كد خبر: 14706
تاريخ انتشار: 12 آبان 1388 ساعت 12:06
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

فرصتی كه از دست رفت!

گفتگو با موسس رادیوگفتگو

وقتی از پله‎‎های ساختمان شهدای رادیو بالا می‎روم با خود می‎اندیشدم كه آیا می‎توان در این سازمانی كه همواره به محافظه‎كاری و دولتی بودن محكوم بوده است، به‎راحتی درباره تضارب آرا و اندیشه‎‎ها سخن گفت یا نه؟ آیا اصلا فضای این ساختمان می‎تواند كلماتی همچون نقد، آزادی بیان، چندصدایی و تكثر اندیشه‎‎ها را تاب بیاورد یا نه؟ اما یادم می‎آید كه همین چند سال پیش بود كه اشخاصی همچون ابراهیم یزدی، احسان نراقی، شمس‎الواعظین و حتی داریوش شایگان، صدا و نظر خود را از همین بنگاه خبرپراكنی و از پشت اتاق‎‎های همین ساختمان به گوش دیگران رساندند و راستش خودم نیز در آن زمان باور نمی‎كردم كه در رسانه ملی بتوان صدا‎های متفاوتی هم شنید.

به قول مهندس محمدیان، مدیر سابق رادیو گفت‎وگو، این‎جا تریبونی برای بی‎تریبون‎ها بود. اما انگار این دیگر صدا نیست كه باقی می‎ماند و امروز دیگر رادیو گفت‎وگو از چندصدایی افتاده است. رادیویی كه با عملكرد خود، اعتماد نداشته روشنفكران به رسانه ملی را بازگرداند و ترمیم كرد؛ اما چه شد كه این اعتماد بار دیگر فروریخت. اگر شما هم به كشف این راز علاقه‎مند هستید با گفت‎وگوی پنجره با مهندس حسن محمدیان همراه شوید. وی در مرز پنجاه سالگی است و با نزدیك به بیست و پنج سال سابقه كاری در صدا وسیما در آستانه بازنشستگی است. فوق لیسانس مهندسی معدن دارد، اما از سال1360 در آموزش و پرورش كردستان مشغول به‎كار شد و چهار سال معاون پرورشی مریوان و سقز بود. محمدیان نه سال نیز مدیر رادیو كرمان بود و و از سال 1373 نیز به‎عنوان مدیر نظارت صدای استان‎ها و در تهران مشغول شد و علاوه‎بر آن نه سال مدیر گروه اقتصاد شبكه سراسری رادیو بود و از سال 1384 به‎عنوان مدیر رادیو گفت‎وگو منصوب شد. وی به‎مدت هزار روز مسولیت رادیو گفت‎وگو را به‎عهده داشت و در اول آذر ماه امسال نیز بازنشست می‎شود.

آقای محمدیان واقعیت این است كه من مثل بسیاری دیگر از افراد علاقه‎مند به فرهنگ و سیاست هیچ‎گاه فكر نمی‎كردم كه روزی در صدا و سیمای كشور ما یك شبكه رادیویی تأسیس شود كه اشخاصی مثل داریوش شایگان، ابراهیم یزدی، احسان نراقی، محمد قوچانی و امثالهم در آن حضور پیدا كنند و حرف بزنند؛ اما این اتفاق در زمان مدیریت شما افتاد و دست‎كم اعتماد بخشی از جامعه روشنفكری كشور را به خود جلب یا ترمیم كرد. البته امروز از این شبكه پر مغز تنها پوسته و ظاهری مانده است كه ماهیت و محتوای آن خالی از فلسفه گفت‎وگو و تضارب اندیشه‎‎هاست و اساسا رادیو گفت‎وگو از فلسفه و غایت اولیه خود دور شده است. این دگردیسی چرا و چگونه اتفاق افتاد؟

محمدیان:شما خیلی زود شروع كردید. در واقع چیزی را كه باید در انتهای مصاحبه مطرح می‎شد در همین ابتدا بیان كردید. واقعیتش این است كه من نمی‎خواهم از منظر سیاسی وارد این بحث بشوم و فكر می‎كنم این مسئله بیش از آن‎كه سیاسی باشد، فرهنگی است. ببینید، این‎كه من در آن‎جا هستم یا نیستم، مهم نیست. واقعیت این است كه بنده و خیلی از دوستان من كه به دوران بازنشستگی خود در سازمان هم نزدیك می‎شویم، نگاهی به رسانه ملی داریم كه با دیدگاه بعضی‎‎ها متفاوت است و من اصلا قصد ندارم راجع به درستی یا نادرستی این دیدگا‎ه‎ها قضاوت كنم. رسانه دامنه گسترده‎ای دارد و طبیعی است كه درباره نحوه مدیریت آن نیز اختلاف‎نظر وجود داشته باشد. اصلا این ابزار‎های ارتباطی، اختراع ما نیست. این رسانه‎‎ها از غرب وارد كشورشد و ما صرفا تلاش كردیم تا جایی كه ممكن است آن را ایرانیزه كنیم. مثلا پس از سه دهه از اختراع رادیو كه این تكنولوژی به ایران وارد شد، قرآن از آن پخش ‎شد یا اشعار فارسی در آن مورد توجه قرار گرفت و یا موسیقی اصیل ایرانی در برنامه گل‎ها در رادیو مطرح شد و در نهایت این‎كه رادیو در خدمت ارزش‎‎های بومی و مذهبی ما قرار گرفت. ولی به هرحال خاستگاه رادیو در كشور ما نبود و بنابراین ماهیت آن تمام و كمال نمی‎توانست ایرانی شود. در مورد رسانه در تمام دنیا نیز نظریه‎‎های متفاوتی وجود دارد. در دهه پنجاه و شصت میلادی، تئوری محرك – پاسخ بر تمام رسانه‎‎های دیداری و شنیداری حاكم بود. در این نظریه انسان همچون جعبه مكانیكی فرض می‎شد كه هرچه مركز پیام‎دهنده می‎فرستاد، او دریافت می‎كرد و می‎پذیرفت. این نظریه نزدیك به دو سه دهه بر رسانه‎‎ها حاكم بود و برای حكومت‎‎ها نیز بسیار كارایی داشت.

ظاهرا این نظریه برگرفته از نظریه پاولف در زیست‎شناسی بود.

محمدیان:بله، همین‎طور است. اما در آغاز دهه هفتاد اتفاقاتی در دنیا افتاد مثل شورش‎های دانشجویی در فرانسه یا اعتراض به جنگ ویتنام در آمریكا و اتفاقاتی از این دست كه بر روی افكار عمومی تأثیرات عمیقی گذاشت و جامعه به سمت و سویی رفت كه دیگر نظریه محرك – پاسخ، جواب نمی‎داد و شكست خورد و تئوری جدیدی در مورد رسانه‎‎ها شكل گرفت به این معنی كه هرچه رسانه‎‎ها انتقال دهند، لزوما مخاطب آن‎ها را نمی‎پذیرد. در واقع مخاطب از یك ابزار مكانیكی تبدیل شد به انسانی كه شعور دارد و پیام‎های رسانه‎ای را تجزیه و تحلیل می‎كند و در نهایت یا آن را می‎پذیرد و یا رد می‎كند. لذا از آغاز دهه هفتاد تئوری مبتنی بر انسان‎محوری و مخاطب‎محوری شكل گرفت و نگاه به انسان تغییر كرد.

این مسئله شبیه به نظریه مرگ مؤلف است كه مخاطب ممكن است یك متن ادبی یا هنری را به شكل مستقل تأویل كند.

محمدیان:درست است. حالا با این تصوری كه درباره مخاطب در جهان امروز وجود دارد، رسانه برای ما اهمیت زیادی یافته، به‎خصوص بعد از شرایط پس از انتخابات اخیر این مسئله اهمیت دو چندان پیدا كرده است. رسانه‎‎ها باید بكوشند تا حس بی‎طرفی را در مخاطب نسبت به خود ایجاد كنند. یعنی مخاطب باید حس كند كه رسانه به‎ویژه رسانه ملی در بالاترین سطح اخلاقی بی‎طرف عمل می‎كند. نمی‎خواهیم بگوییم این شرایط در حال حاضر وجود دارد؛ مهم این است كه حس بی‎طرفی در مخاطب احساس شود.

فارغ از مسایل سیاسی و انتخاباتی اخیر در كشور ما آیا رسانه می‎تواند بی‎طرف باشد؟

محمدیان:واقعیت این است كه هیچ رسانه بی‎طرفی در جهان وجود ندارد. مگر می‎شود كه یك بنگاه خبرپراكنی هزینه بكند، اما هدف یا جهت خاصی نداشته باشد؟ منتها ظرافت كار رسانه‎ای این‎جاست كه این هدف آن‎قدر پنهان و نرم باشد كه قابل تشخیص نباشد. رسانه‎‎های موفق دنیا آن‎هایی هستند كه در عین جهت داشتن، توانسته‎اند حس بی‎طرفی را در مخاطب ایجاد كنند.

این حس بی‎طرفی در رسانه‎‎های ما چگونه قابل‎تحقق است؟

محمدیان:ببینید ما در حوزه فرهنگ در ایران سه راه در پیش داریم. یكی این‎كه كاملا منفعل باشیم دوم این‎كه ایزوله و بسته عمل كنیم و در‎های كشور را به روی دیگران ببندیم و سوم این‎كه ما خود تولید‎كننده فرهنگی باشیم و بتوانیم اندیشه‎سازی و نظریه‎پردازی كنیم. رادیو گفت‎وگو براساس دیدگاه سوم بنا شده بود تا بتواند احساس بی‎طرفی و اعتماد را در مخاطبان خود ایجاد كند. ضعف بزرگ رسانه‎‎های ما به‎دلیل فقدان همین كاركرد است. اكثر رسانه‎‎های ما در همان ابتدا موضع خود را در قبال مسایل مختلف سیاسی – اجتماعی روشن و بیان می‎كنند و همین باعث موضع‎گیری مخاطب در برابر رسانه می‎شود. این بود كه قصد داشتیم شبكه‎ای در رادیو تأسیس كنیم تا بی‎طرفی آن از سوی مخاطب احساس شود. لذا در سال 1380 و در دوره دكتر لاریجانی قرار بود این رادیو تأسیس شود كه با توجه به اقتضائات اجتماعی آن زمان، این برنامه عملی نشد و نهایتا در سال 1384 آقای مهندس ضرغامی در همایش چهره‎‎های ماندگار وعده چنین رادیویی را داد. آقای دكتر خجسته هم كه در آن زمان معاون صدا بود، در جشنواره بین‎اللملی رادیو خبر از تأسیس این رادیو داد؛ منتها به نظر من هنوز یك ایده خامی بود كه باید پردازش می‎شد. به هرحال در آذر ماه سال 1384 جناب خجسته حكم مرا به‎عنوان مدیر رادیو گفت‎وگو زد. ما یك ماه بعد هم می‎توانستیم پخش برنامه‎‎ها را شروع كنیم ولی این كار را نكردیم؛ چراكه شش ماه برای طراحی آن وقت گذاشتیم. من دو روز بعد از دریافت حكم، شورای‎عالی كارشناسان را تشكیل دادم و حدود دوازده نفر از اساتید حوزه و دانشگاه، ا‎هالی رسانه از جمله پیشكسوت‎‎های رادیو و به‎طور كلی افراد برجسته‎ای از رشته‎‎های مختلف را گرد آورده و با همفكری آن‎ها ساختار رادیو گفت‎وگو را طراحی كردیم. سعی ما بر این بود كه در حوزه‎‎های مختلف، مسایل روز جامعه را مطرح كنیم؛ مثلا در حوزه تاریخ تلاش ما این بود بیشتر روی تاریخ معاصر كار كنیم. در این جلسات، اهداف رادیو گفت‎وگو از جمله ایجاد انگیزه ملی، تضارب آرا و اندیشه‎‎ها و ارتقای سطح فرهنگی و... مطرح شد كه در نهایت در غالب یك كتاب به تدوین رسید. قبل از شروع به‎كار رادیو نیز ما جلسات غیر رسمی با جامعه مخاطبان خود گذاشتیم كه حتی برخی از آنان به سازمان نمی‎آمدند و ما در بیرون از صدا و سیما با آن‎ها جلسه می‎گذاشتیم...

چرا به صدا و سیما نمی‎آمدند؟

محمدیان:برخی از آن‎ها به صدا و سیما اعتماد نداشتند. اما چون رادیو گفت‎وگو قصد داشت مخاطبان جدیدی جذب كند، لذا به‎سمت افرادی می‎رفتیم كه به این رسانه بی‎اعتماد بودند. مثلا اولین جلسه را ما با اصلاح‎طلبان گذاشتیم كه اشخاصی مثل عیسی سحرخیز، محمد توسلی، محمدجواد مظفر، خانم راكعی و خانم ناهید توسلی، علیرضا كرمانی و... در آن شركت كرده بودند. ما در ابتدا اعلام كردیم كه می‎خواهیم این جلسه را ضبط كنیم كه آقای سحرخیز مخالفت كرد. بعد گفتیم كه قرار نیست این صدا را در رادیو پخش كنیم فقط می‎خواهیم مهندس ضرغامی آن را بشنوند تا با دیدگاه‎‎های شما آشنا شود كه آقای مظفر نهایتا موافقت كردند اما بازهم برخی موافق نبودند.

در واقع تا آن لحظه نیز به صدا و سیما اعتماد نداشتند.

محمدیان:بله، همین‎طور بود. حتی این جلسه هم در محل شركت یكی از دوستان برگزار شد نه در خود سازمان. اما عملكرد رادیو گفت‎وگو به‎گونه‎ای بود كه یك‎سال بعد حتی اشخاصی را كه دعوت نمی‎كردیم هم به رادیو می‎آمدند. یعنی موردی نبود كه ما به فردی زنگ بزنیم و او را به این شبكه دعوت كنیم و او نپذیرد. در واقع حضور در رادیو گفت‎وگو را برای خود یك شأن اجتماعی می‎دانستند. بلافاصله جلسه دوم را با جمعی از اصول‎گرایان برگزار كردیم كه افرادی مثل بادامچیان، الله‎كرم، خانم بهروزی، آقای شیرمحمدی و... در آن جلسه حضور داشتند. بعد این جلسات را با گروه‎‎های تخصصی ادامه دادیم مثلا با جامعه حقوقدانان كه آقایان بهمن كشاورز، مصباح اسكویی و سلطانی در آن جلسات شركت كردند و همین‎طور با اصناف گوناگون جامعه جلسه مشترك گذاشتیم. البته در سال اول تاكید ما بیشتر روی موضوعات فرهنگی – اجتماعی بود. این جلسات همچنان تداوم داشت. حتی ما با مراجع در قم هم دیدار داشتیم از جمله با آیات عظام جوادی آملی، اردبیلی، صانعی، نوری همدانی و... كه در این جلسات ایده خود را مطرح می‎كردیم.

هیچ‎كدام از این مراجع مخالف تأسیس رادیو گفت‎وگو نبودند؟

محمدیان:نه، اتفاقا خیلی هم استقبال كردند. فقط در ابتدا برخی باور نمی‎كردند كه ما قصد داریم چنین كاری را در رادیو انجام دهیم. آقای صانعی كه در دو برنامه رادیو گفت‎وگو هم شركت كرد و آن‎قدر اعتماد كرد كه در برنامه دوم فرمود هرگونه كه خودتان دوست دارید آن‎را پخش كنید؛ چون ما واقعا امانت‎داری می‎كردیم. خلاصه این‎كه ما شانزده جلسه با شورای عالی كارشناسان داشتیم، حدود شانزده جلسه هم با قشر‎های مختلف اجتماعی كه این مسئله در اعتماد‎سازی مراحل بعدی خیلی كمك كرد. من هم هر جا كه می‎رفتم اعلام می‎كردم كه آبروی بیست و پنج ساله و سابقه فرهنگی خود را روی این كار گذاشته‎ام و حقیقتا هم چنین بود. حتی برخی به من می‎گفتند كه شما نمی‎توانید چنین كاری بكنید و خط قرمز‎ها را بشكنید اما در ادامه به این نتیجه رسیدند كه این كار انجام شد.

دقیقا رادیو گفت‎وگو از چه تاریخی شروع به كار كرد؟

محمدیان:دقیقا از بیست و هفتم اردیبهشت‎ماه سال 1385 بود كه رادیو گفت‎وگو اجرای برنامه‎‎های خود را آغاز كرد و روزانه شش ساعت پخش داشتیم. اولین برنامه ما برنامه زنده گفت‎وگوی روز بود كه یك ساعت و نیم طول می‎كشید و مهمترین مسایل روز را مورد بحث قرار می‎دادیم.
رادیو را هم طوری طراحی كردیم كه رادیوی چابك و زنده‎ای باشد. ما در رادیو گفت‎وگو چهار مدیریت طراحی كرده بودیم كه شامل طرح و پژوهش، مدیریت پخش و پشتیبانی تولید، مدیریت نظارت، ارزشیابی و مطالعات برنامه‎ای و به جای روابط عمومی نیز مدیریت ارتباطات گذاشتیم كه سایت اینترنتی شبكه و بانك كارشناسان زیر نظر آن بود.

جالب این‎كه قبل از شروع پخش رادیویی، سایت ما به‎عنوان عضو مكمل شبكه راه افتاد كه هم اطلاع‎رسانی و تبلیغ می‎كرد و هم با افراد مختلف مصاحبه می‎كرد كه با آیتم رادیو گفت‎وگو از منظر افكار شناخته می‎شد و نظر افراد مختلف از جمله آقایان خاتمی، باهنر، شمس‎الواعظین، بادامچیان، عسگراولادی، حداد عادل و چهره‎‎های مختلف را جویا می‎شد و در سایت درج می‎كرد. ما كنداكتور برنامه را سیال طراحی كردیم تا متناسب با مسایل و وقایع روز بتوانیم تغییرات ضروری را در برنامه ایجاد كنیم. ما در مورد موسیقی رادیو نیز با كارشنان بحث كردیم و به این نتیجه رسیدیم كه موسیقی در رادیو گفت‎وگو باید بیشتر موسیقی كلاسیك غربی و موسیقی سنتی و بومی ایرانی باشد و حتی اگر قرار بود از موسیقی پاپ هم استفاده كنیم از نوع فاخر، علمی و وزین آن باشد. به جرئت می‎توانم بگویم رادیو گفت‎وگو از معدود شبكه‎‎های رادیویی بوده كه ما از نیروی كارشناسی خارج از سازمان در برنامه‎سازی آن استفاده كردیم. در واقع ما كوشیدیم در نگاه نظری به رادیو تغییراتی ایجاد كنیم و به‎جای این‎كه رادیویی برای تفریح و سرگرمی مخاطب داشته باشیم، رادیویی در راستای اطلاع‎رسانی و تحلیل و تفسیر اخبار و اندیشه‎‎ها تأسیس كنیم. بر همین اساس، ما مخاطب را منفعل نمی‎دیدیم بلكه آن‎ها را صاحب شعور و قدرت تجزیه و تحلیل می‎دانستیم.

قطعا شما تعریف خاصی از مخاطب داشتید و جامعه هدفتان همه مخاطبان نبوده‎اند. درست است؟

محمدیان:مخاطبانی را در نظر گرفتیم كه از یك سطحی از علاقه‎مندی برای پیگیری مباحث اندیشه‎ای برخوردارند و نگفتیم كه مخاطبان رادیو گفت‎وگو حتما باید نخبه باشند. مثلا ما میزگرد‎هایی درباره گرانی در جامعه داشتیم كه بسیاری از مخاطبان عام هم علاقه‎مند به آن بودند. درواقع دایره مخاطبان خود را محدود فرض نكردیم. ضمن این‎كه به این اصل اخلاقی پایبند بودیم كه در رادیو گفت‎وگو نباید به هیچ شخص حقیقی و حقوقی توهین شود.
فرضا اگر می‎خواستیم درباره رییس‎جمهور آمریكا صحبت كنیم می‎گفتیم آقای بوش یا در ادبیات شبكه جایی برای تملق و تكلف زبانی وجود نداشت. ضمن این‎كه گفت‎وگو‎ها واقعی بود و تعارف و تمجید در آن وجود نداشت.

یعنی رادیو گفت‎وگو نسبت به موضوعاتی كه مطرح می‎كرد، هیچ جهت‎گیری خاصی نداشت؟

محمدیان:تأكید ما بر این بود كه مجری در برابر موضوعات قابل‎بحث، موضع‎گیری نداشته باشد یا بر علیه كسی حرف نزند. اگر كسی در برنامه حضور ندارد بر علیه او صحبتی نشود. ما فرصت برابر برای اندیشمندان فراهم می‎كردیم.

اگر این اتفاق می‎افتاد آیا تریبون در اختیار شخص مقابل قرار می‎گرفت تا از خود دفاع كند؟

محمدیان:بله، همین‎طور بود. البته سعی ما بر این بود كه در یك گفت‎وگوی زنده هر دو طرف خط فكری حضور داشته باشند. اما اگر یكی از طرفین به هر دلیلی نمی‎توانست در برنامه شركت كند این حق برای او وجود داشت كه در فرصتی دیگر سخنان خود را ارایه دهد. ببینید، اساس رادیو گفت‎وگو بر این بود كه حرمت خود، كارشناسان و مخاطبانش را نگه دارد و به اخلاق رسانه‎ای سخت پایبند باشد. ما داشتیم كارشناسی كه در خود برنامه اعلام كرد كه من تاكنون در هیچ برنامه صدا و سیما شركت نكردم و اصلا آن را قبول نداشتم اما این رادیو را به مدت شش ماه گوش كردم و محك زدم بعد در آن حضور یافتم. از جمله محمد قوچانی كه گفته بود من تا حالا با هیچ رسانه داخلی و خارجی صحبت نكردم و الان افتخار می‎كنم كه زیر پرچم جمهوری اسلامی حرفم را بزنم. یا صادق زیباكلام به من گفت از زمانی كه رادیو گفت‎وگو راه افتاد من دیگربه رادیو آمریكا و بی‎بی‎سی نیاز ندارم. همچنین جناب بهاءالدین خرمشاهی می‎گفت من نیم ساعت قبل از این‎كه برنامه شروع شود، رادیو را روی فركانس رادیو گفت‎وگو تنظیم می‎كنم و به اكثر برنامه‎‎های شما گوش می‎دهم. این دیدگاه‎‎ها برای ما خیلی ارزش داشت چون این افراد یك نفر نیستند بلكه نماینده یك تفكرند و از اندیشمندان و صاحب‎نظران جامعه هستند.

ولی آقای محمدیان این تفكر هم در جامعه وجود داشت كه راه‎اندازی رادیو گفت‎وگو یك تاكتیك رسانه‎ای است برای نمایش دموكراسی در صدا و سیما و یك برنامه بلند مدت و پایدار نیست.

محمدیان:درست است؛ برخی از ما سئوال می‎كردند كه این یك استراتژی است یا تاكتیك؛ چون انتخابات خبرگان در پیش است و شما این شبكه را در جهت تبلیغ آن راه انداختید و بعد از انتخابات تعطیل می‎شود. اما روند كار به آن‎ها اثبات كرد كه چنین نیست. اساسا گفت‎وگو، روشی است كه شما نمی‎توانید از پیش فرآیند و نتایج آن را پیش‎بینی یا هدایت كنید. ما هم سعی كردیم نهایت امانتداری را در انتقال و ارسال این گفت‎وگو به گوش مخاطبان رعایت كنیم. این قدرت نظام را نشان می‎داد؛ به این معنی كه حكومت ثابت می‎كرد كه ظرفیت شنیدن صدای منتقدان را دارد. شاید برایتان جالب باشد كه در آن زمان روزانه چیزی حدود 8 هزار نفر از سراسر جهان فقط به سایت رادیو گفت‎وگو مراجعه می‎كردند؛ حتی روزی بود كه این آمار به 24 هزارهم نفر رسیده بود.

آیا اتفاق افتاده كه مهمانی از خارج كشور را به برنامه دعوت كنید؟

محمدیان:بله، مثلا پرفسور هوبردر از اتریش در حوزه فلسفه در برنامه حضور داشت و با او گفت‎وگو كردیم یا با دكتر نصر از آمریكا به صورت تلفنی گفت‎وگو كردیم كه واكنش‎‎های زیادی هم در جامعه برانگیخت. خیلی‎‎ها در رادیو گفت‎وگو حضور یافتند ضمن این‎كه ما به‎سراغ افرادی می‎رفتیم كه رسانه‎‎ها مدت‎ها بود به‎سراغ آن‎ها نرفته بودند. مثلا در حوزه ورزش از آقای دادكان كه نزدیك به سه ماه هیچ رسانه‎ای به‎سراغش نرفته بود، مصاحبه گرفتیم كه در پایان این برنامه مجری برنامه از دادكان پرسید كه آیا حاضر است به‎خاطر فوتبال ایران استعفاء بدهد كه او پذیرفت. منظورم این است كه در این رادیو سعی می‎شد كه گفت‎وگو‎ها خیلی شفاف و صریح باشد. جالب این‎كه این مصاحبه در ساعت یازده شب پخش شد اما فردا بسیاری از سایت‎‎ها و روزنامه‎‎ها خبر این گفت‎وگو را كار كرده بودند.

پس رسانه‎‎های دیگر نیز از شما خبر می‎زدند؟

محمدیان:اتفاقا این نكته بسیارجالب است. قبل از رادیو گفت‎وگو این رادیو بود كه اخبار خود را از رسانه‎‎های دیگر تأمین می‎كرد اما رادیو گفت‎وگو این جریان را معكوس كرد و خود رادیو به یك منبع خبر تبدیل شد. یعنی بسیاری از مطبوعات همین گفت‎وگو‎ها را هم به شكل خبر و هم به صورت گزارش‎‎های كامل خبری كار می‎كردند. ما بنیاد كار خود را در رادیو گفت‎وگو بر حقیقت‎یابی گذاشته بودیم نه صرفا واقعه‎نگاری. ببینید، ما می‎گوییم خبر یك گزارش است از واقعیتی عینی كه اتفاق افتاده است؛ حال چه ما خوشمان بیاید و چه نیاید. رسانه‎‎های ما یك ضعف بزرگ دارند به این معنی كه دوست دارند واقعه‎ای را كه برای آن‎ها خوشایند است گزارش كنند.

همه این صحبت‎‎هایی كه شد درباره شیوه كاری و فلسفه وجودی رادیو گفت‎وگو بود اما غایت این رسانه چه بود؟ آیا از مجموعه این گفت‎وگو‎ها و تبادل اندیشه‎‎ها، راهكاری هم برای اداره بهتر استخراج و به مسئولان بالاتر ارایه می‎شد؟

محمدیان:غایت رادیو گفت‎وگو اقتدار ملی بود. وقتی محمد قوچانی می‎گوید من افتخار می‎كنم كه زیر پرچم جمهوری اسلامی می‎توانم حرف خود را بزنم یا فرد دیگری می‎گوید كه دیگر به رادیو‎های بیگانه گوش نمی‎دهد، این به‎معنی تحیكم اقتدار ملی است.

خوب این اقتدار ملی را چه كسی تعریف یا تعیین می‎كرد؟
محمدیان:قانون اساسی.

ولی ممكن بود شما شخصی را در برنامه دعوت كنید كه به این قانون اساسی نقد داشت یا اساسا آن را قبول نداشت؟
محمدیان:من در هزار روزی كه در رادیو گفت‎وگو مسئولیت داشتم، حتی یك نفر پیدا نشد كه بر ضدمنافع ملی حرف بزند یا قانون اساسی را قبول نداشته باشد. آن‎چه در رادیو گفت‎وگو برای ما اهمیت داشت، منافع و مسایل ملی بود نه صرفا اصول و دغدغه‎‎های جناح‎های سیاسی. ما قصد نداشتیم در مورد مسایل مختلف در حوزه‎‎های متفاوت حكمی صادر كنیم بلكه هدف گفت‎وگو و تجزیه و تحلیل آن بود.

در واقع قضاوت به خود مخاطبان واگذار می‎شد ؟

محمدیان:دقیقا همین‎طور بود. ما اصلا قصد قضاوت و ارزشیابی نداشتیم مجری در پایان بحث را جمع‎بندی می‎كرد اما هیچ‎گاه نظر خود یا رادیو را به مخاطبان القا و تحمیل نمی‎كرد. ضمن این‎كه در برخی از گفت‎وگو‎ها دو طرف بحث به تفاهم و اشتراك‎نظر می‎رسیدند. حضرت علی می‎فرمایند كه مردم دشمن چیزی هستند كه آگاهی ندارند. ما آدم‎هایی داشتیم از دو سر طیف‎های متضاد سیاسی كه در پایان برنامه با هم رفیق می‎شدند. در دومین سالگرد رادیو گفت‎وگو ما از همه جناح‎‎ها میهمان دعوت كردیم كه در پایان برای اهدای جوایزبرترین‎‎ها، من و دكتر رضا خاتمی و دكتر خجسته و دكتر مریم بهروزی روی سن رفتیم كه در سایت رادیو تیتر زده شده همه زیر سقف رادیو گفت‎وگو. خوب چقدر این زیباست. این مسئله در نهایت موجب تقویت اقتدار ملی و همبستگی خواهد شد. توجه داشته باشید كه اگر عدالت رسانه‎ای درباره افكار و اندیشه‎‎های مختلف در همه حوزه‎‎های اندیشه‎ای اتفاق بیفتد، زمینه همدلی و همكاری بیشتر فراهم خواهد شد.

اساسا ایجاد بستر مناسب برای گفت‎وگو و طرح مسایل و دیدگاه‎های انسان‎‎ها فارغ از نتایج و اثبات و نفی آن، هم مصداق عدالت است و هم یك ضرورت و مفری برای ر‎هایی انسان‎‎ها از تنگنا‎های روحی. در واقع اگر عقیده بیان نشود، به عقده تبدیل خواهد شد كه آسیب آن برای فرد و جامعه بیشتر از حتی بیان عقیده نادرست است. امام علی (ع) با آن همه بزرگی و سعه صدر با چاه سخن می‎گفت و این نشان می‎دهد كه هر انسانی نیازمند است تا در جایی عقاید و آرای خود را بیان كند.
به نكته خوبی اشاره كردید. اساسا بخشی از اختلاف انسان‎‎ها چه در حوزه خانواده و چه در جامعه به دلیل فقدان همین گفت‎وگو و تبادل نظر است. متاسفانه این ضعف در جامعه ما و نه فقط در افراد و جناح‎های سیاسی بلكه به طور كلی در جامعه ما وجود دارد.

سئوال من این است كه با توجه به این‎كه فرهنگ گفت‎وگو در جامعه ما نهادینه نشده است و قدرت‎ها نیز نقد را بر نمی‎تابند، نگران این نبودید كه عملكرد رادیو گفت‎وگو با واكنش‎‎های انتقادی از سوی جامعه و مسئولان مواجه شود؟ به نظر من همین مسئله هم باعث شد كه رادیو گفت‎وگو نتواند به روند خود ادامه دهد و به این حال و روز افتاد.
محمدیان:بله، این واقعیتی است كه نمی‎توان آن را انكار كرد و اصلا رادیو گفت‎وگو به گونه‎ای هدایت می‎شد كه می‎توانست در نهادینه كردن فرهنگ گفت‎وگو و نقد در جامعه كمك زیادی بكند. مثلا در برنامه نسل نو كه مرحوم اسكندری آن را اجرا می‎كرد، جوانان مختلف با طیف‎های فكری گوناگون در رادیو شركت می‎كردند و نظرات خود را آزادانه درباره مسایل خودشان مطرح می‎كردند كه پخش برخی از آن‎ها واقعا جسارت بزرگی بود. در پایان یكی از این برنامه جوانی به من گفت حالا كه شما هرچه ما می‎گوییم پخش می‎كنید، زمانی كه مسئولان جامعه نیاز داشته باشند كه به سخنان آنان گوش دهیم ما هم همین كار را خواهیم كرد. خوب این نشان می‎دهد كه چقدر این برنامه‎‎ها می‎تواند به ترویج و نهادینه كردن فرهنگ گفت‎وگو در جامعه كمك كند. به هر حال، فرهنگ نقدپذیری به‎تدریج در جامعه ایجاد می‎شود. قطعا فرهنگ نقادی در زمان حاضر نسبت به ده سال پیش بهتر شده است.

آقای محمدیان آیا جریان‎‎های فكری مثلا نواندیشی دینی و مشخصا اندیشه‎‎های دكتر سروش در رادیو گفت‎وگو به بحث گذاشته شد؟ آن وقت آیا خود این شخصیت‎‎ها نیز فرصت دفاع از خود را در صورت نقد داشتند؟
بمحمدیان:له، افرادی بودند كه در برنامه حضور نداشتند، ولی ما درباره اندیشه و افكار آن‎ها صحبت كردیم. مثل احمد فردید، فریدون آدمیت، مجتهد شبستری، دكتر سروش و... و جالب این‎كه برخی از افراد خودشان به رادیو زنگ زدند و گفتند گفت‎وگوی منصفانه‎ای بود. در واقع ما مغرضانه و تخریبی با اندیشمندان برخورد نمی‎كردیم.

آیا مهمانان شما امنیت هم داشتند؛ مثلا ابراهیم یزدی یا سعید حجاریان در برنامه شما شركت كرده باشد و همین كه پایش را از درب صدا و سیما بیرون گذاشت مورد ضرب و شتم گروه‎‎هایی قرار بگیرد؟
نه، نه، اصلا چنین اتفاقی نیفتاد. ممكن است به یك مسئله یا دیدگاهی نقد وجود داشت كه از طریق رسانه‎‎های دیگر به ما منتقل می‎شد ولی خوشبختانه اتفاق ناگواری نیفتاد.

محمدیان:به هر حال، رادیو گفت‎وگو منتقدانی هم داشته است.

واكنش شما نسبت به آن‎ها چگونه بود؟
محمدیان:صادقانه می‎گویم كه ما از انتقادات استقبال می‎كردیم این جزو ماهیت این رادیو بود. اگر كسی عیب ما را بگوید، باید آن را صمیمانه پذیرفت. گاهی ما به‎جای نقد اندیشه‎‎ها به افراد ناسزا می‎گوییم این سخنی بود كه دكتر نصر در پایان گفت‎وگویش با ما اشاره كرد. به هر حال، انتقاد در ذات گفت‎وگو نهفته است و نباید از آن رنجیده‎خاطر شد. به قول امام علی(ع)، كسی كه عیب مرا می‎گوید بهترین هدیه را به من تقدیم كرده است. نقد و نقد‎پذیری ریشه در فرهنگ دینی و ملی ما دارد.

خود سازمان و ریاست آن چقدر از منش و روش رادیو گفت‎وگو حمایت و پشتیبانی می‎كرد؟
محمدیان:بله اصلا طراح و مروج رادیو گفت‎وگو خود آقای مهندس ضرغامی و آقای خجسته بودند و بنده فقط مجری كار بودم. تأسیس این رادیو خواسته ایشان و حتی بالاتر از این خواسته نظام بود كه بركات زیادی هم داشت. اتفاقا در زمان حاضر و با توجه به حوادث پس از انتخابات بهترین زمانی بود كه رادیو گفت‎وگو می‎توانست نقش تاریخی خود را ایفا كند و یا دست‎كم در اطلاع‎رسانی دقیق و تجزیه و تحلیل این وقایع وارد شود و به قول شما تریبونی برای بی‎تریبون‎‎ها باشد.سخن حق را باید پذیرفت. من هم فكر می‎كنم كه روش رسانه‎ای كه ما در رادیو گفت‎وگو در پیش گرفته بودیم، الگوی موفقی بود كه یك رسانه می‎تواند در مواقع بحرانی هم از آن استفاده كند و رادیو گفت‎وگو قطعا می‎توانست بیش از دیگر شبكه‎‎ها به برون‎رفت منطقی از این بحران كمك كند. مثلا به كاندیدا‎های معترض فرصت می‎داد تا انتقادات خود را بازگو كنند.

با وجود این شما آینده رادیو گفت‎وگو را چگونه می‎بینید؟
محمدیان:به نظر من با توجه به اتفاقاتی كه در فضای سیاسی كشور افتاد، ما باید تعریف جدیدی از رسانه ملی و وظایف آن ترسیم كنیم كه پاسخگوی نیاز‎ها و شرایط جامعه باشد. متأسفانه منع قانونی و سیاسی شبكه‎‎های خصوصی خودش یك معضل مهم در توسعه رسانه به‎ویژه رادیو و تلویزیون است. اگر بزرگان كشور صلاح بدانند همانند اصل چهل‎وچهار قانون اساسی، حداقل شبكه‎‎های نیمه‎خصوصی راه‎اندازی شود. برای این كار می‎شود از راهكار‎هایی كه بر مطبوعات حاكم است نیز استفاده كرد. بر این اساس، می‎توان قانون پخش آن دست حاكمیت باشد و در صورت تخلف با آن‎ها برخورد شود.
ما باید به بلوك‎بندی‎‎های جدیدتری در رسانه ملی توجه كنیم. با این بلوك‎بندی كه الان وجود دارد ما محكوم به دولتی بودن هستیم.

برای همین است كه در بخشی از افكار عمومی، صدا و سیما به رسانه دولتی یا رسانه میلی تعبیر می‎شود.
محمدیان:به هر حال این واقعیتی است كه وجود دارد. در ادامه صحبت‎های قبلی باید بگوییم كه ما باید تحولی در مدیریت رسانه به‎وجود آوریم و مثلا همه شبكه‎‎های تلویزیون یا رادیو در مورد یك پدیده مثل انتخابات به یك شیوه عمل نكنند یا از یك جا فرمان نگیرند. صدا و سیما باید كانون چندصدایی باشد، همان‎طور كه انقلاب متعلق به همه است و به نظر من این كار می‎تواند از رادیو شروع شود. صدا و سیما در حال حاضر بیش از هرچیز نیازمند جلب اعتماد مخاطبان و بازسازی و ترمیم آن است.

باید پذیرفت كه بخش عمده‎ای از مخاطبان بعد از انتخابات اعتماد خود را نسبت به صدا و سیما از دست داده‎ و یا با آن قهر كرده‎اند. واقعا برای بازسازی این اعتماد چه باید كرد؟
محمدیان:اولین شرط، پذیرش این مسئله است. چون در صورت انكار این موضوع، آن‎وقت مسئله به مشكل و بحران تبدیل می‎شود. در واقع ما باید ابتدا ضعف‎های خود را بپذیریم و همه چیز را به توطئه‎‎های دشمن و امپریالیست نسبت ندهیم. بعد از روشن شدن و پذیرفتن مسئله باید اجازه داد تا صاحبان ایده و اندیشه برای رفع این مشكل راهكار ارایه دهند و آن‎ها را در این پروسه به یاری بگیریم. الان در شرایط حساسی قرار داریم كه اعتماد به شكل تصنعی ایجاد نمی‎شود. یك‎بار هم سازمان در سال 1376 دچار بحران عمومی شد كه با اعتمادسازی مخاطب توانستیم از آن عبور كنیم. ببینید، كار بد مصلحت آن است كه اصلا نكنیم و هر كسی كه این كار را بكند، كار بدی انجام داده است. مثلا دروغ بد است حتی اگر رسانه ملی آن را بگوید. به‎نظر من، صداقت یك رسانه مهمترین عاملی است كه می‎تواند باعث اعتماد و جلب مخاطبان شود و لاغیر.

ضمن این‎كه من می‎پذیرم شما به‎عنوان یك رسانه، بخشی از عوامل این تغییر را در دست دارید و این اعتمادسازی مستلزم شرایطی است كه خارج از اراده شما و در بیرون از رسانه رخ می‎دهد، تا زمانی كه برخی مسایل در خارج از سازمان اتفاق نیفتد نمی‎توان امیدوار بود كه صدا و سیما بتواند در اعتمادسازی مخاطب موفق باشد.
درست است. مثلا شما شب و روز در صدا و سیما تبلیغ كنید كه ارزانی است ولی وقتی واقعیت چیز دیگری باشد، مردم نمی‎توانند به رسانه اعتماد كنند.
رسانه باید با مردم همراهی و همدلی كند و دلایل این شرایط را صادقانه با آن‎ها در میان بگذارد. ببینید، مخاطب امروزی را نمی‎توان فریب داد. امروز هر فردی با داشتن یك موبایل به یك رسانه تبدیل شده است و هر چیزی را از طریق رسانه نمی‎توان به مخاطبان تحمیل كرد.

به هر حال، رادیو گفت‎وگو گام‎‎های بلندی در این زمینه برداشته بود كه متأسفانه این فرصت از دست رفت...
محمدیان:این نكته را هم اضافه كنم كه زنده بودن هفتاد درصد از برنامه رادیو گفت‎وگو در این اعتماد‎سازی نقش داشت. چند تا از خبرنگاران روزنامه اعتماد ملی یا اعتماد به من می‎گفتند كه برخی از اشخاصی را كه با این رادیو گفت‎وگو كردند، حاضر نشدند با روزنامه ما مصاحبه كنند. خیلی از مهمانان اساسا به شرط زنده بودن برنامه حاضر می‎شدند در آن شركت كنند. ضمن این‎كه من با اطمینان بگویم كه در برنامه‎‎های تولیدی، ما یك جمله از كسی را حذف نمی‎كردیم.

به‎عنوان آخرین سئوال خواستم بپرسم اگر بخواهید وضعیت كنونی رادیو گفت‎وگو را آسیب‎شناسی كنید، چه می‎گویید؟

محمدیان:البته من ترجیح می‎دهم این كار با حضور مدیر فعلی رادیو گفت‎وگو انجام شود تا ایشان هم فرصت دفاع از خود را داشته باشد. ضمن این‎كه من مدتی است كه رادیو گفت‎وگو را گوش نكردم ولی به‎طور كلی باید بگویم كه رادیو گفت‎وگو بدون تضارب آرا و چند صدایی، معنی ندارد.
در غیر این صورت، ممكن است یك صدا با چند رنگ‎آمیزی وجود داشته باشد كه این دیگر تكثر اندیشه‎‎ها نیست. رادیو گفت‎وگو باید تریبونی برای بی‎تریبون‎‎ها باشد وگرنه شبكه‎‎های دیگر هستند و لزومی به حضور رادیو گفت‎وگو نیست احترام به اندیشه‎‎ها و آزادی بیان این اندیشه‎‎ها، شالوده رادیو گفت‎وگوست كه بدون آن تنها پوسته‎ای بدون مغز باقی می‎ماند


نظرات بینندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: