آن اینكه شورای نگهبان فعلی با این اعضاء شناخته شده مثل جنتی و الهام و ... بیش از آنكه زمینه فكری و قانونی و دغدغه فقه را داشته باشند به فكر تسلط قشر خاصی بر مسند قدرت هستندو از این جهت بیش از خوداحمدی نژاد متهم هستند .
كه او معفو است و از وسیله ای برای به قدرت رسیدن و بر قدرت ماندن استفاده كند . اما اینها دین خود را به دنیای او فروخته اند و معفو نیستند . و متهم ردیف اول هستند . دعوی سر نقش شورای نگهبان نیست سر افرادی است كه لایق نیستند

کد: 77926 | 22 آبان 1388 ساعت 13:17

خداوند آیت الله سبحانی و استادی را حفظ بفرماید

کد: 77909 | 22 آبان 1388 ساعت 12:50

مقاله منصفانه ای بود آیا كسی از مسئولین ذیربط این گونه مقالات اندیشمندانه را می خواند یا باز هم می گویند كه در جامعه مشكلی نداریم؟!

کد: 77899 | 22 آبان 1388 ساعت 12:37

ما در این شرایط بیشتر به نقد منطقی مجتاجیم تا شعار؛ در غیر این صورت دوباره اتفاق 30 سال قبل تكرار می شود. هر چند من با تمام موارد بالا موافق نبودم ولی چنین روندی را بر اینكه فلان معاون چه كرد را بیشتر می پسندم.

کد: 77885 | 22 آبان 1388 ساعت 12:24

بسیار عالی بود

کد: 77870 | 22 آبان 1388 ساعت 12:15


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: