واقعا من نمیدانم دین و ایمان دارند یا نه. الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم كه اگر پروندههایشان با نگاه امام گشوده شود پروندههای بسیار آلودهای دارند. اینها آمدند یكدفعه یك حركت عظیم مردمی را میگویند كه به منافقین ارتباط دارند و ... . اینها همان كسانی هستند كه آتش بیار معركه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پروندههایشان در این است كه دائم این اختلافات را در كشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد كنند. .. اینكه یك عدهای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و ... این كار بزرگ كردن بیگانه است. اگر بیگانهها اینقدر بزرگ هستند كه میتوانند این همه آدم را به صحنه بیاورند كه ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از كل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.
نخستوزیر دوران امام تاكید كرد:اجرای متوازن قانون میتواند همه را دور یك میثاق ملی جمع كند.
به گزارش ایلنا، میرحسین موسوی در گفتوگو با پایگاه خبری جماران و در پاسخ به سوالی درباره بحث وحدت در كشور گفت: وحدت بخشی از رویكردی است كه حضرت امام خمینی(ره) از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه میكردند. امام كاملا توجه داشتند كه مهمترین سرمایه ما وحدت ملی است و تلاش میكردند این وحدت در گستردهترین شكل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هیچ نوع متن مهمی از ایشان نمیبینیم كه به این مساله تاكید نكرده باشند.
وی وحدت را همزاد قبول كثرت اندیشههای سیاسی و فكری در جامعه معرفی دانست و گفت: كثرت اندیشهها و نظرات، امام را آزرده و پریشان نمیكرد بلكه اینها را به عنوان نعمتی برای جمهوری اسلامی میدانست. به نظر من، گاهی خود ایشان با مهر تاییدی كه روی این مساله مینهادند اختلاف را به عنوان یك ضرورت مطرح میكردند كه درخشندهترین رفتار امام در این خصوص، رضایت كامل ایشان با تشكیل مجمع روحانیون مبارز است.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس بحرانهای دهه اول را بهانه محدود كردن فضای سیاسی از سوی حاكمیت ندانست و گفت: در عرف ملی و جهانی، رهبری كشوری كه انقلاب كرده و درگیر آشوبهای داخلی و جنگ خارجی است، باید به این سمت گرایش داشته باشد كه اندیشهها و افكار مختلف را در یك كانال قرار بدهد و سعی كند یك اندیشه در كشور حاكم باشد، ولی امام با تاكیدی كه روی تشكیل مجمع روحانیون داشتند، نشان دادند كه وجود مستقل دو گروه مجمع روحانیون و جامعه روحانیت مبارك بوده و این كثرت ضروری است.
مبادا به دلیل طرح تنگنظرانه مباحث فقهی، مردم آزادی خود را از دست بدهند
موسوی به فرازی از "منشور برادری" درباره باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامی اشاره كرد و خاطرنشان كرد: امام توجه داشتند كه مبادا تكیه بر نظام ارزشی اسلامی و مباحث تام فقهی، منجر به این شود كه اندیشههای دیگر و حتی خود این اندیشهها خفه شوند و امكان بروز و ظهور پیدا نكنند. امام مدام تاكید میكردند كه در زمینههای فقهی نظرات مختلفی گرداگرد مسائل گوناگون میتواند وجود داشته باشد.
وی ادامه داد: به نظرم میآید كه این موضعگیری ایشان كه خیلی صریح و روشن است، تنها جنبه فقهی ندارد و متوجه فقها نیست بلكه بیش از فقها، به نظر من دغدغه مردم مدنظر امام است كه مبادا به دلیل طرح مباحث تنگنظرانه این بحثها، مردم در حصاری قرار گیرند كه آزادی خود را از دست دهند. امام در باب باز بودن باب اجتهاد در جمهوری اسلامی، میفرمایند در مسائلی كه ادعای اجماع هم شده است، اقوال مخالف وجود دارد. این مساله مهمی است. یعنی یك مساله فقهی وجود دارد كه تا الان علما روی آن اجماع كردهاند. بنابه فرمایش امام حتی در این مساله هم امكان اختلاف است. اگر دقت كنیم ایشان معتقد به یك نوع تسامح و مدارا است. فضا را برای مجتهدها باز میكند تا بتوانند بر اساس مسائل و رویدادهای جدیدی كه در فضای مدرن در حال رخ دادن است، نظر دهند.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس خاطر نشان كرد: حتی امام به مردم عادی كه فقیه نیستند و به نظرات كارشناسی فقها رجوع میكنند، پیام داده كه نسبت به مساله خیلی تنگ نگاه نكنند و بدانند كه اندیشههای گوناگون راجع به آن وجود دارد.
تكیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن میتواند كشور را دچار بنبست كند
موسوی معتقد است كه اسلامی كه امام به آن اشاره دارد اسلامی است كه دائم با مسائل گوناگون جامعه درگیر است و نظریاتش در حال تغییر و متناسب با شرایط جدید است و در حال پاسخ به آنها است.
وی یادآور شد: قرآن، اسلام و انقلاب واژههایی هستند كه معانی سیالی دارند كه بر اساس مسائل مختلف معانی گوناگون پیدا میكنند و حوزوی آشنا به مسائل و روشنفكرها، مسؤولان، مجریان و مدیران كه با اندیشههای امام جوش خوردهاند با این نگاه میتوانند مشكلات را حل كنند و گرنه یك حالت تنگنظرانه همیشه حاكم خواهد بود.
نخستوزیر دوران امام ادامه داد: حضرت امام در رابطه با تنگنظری و تحجر، با توجه به بروز برخی مسایل بارها صحبت كردهاند كه شاید هنوز برخی از آنها منتشر نشده باشد. ایشان توجه دارند كه تكیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن میتواند كشور را دچار بنبست كند.مواردی هست كه امام اخطارهای شدیدی به برخی افراد دادند كه ذهنیت تنگی داشتند و مواظب بودند كه این مساله نظام را با بنبست مواجه نكند.
موسوی با اشاره به تفكر فقهی امام در حوزه آزادی بیان گفت: اولین ویژگی این تفكر این است كه خیلی راحت نمیشود افراد را تكفیر كرد و آنها را خارج از مدار دین به حساب آورد. نمیشود به اعتبار اینكه كسانی كه مختصر اختلافی با نظرات رسمی در یك گروه یا جمعی دارند، به عنوان افرادی كه مخالف دین و نظام هستند، قلمداد كرد و مورد حمله قرار داد. این تنگنظریها به نوعی بر روشنفكران اعمال شده و به نوعی دیگر بر فقها. امام این نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملی میدانستند.
وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمیشود
نخستوزیر دوران امام در ادامه تاكید كرد: از نظر امام وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمیشود. در وحدت مورد تاكید امام، فامیل و دوست و آشنا به هم باج نمیدهند بلكه امام وحدت را به مولفههای منافع ملی و حیات طیبه نظام اسلامی برمیگردانند و همه جا به آن تاكید میكنند. بحث بر سر خدمت و ارزشهای بسیار اساسی و بنیادی است كه كشور را برومند كند. منشور برادری حضرت امام، كاملا به مسائل حیاتی جامعه معطوف است. صلاح گروههای مختلف سیاسی، فقها، روحانیان، روشنفكرها و مردم است كه روی آن فكر كنند و اندیشههای مختلف آنها بر اساس این پیام به هم پیوند بخورد.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه لحن حضرت امام در نامه به جریانات سیاسی موجود چگونه بود، اظهار داشت: حقیقت این است كه در آن شرایط كه خود نامه هم به آن معطوف است، اختلافهایی وجود داشت و جناحبندیهایی هم بروز كرده بود. شخصیتها در نهادهای موازی حضور داشتند كه این نهادها به جناح مخصوص خودشان تعلق داشت. دفتر تبلیغات اسلامی در كنار سازمان تبلیغات اسلامی، انجمن اسلامی در كنار جامعه اسلامی و غیره وجود داشت. در نهادهای مختلف چنین تقسیمبندی وجود داشت. آنچه من در رابطه با حضرت امام دقت كردهام ایشان در حوزه اقتصاد، معیشت، رفاه و ... ترجیحهایی داشت كه من فكر میكنم با نظریات دولت خیلی نزدیكتر بود؛ یعنی با جناحی كه آن موقع سر كار بود.
وی افزود: اما هیچكدام از این اختلافها، منجر به این نشد كه در حلقه پیرامونی ایشان، افراد متعلق به جناحهای مختلف حذف شوند. همه اینها یكپارچه حضور داشتند. آقایان عسگراولادی، مهدویكنی، موسوی خوئینیها بودند، آقای موسوی اردبیلی هم بود. این افراد همه در كنار امام بودند. بودن یك جناح در كنار امام به معنی حذف جناح دیگر نبود.
موسوی تصریح كرد: این حلقهها، واسط ارتباط امام با بخشی از قاعده جامعه بودند. یقینا افردای كه از طریق آقای موسوی خوئینیها كه امروز مورد اتهام و فحاشی قرار گرفتهاند به امام وصل میشدند، از طریق آقای مهدوی كنی نمیتوانستند وصل شوند. همانهایی كه از طریق آقای مهدویكنی به امام وصل میشدند و سخنان اینها از طریق ایشان به گوش امام میرسید یقینا نمیتوانستند از طریق آقای موسوی خوئینیها وصل شوند. این خودش یك روش خوبی بود. برای همین ایشان در مقابل حذف هر كدام از این چهرهها در گرداگرد خودش به سختی مقاومت میكرد و همه تا آخرین دم در كنار ایشان ماندند. حذف اینها، موجب اختلال میشد و این اختلافات را به بدنه اجتماعی میكشاند.
وی خاطرنشان كرد: حذف هر كدام از این چهرهها، به معنای حذف یك قاعده اجتماعی نبود، چرا كه قاعده كه حذف نمیشود، بلكه رابطه رهبری و بخشی از قاعده اجتماعی قطع میشد. به نظر میرسد این مساله غیر از اینكه بعد اعتقادی داشت، یك جنبه استراتژیك هم در ذهن امام داشت. ایشان هر كسی را كه قصد خدمت داشت و نیت پاك داشت، در انقلاب اسلامی و نظام به نوعی مشاركت میداد.
تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشههای مختلف كم شده است
موسوی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه آیا شرایط امروز خطیرتر است یا شرایط آن دوران؟ خاطرنشان كرد: ما میتوانیم از گذشته درس بگیریم، اما دو موقعیت دشوار را به سختی میتوان روی هم انداخت و با هم مقایسه كرد. ما آن موقع تازه انقلاب كرده بودیم و تازه از سلطه رژیمی درآمده و رو به نظام جدیدی آورده بودیم. نظام سابق ریشه عمیق تاریخی داشت و اثر خود را در فرهنگ، سیاست، اجتماع و ساختارهای حكومت گذاشته بود. به علاوه حركتی كه انقلاب آغاز كرده بود برخلاف نظم موجود جهانی تلقی میشد و به خاطر همین دشمنان زیادی در سطح جهان بود كه مشكلات زیادی مثل كودتای نوژه، شورشها و حمله صدام برای ما به وجود آورده بودند. در سطح بینالمللی هم حركتهای دیگری وجود داشت. آنچه در این شرایط به ما قدرت میبخشید، وحدت و همدلی بر گرداگرد یك ایدئولوژی بسیار پیشرفته، مترقی و به روز و یك نوع صیانت از این وحدت در مقابل امواج فتنههایی كه میتوانست این وحدت را مورد حمله قرار دهد، وجود داشت.
وی افزود: در حال حاضر یقینا خطرهای آن موقع را به آن شكل نداریم اما اینكه الان احساس میكنیم آسیبپذیرتر شدهایم. به نظر من عامل آن مشكلات داخلی است. زمان جنگ بهرغم همه مشكلات، احساس قدرت وصف ناپذیری میكردیم ولی الان چنین احساسی وجود ندارد.
موسوی معتقد است امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشههای مختلف در سطح سیاسی بسیار كم شده است. آن موقع مشكلات اگر چه بیشتر بود، تحمل و سعه صدر هم بیشتر بود. اندیشههای مختلفی كه با هم اختلافاتی داشتند میتوانستند در كنار هم كار كنند ولی الان متاسفانه چنین حالتی وجود ندارد.
ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق كرده است
نخستوزیر دوران دفاع مقدس در تبیین تفاوتهای دهه اول و فضای فعلی كشور از حاكمیت ارزشهای بنیادی در آن دوران یاد كرد كه همه را برای اجرای سالم قوانین بسیج كرده بود.
وی خاطر نشان كرد: آن موقع اگر فساد اقتصادی مطرح میشد، سریع مورد توجه قرار میگرفت. كوچكترین فسادی، بزرگ دیده میشد. اگر در سطح دولتی گفته میشد كه 10 هزار دلار گم شده و تكلیفش روشن نیست و مشخص نیست كجا هزینه شده، ممكن بود كه منجر به سقوط دولت شود. در حالی كه الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچكس حساسیت نشان نمیدهد. من نمیخواهم كسی را متهم كنم اما اینها مسائلی را در كشور به وجود میآورد كه ما را آسیبپذیرتر میكند. آن موقع دغدغه همه رسیدن به این مساله بود كه همه مردم از نعمات و امكانات و از فرصتهایی كه یك كشور و نظام میتواند داشته باشد، بهرهمند بشوند و صادقانه این خدمات در اختیار همگان گذاشته شود. بحث، بحث مردم بود. متاسفانه امروزه این ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق كرده است.
موسوی به هدفمند كردن یارانهها اشاره كرد و گفت: همین لایحه هدفمند كردن یارانهها اگر اول انقلاب بود، به این شكل طرح نمیشد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینكه ما بیاییم از یك طرف حذف یارانهها را مطرح كنیم و بنزین را گران كنیم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یك طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشكل ایجاد میكند. همه زندگی و شغل و درآمد ملت به رفت و آمد بستگی دارد. اگر ما حمل و نقل را گسترش داده باشیم این گرانی بنزین بار زیادی را روی هزینههای خانوار وارد نمیكند. اما اگر به دلیل وجود پارهای از مسایل بین دولت و شهرداری، ارز مورد نیاز مترو تامین نشود و در حالی هدفمند شدن یارانهها تصویب شود كه مشكلات زیادی مثل قرار داشتن مترو در بدترین شرایط تامین بودجه وجود داشته باشد، چوب این مسائل را مردم میخورند.
وی تاكید كرد: لایحه هدفمند كردن یارانهها اگر خوب اجرا شود، دولت كارآمدی داشته باشد و از همه نیروها خوب استفاده كند و مشكلات مردم را حل كند، ممكن است به كشور كمك كند. اما اگر اینگونه نشود، خداوند با هیچ كسی عهد و پیمان نبسته است. اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار میدهند.
هنوز هم ذائقه دهه اول انقلاب در دل مردم مانده است
وی با بیان اینكه حتی در شرایط جنگی افكار عمومی اجازه اظهارات متناقض و سیاستهای دوگانه به دولت نمیدادند، گفت: اینكه یك نفر از یك طرف حرفهایی بزند و از طرف دیگر كارهایی كند كه پاسخی برای اعمال خود نداشته باشد، اشتباه است. الان ما چنین چیزهایی را زیاد داریم. این مساله ما را آسیبپذیرتر میكند و مشكلات ما را زیاد خواهد كرد.
نخستوزیر دوران امام از دهه اول به عنوان یك نوستالوژی یاد كرد و گفت: این حسی كه در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است كه در شرایط آن دوران چون مردم میدانستند كه همه توان نظام و دست اندركاران در خدمت حل كردن مشكلات آنان است اگر جایی هم كم و كسری میدیدند، تحمل بالایی داشتند. میآمدند پشت سر دولت قرار میگرفتند.
وی ادامه داد: مردم با كم و كسریهای كشور كه خیلی زیاد هم بود و ناشی از فقر و جنگ و انفجار كشتیهای نفتی، خطوط انتقال گاز و محدودیتهای واردات و صادرات بود، میساختند. مشكلات را حس میكردند ولی فریادشان بلند نمیشد، چون میدانستند كه هم خودشان، هم كسانی كه در خدمتشان هستند برای حل این مساله تمام توان خود را به كار گرفتهاند. برای همین با یك همكاری وسیع و صبر بزرگ در سطح ملی روبرو بودیم كه هم اختلافات را از بین میبرد، هم مشكلات را حل میكرد و هم پشتوانه قوی برای نیروهای رزمنده ما در جبهه بود. در چنین شرایطی كه كمبودهایی وجود داشت، مردم بچههای خود را به جبهه میفرستادند و طلاهای خود را به دولت میبخشیدند تا بلكه بخشی از هزینههای جنگی را تامین بكنند. این مساله احساسی از امنیت و آرامش را در كشور ایجاد میكرد كه هنوز هم ذائقه و سابقهاش در جامعه مقداری مانده است. الان متاسفانه چنین چیزهایی نیست.
اجرای متوازن قانون اساسی همه را دور یك میثاق ملی جمع میكند
موسوی در پاسخ به این پرسش كه اصولی كه بر آنها باید وحدت كرد چیست؟ چگونه باید وحدت را تعریف كرد؟ چرا به نظر میرسد در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی یك تعریف واحد مورد قبول و اجماع نیست؟ گفت: به این دلیل كه توجهی به قانون اساسی نداریم. در متن قانون اساسی همه مسائل به صورت متوازن در مطرح شده است و نمیشود ما بخشی را برجسته نگاه كنیم و بخش دیگر را كم رنگ ببینیم. الان جناحها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش میآید كه تكهای را برجسته كنند و تكه دیگر را ضعیف كنند؛ این درست نیست. اینها بخشهای به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادیها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده ... )، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان قومیتها و آموزش آنها و ...، اینها هیچ خطری را برای كشور ایجاد نمیكنند بلكه وحدت بخش هستند. بنده نوعی نمیتوانم با سلیقه خود بگویم كه اجرا یا عدم اجرای این اصل، صلاح نیست.
وی تصریح كرد كه در زمان جنگ در كشورهای مختلف، انتخابات یا انجام نمیشود و یا بسیار تصنعی برگزار میشود. در زمینه اجرای قانون مشكل پیدا میشود اما در تمام دوران جنگ ما با وجود همه بحرانها و مشكلات وسیعی كه بود «انتخابات»ها بهرغم هزینههایی كه داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقی ماند. كسی به ذهنش نرسید كه كار دیگری كند. تنها موردی كه تاخیر انداخته شد، اجرای قانون شوراها بود. دلیل آن هم نظریات مختلف مسوولان بود وآن زمان من اعتقاد داشتم برای عدم تمركز دولت قانون شورا یكی از مهمترین راهكارهای ممكن است. برخی مخالف این بودند میگفتند زمان جنگ احتمال دارد مشكلات اساسی در برخی از مناطق خصوصا مناطق مرزی داشته باشیم. ما در دولت اقدام كردیم قانون را به مجلس بردیم و زمانی هم برای انتخابات شوراها معین كردیم. در آستانه انتخابات، عدهای از استاندارها به امام نامه نوشتند كه این مساله به تاخیر انداخته شود. حضرت امام ملاحظه كردند. بعد در جلسه روسای سه قوه تصمیم بر این شد كه انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود. بحث این بود كه ما همه اصول را پیاده كنیم ولی الان این اعتقاد زیاد وجود ندارد. برخی اصول پررنگ شده و برخی اصلا كنار گذاشته شدهاند. عدم اجرای درست قانون میتواند یكی از عوامل تفرقه باشد و از سوی دیگر اجرای متوازن آن میتواند همه را دور یك میثاق ملی جمع كند.
شكستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین حلال مشكلات ما نیست
موسوی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه آیا فربه شدن قرائت برخی از اصول قانون اساسی موجب نشده است كه اصول دیگر به خودی خود كمرنگ شود، گفت: مشكلاتی در جامعه داریم كه بخشی از آن به میراثهای ما برمیگردد. رفتار، علایق و كردار سیاسی ما بیش از شكل و ظاهر قانون اساسی در موضعگیریهای نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان كشورهایی داریم كه از نظر شكلی و محتوایی جوامعی كاملا دموكرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه میكنیم و به رویههایی كه باید به آن رجوع كنند، نگاه میكنیم، میبینم كه خشكتر از قانون اساسی ما در آن كشورها وجود دارد، ولی رویههایی كه برای نهادینه كردن مردم سالاری در آن كشورها استقرار پیدا كرده، منجر به این شده كه تفسیر آن چارچوبهای خشك سنتی، مشكلی برای دموكراسی و آزادی به وجود نیاورد. نمونهاش چند كشور اروپایی كه اگر نگاه كنید اصول بسیار سنتی مبتنی بر نظام شاهنشاهی در آن هست.
وی اضافه میكند: شكستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بهخصوص قانون اساسی حلال مشكلات ما نیست. این خودش میتواند یك نوع آشوب و آشفتگی را در كشور ایجاد كند. توجه به مسائل اجتماعی-سیاسی ریشهداری كه در تاریخ كشور و فرهنگ ما وجود دارد، مهم است. مخصوصا اگر ما دقت بكنیم كه خود قانون اساسی نیست كه در حقیقت این مساله را ایجاد میكند بلكه نوع تلقی از قانون است كه با تكیه بر نیروهای اجتماعی و فرهنگی به این مشكلات عمق میبخشد.
موسوی تاكید كرد: یك ذهنیت نقاد مردمی كه نسبت به سرنوشت خود حساس هست، با استفاده از تمام فرصتها برای جمع شدن بر اصول قانون اساسی میتواند به ما مجال دهد كه ما تفسیرهای متعالیتر این قانون را اجرا كنیم. البته قانون اساسی هم وحی آسمانی نیست و بر اساس مقتضیانت زمان میتواند در چارچوب پیشبینی شده مورد تجدیدنظر قرار گیرد.
وی ادامه داد: من مشكل را بیش از آنچه كه فربه بودن یك اصل و سنگینی بر اصلهای دیگر ببینم، در برخی از سنتهای اجتماعی فرهنگی میبینم كه با رویههای نادرست انباشت شده در طول تاریخ و ایجاد رویههای غلط جدید، به نوعی به كرختی رسیده است. كرختی تنها به حكومت مربوط نیست. به كسانی كه شهروند عادی هستند هم مربوط میشود. البته من نقش تربیتی حاكمیت در فرهنگپذیری جامعه و آشنایی آنها با حقوق خود را خیلی موثر میدانم. وقتی حضرت امام برمیتابید كه افكار و اندیشههای مختلفی وجود داشته باشند، این خودش در فرهنگ جامعه تاثیر زیاد میگذاشت. امام دائم به ملاكها و معیارهای جمعی در تصمیمگیریها برمیگشت.
موسوی در ادامه با بیان اینكه شیوه تفسیر حاكمیت در رابطه با قانون اساسی از یك سو اهمیت فوقالعادهای دارد و در سوی دیگر، سمتگیری مردم و روشنفكرها هم اهمیت زیادی دارد، اظهار داشت: امام حق را گرفتنی میدانند. آزادی را گرفتنی میدانند. آزادی را جزو حقوقی میدانند كه باید مردم دنبال كنند و به از دست دادن ارزشهای بنیادی تن در ندهند. این برای ما یك اصل است. اگر در یك نظام، مردم برایشان عادی باشد كه حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند، آن نظام به سوی دیكتاتوری و خشونت سیر میكند. اینجاست كه نقش مطبوعات، رسانهها، روشنفكران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا میكند.
وی تصریح كرد: البته همه نظامها با این مساله روبرو هستند. در كشورهایی كه جامعه كمی به پختگی رسیده است، یك ذره محدودیت كه در برابر حقوق مردم ایجاد میشود، بلافاصله موج اعتراض ایجاد میشود و این كار نهادینه شده است.
نخستوزیر دوران امام یادآور شد: ما از دوران مشروطیت قدمهای زیادی پیش گذاشتیم. وضعیت امروز ما نه با دوران مشروطیت و نه با سی سال پیش قابل مقایسه نیست. قدمهایی پیش گذاشتیم اما اینكه بگوییم این راه در نقطهای به پایان رسیده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هیچ خواستهای نداشته باشند و مساله خودبهخود حل شود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاكمیت و تفسیر روشن اندیشانه حاكمیت از قانون اساسی به نحوی كه به ملت كمك كند، راهحل مشكلات است.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس تاكید كرد: حساسیت شدیدی در فرامین حضرت امام نسبت به مسائل مالی بود. یك زمانی در كشور این بحث آغاز شد كه نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیتهای تجاری شوند. من مخالف بودم و اعتقاد داشتم كه این مساله كشور را با مسائل مختلفی روبرو میكند. میگفتند نیروی نظامی میخواهد كار عمرانی كند. من گفتم نیروی نظامی كه در پی آن باشد كه قیمت دلار چند است، دیگر به وظایف خود عمل نمیكند. استدلال آنها این بود كه در قانون اساسی اصولی داریم كه در زمان صلح، ارتش و سپاه میتوانند در سازندگی كشور كار كنند. من گفتم، بله در حد خود میتوانند این كار را كنند بدون اینكه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست كه در مسائل مالی وارد شوند. نیازهای مالی آنها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود.
وی ادامه داد: بنده اعتقاد قطعی دارم كه واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه، نه به نفع اقتصاد كشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع كلیت نظام. این رویكرد به تنهایی میتواند كشور را در معرض خطر قرار دهد.
موسوی افزود: در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیعتری پیدا كرده است. توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشكل ایجاد كرده و هم در میان مردم.
وی در این باره كه امام در نامه خود از واسطههایی سخن می گوید كه القای بدبینی میكنند و توصیه موكد دارند كه از اینها پرهیز شود، اینها چه كسانی هستند و چكار میكنند؟ گفت: هستند كسانی كه نان خود را از این راه میخورند. واقعا من نمیدانم دین و ایمان دارند یا نه. الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم كه اگر پروندههایشان با نگاه امام گشوده شود پروندههای بسیار آلودهای دارند. اینها آمدند یكدفعه یك حركت عظیم مردمی را میگویند كه به منافقین ارتباط دارند و ... . اینها همان كسانی هستند كه آتش بیار معركه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پروندههایشان در این است كه دائم این اختلافات را در كشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد كنند. در حالی كه به سود همه هست كه حقوق مردم را بشناسند و خوشبینی ایجاد كنند. اینكه یك عدهای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و ... این كار بزرگ كردن بیگانه است. اگر بیگانهها اینقدر بزرگ هستند كه میتوانند این همه آدم را به صحنه بیاورند كه ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از كل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.
موسوی در پاسخ به سوالی كه این فضای بدبینی را چه كسانی میسازند؟ گفت: یقینا یك عده از ساختن فضای بدبینی سود سیاسی میبرند و عدهای دیگر سود شخصی. مشهور بود كه كسی در حضور حضرت امام واقعا جرات اینكه از دیگری غیبت كند و جوسازی و بدگویی كند، نداشت. ایشان در همان جا جواب تندی میداد. بنده مواردی شاهد بودم كه امام در برابر این مسائل تند میشد. این اثر جانبی در جامعه داشت. اینكه باید مراقب كسانی كه آتش بیار معركه هستند و فضا را آلوده میكنند، بود.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر تحلیلاش از اینكه امروز عدهای بر ضرورت وحدت تاكید میكنند و گروهی با مساله وحدت مخالف هستند و یا اینكه مسائلی از سوی برخی از افراد مطرح می شود، میگویند اول محاكمه بعدا وحدت، اظهار داشت: در این میان آنچه مطرح نیست، معنای وحدت است. یك عدهای نفعشان بر این است كه در این كشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگتر و لاغرتر شود. امام سعی میكرد كه متن واقعی انقلاب و جامعه غنی باشد. بزرگترین حجم را داشته باشد و حاشیه، كوچكترین حجم ممكن را داشته باشد. موقعی كه در وصیت نامه سفارش میكنند كه كسانی كه از انقلاب بریدند، بازگردند؛ نشان میدهد كه حتی آن حاشیه كوچك را هم بر نمیتابند. میخواهند همه در دریای وحدت قرار گیرند.
امروز حاشیه نظام از متن پررنگتر شده است
موسوی در ادامه با بیان اینكه امروزه حاشیه نظام از متن فراتر رفته است، گفت: آنچه امروزه اتفاق افتاده این است كه حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است. من فقط نمادین میگویم كه در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این كه نمیشود حاشیه گفت. این نقل مكان است. در چنین حالتی آن كسانی كه در متن اصلی باقی میمانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یك حالت پادگانی و فیزیكی به افراد معدودی تكیه كنند و این همان چیزی است كه به نفع كشور ما نیست.
وی افزود: مصلحت كشور این است كه آن فضایی كه به عنوان غیر خودی برای خود تعریف میكنند، در كوچكترین سطح و اندكترین وجه ممكن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شك كنیم. نمیشود كه در كشور هزاران هزار مدیر برجستهای كه خدمت كردهاند همه را كنار بگذاریم و به حاشیه ملحق كنیم.
وی ادامه داد: الان یك عدهای كشف كردهاند كه موسوی خوئینیها تودهای است؛ یعنی همین شخصی كه شاگرد امام است. میگویند گروه فرقان پیش ایشان درس خواندهاند. اگر اینجوری باشد فكر میكنم ما در نظام یك نفر را نمیتوانیم پیدا كنیم كه با این و آن ارتباط نداشته باشد. وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل میدهیم این نشان بیماری است كه در جامعه ما گسترش پیدا كرده است. همه باید نگران باشیم.
موسوی گفت: یك همایش دوسالانه كاریكاتور گذاشتیم و بیش از صد نفر از بهترین كاریكاتوریستها اعلام كردند كه ما در این دوسالانه شركت نمیكنیم. این اتفاق بزرگی است. ما اگر این را علامت بگیریم، مشكلات را حل میكنیم. علامتها همیشه در كلان جامعه نیست. اگر در بخشی از جامعه آنها را ببینیم، میتوانیم به حل مشكلات برسیم. اینكه بیشتر اهالی سینما، نویسندهها، نقاشها و ... در حاشیه قرار میگیرند، علامت خطر برای كشور است.
ما دچار كرختی جذاموار شدهایم
موسوی در ادامه در توصیف اوضاع امروز به این نكته اشاره كرد كه ما دچار كرختی جذاموار شدهایم و در همین خصوص خاطر نشان كرد: ما دچار كرختی جذاموار شدهایم. یك یخشهایی از بدنه انقلاب جدا میشود و متوجه نمیشویم. این وضعیتی است كه ما الان متاسفانه داریم و نگرانی امام در منشور برادری توجه به این قضیه است كه حساسیت ها را در اوج خودش در میان نیروهای مسوول حفظ كنند.
وی ادامه داد: در اوایل سال 58 چند نفر از هند آمدند و خواهان حضور گروهی در آن جا جهت معرفی انقلاب اسلامی شدند. بنده از طرف شهید بهشتی مامور شدم كه پس انتخاب چند نفر به هند رفتیم. یك روز كه روی پلههای مسجد جامع دهلی نشسته بودیم دیدم كنار من یك جذامی نشسته است كه قسمتی از انگشتان و پاهایش افتاده است. از یك دوست هندی پرسیدم كه چرا اینجوری شده؟ گفت، بدن این فرد كرخت است. وقتی تكه تكه میافتد شخص متوجه نمیشود. ما دچار كرختی اساسی جذاموار شدهایم. وقتی میبینیم افرادی كه برای نظام دل میسوزانند و چیزی از نظام نمیخواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاكی قرار میدهیم و حتی مثلا به آقای كروبی حمله فیزیكی میكنیم، باید بدانیم كه یك كرختی اساسی پیدا كردهایم.
به نفع كشور است كه بر سر قانون اساسی اجماع كنیم
موسوی در پایان این گفتوگو تاكید كرد: آنچه من مطرح میكنم از نظر سیاسی به عنوان یك فرد كوچك كه مختصر آشنایی با وضع كشور دارم این است، به نفع كشور ما است كه بر سر یك امر مهم و بنیادی به نام قانون اساسی اجماع كنیم. ممكن است بنده و شما عقاید متنوع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است كه بر همین قانون اجماع كنیم و مشكلات را حل كنیم، از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در كشور انجام دهیم. من این را بهترین مساله برای اجماع میدانم. خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد میتواند اصول آن مورد تجدیدنظر قرار گیرد، همانطور كه در سال 68 اینچنین شد. ما اگر این اجماع را داشته باشیم، در فضایی كه حضرت امام در این منشور میفرمایند، قضیه بهگونهای خواهد بود كه باز هم مردم مدافع ارزشهای اسلامی خواهند بود. اگر مشكلات حل شود مردم دنبال حاكمان میآیند، ولی اگر ببینند كه آنها را بدبختتر میكنند، فشار بیشتر میكنند، مشكلات را زیاد میكنند. به نظر من اصلا نمیشود روی آن حساب كرد.
وی ادامه داد: اینكه به مردم بگوییم بهرغم همه بدیها، ضعفها و فسادها پشت حاكمیت بایستید، جوانمردانه نیست. نظام باید مشكلات همه مردم را حل كند یا اینكه در جاهایی كه نمیتواند كاری بكند، مردم را قانع سازد. از تكنولوژی هستهای تا سیاستهای اقتصادی و كارآمدی. مردم از این نظام انتظار دارند.
موسوی همچنین هشدار داد: مردمی كه در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل این همه مشكل نیامدند. آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند. اگر درست عمل نكنیم این فضا از دست میرود، نه اینكه ما میخواهیم از دست برود، خودش میرود. حكومت باید مشكلات مردم را حل كند. مثل دفاع مقدس كه اگر مردم نبودند دشمنان میآمدند كشور را میگرفتند. آنها كه دیگر چرتكه نمیانداختد كه اینها مسلمان هستند و باید مراعات كنیم. مشكلات كشور همچنین شكلی دارد. اگر دولت در مسائل مختلف كارآمد نباشد مردم برنمیتابند و اعتراض میكنند. عدم كارآمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم میشود.