كد خبر: 14428
تاريخ انتشار: 5 آبان 1388 ساعت 17:15
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

آیا با تسلیم نخبگان همه مشكلات حل می‌شود؟

محمدرضا عرب بافرانی

با وجود گذشت بیش از چهار ماه از انتخابات پرحاشیه 22 خرداد ماه، به نظر می‌رسد همچنان مشكلاتی در زمینه اعتماد متقابل میان نظام و نخبگان وجود دارد و برخی از سكوت نخبگان و عدم حمایت آنان از رهبری گلایه كرده‌اند. رهبر انقلاب نیز در برخی سخنرانی‌های خود به این موضوع با ادبیات خود اشاره‌هایی داشته‌اند؛ از جمله از مردود شدن برخی خواص در حوادث پس از انتخابات سخن گفتند و در فرازهایی دیگر از بیاناتشان تذكر دادند كه گاه حتی سكوت بی‌موقع خواص می‌تواند مسأله‌آفرین باشد و قابل پذیرش نیست.

مجموعه این موارد نشان می‌دهد كه به هر علت، اكنون مشكلاتی در زمینه اعتماد متقابل میان نظام و بخشی از نخبگان پدید آمده كه البته بسیار هم با اهمیت است و لذا از آن‌جا كه انقلاب اسلامی انقلابی برآمده از كلام و جمهوری اسلامی مبتنی بر یك دیدگاه فكری و فرهنگی است، باید تلاش كرد خلل به وجود آمده در این زمینه را برطرف كرد.

در این زمینه ابتدا باید این مشكل بازشناسی شود، سپس میزان اهمیت آن برای پایایی نظام سنجیده شود و در آخر، ‌راهكارهایی برای حل آن جستجو كرد.

1- عمیق‌ترین شكاف پس از انقلاب بین نظام و نخبگان؟

در ابتدا باید گفت بحث جدایی بخشی از نخبگان و سیاسیون با نظام چیزی نیست كه در دوران 30 ساله جمهوری اسلامی بی‌سابقه باشد، هر چند به نظر می‌رسد میزان شكاف كنونی در مقاطع قبلی نظیر نداشته است.

در این 30 ساله شاهد حوادث مختلف منجربه حذف یا كناره‌گیری‌ بخش‌هایی از نخبگان به دلیل بروز مشكلات بین آنان با نظام یا رهبری بوده‌ایم. در ابتدا طیف دولت موقت به دلیل فقدان روحیه انقلابی متناسب با آن مقطع توسط انقلابیون، مردم كنار زده شده‌اند. مجاهدین خلق هم به خاطر عدم پذیرش رهبری امام و دست بردن به اسلحه طبعاً كنار گذاشته شدند. بنی‌صدر نیز با رأی عدم كفایت مجلس روبرو شد و از كشور گریخت؛ در مقطعی دیگر نهضت آزادی به دلیل تبلیغات سوء در بحبوحه جنگ، با فرمان امام راحل(ره) از فعالیت سیاسی منع شدند و آیت‌ا... منتظری به دلیل مقاومت در برابر اجرای قانون و برخی كارشكنی‌ها در زمان جنگ توسط امام(ره) عزل و صرفاً به كار فقهی و علمی فراخوانده نشد.

در مقاطع دیگر هم برخی احزاب نظیر طیف چپ و یا كارگزاران با محدودیت‌هایی نظیر رد صلاحیت در مقاطع انتخابات خبرگان و مجلس روبرو شدند. یا در مقطعی برخی روشنفكران به لحاظ دیدگاه‌هایشان مشكلاتی با نظام پیدا كردند و با پاره‌ای محدودیت‌ها از جمله در تدریس یا عرضه آثار و... مواجه شدند. البته واكنش این طیف‌های مغضوب متفاوت بوده است، عده‌ای ترجیح دادند با خروج از كشور زندگی جدیدی را برای خود آغاز كنند و با خارج كردن خود از دسترس نظام به مبارزه با آن بپردازند كه منافقین و بنی‌صدر از این دسته بودند.

برخی روشنفكران و روزنامه‌نگاران هم شبیه همین رویه را برگزیدند و البته با رویكردی نرم‌تر از دسته اول به اقدامات تبلیغی انتقادی در خارج از كشور پرداختند و البته این پتانسیل، برای رسانه‌های خارجی نظیر بی.بی.سی فارسی، صدای آمریكا، رادیو زمانه و... امكانات مناسبی مهیا كرد.

عده‌ای دیگر ترجیح دادند فعالیت سیاسی را كنار گذاشته و به اقدامات دیگر نظیر كارهای علمی و اقتصادی بپردازند، عده‌ای سكوت اختیار كردند و گروه دیگری تلاش كردند فعالیت‌های سیاسی را با غلظت كمتر و محتاطانه‌تر ادامه دهند كه به عنوان نمونه افرادی چون ابراهیم یزدی از این دسته بودند.

با وجود آن‌كه اگر مجموعه افراد و گروه‌های موجود در این عنوان را در لیستی جمع كنیم، فهرستی بلند بالا از نظر كمی و كیفی – فارغ از نگاه ارزشی – به دست خواهد آمد، اما باید اقرار كرد كه برخوردهای نظام با كل آن‌ها به هیچ روی به اندازه مقطع اخیر پیامد نداشته است و هیچ‌گاه این‌گونه نبوده كه احساس شود بین نظام و شاكله و كلیت نخبگان یك زاویه چالش و بی‌اعتمادی ایجاد شده است، چرا كه در مقاطع قبلی اگر نظام با طیفی به مشكل برمی‌خورد، از طریق طیف دیگر آن را جبران می‌كرد و اگر گروهی از نخبگان مشكلاتی داشتند، بخش دیگر همراه نظام بودند و خلأ غیبت برخی‌ها به هر حال برطرف می‌شد.

به هر حال به گفته بسیاری از دلسوزان، چنین معضلی اكنون وجود دارد و چه بسا نگرانی بزرگانی چون رهبری از آن است كه به دلیل نفوذ نسبی نخبگان در مردم، این شكاف‌ها و نارضایتی‌ها از طریق نخبگان به مردم سرایت كند و طبیعی است كه در صورت وقوع چنین پدیده‌ای كه به دلیل جایگاه نخبگان به عنوان گروه‌های مرجع دور از ذهن هم نیست، آسیب‌های جدی به مقبولیت نظام وارد خواهد آمد. از همین‌رو پیشنهاد می‌شود نخبگان موضع كنونی خود را تغییر دهند و این تغییر موضع را با صدای بلند و به شیوه‌ای كه به كل جامعه منتقل شود، فریاد بزنند و به حمایت صریح از مجموعه حاكمیت بپردازند تا به این وسیله، مردمی هم كه به واسطه مواضع این گروه دچار چالش‌هایی با حاكمیت شده بودند، تغییر موضع داده و به بازگشت اعتماد عمومی به حاكمیت در جامعه منجر شود.

اگر رهبر انقلاب از سكوت برخی خواص انتقاد می كنند و خواستار شكستن این سكوت می‌شوند، ناظر به همین معناست. حال برآنیم برای تحقق این انتظار به حق رهبری، تصویری از میزان تاثیرگذاری نخبگان یا خواص بر جامعه و چگونگی تعامل موثر با آنها به دست آوریم

در آغاز، پاسخ به چند پرسش و ابهام ضروری است.

1- آیا واقعاً تمامی مشكلات نظام تعامل با نخبگان است یا به بیان دیگر، تمام معضلات و اعتراضات مردم به حاكمیت، ناشی از اعتراضات نخبگان است یا بخشی از آن‌ها خود بدون تأثیرگیری از نخبگان به چنین موضعی رسیده‌اند؟

2- آیا با فرض تغییر موضع و شكسته شدن سكوت نخبگان یا توبه آنان از مواضع قبلی‌شان مشكلات كشور حل می‌شود؟

3- چه كنیم كه نخبگان را همراه كنیم و بتوانیم با كمك آن‌ها فضای بی‌اعتمای را اصلاح كنیم؟

در خصوص سؤال اول كه آیا مشكل جدی نظام تعامل با نخبگان است، باید با پرهیز از پاسخ‌های افراطی و تفریطی تأكید كرد، درست است بخشی از مشكلات كشور ناشی از ضعف در تعامل نظام با نخبگان است، اما این، دلیل همه مشكل نیست.

قطعاً نخبگان و گروه‌های مرجع بر جامعه مؤثرند و می‌توانند برخی قضاوت‌ها یا مطالبات را در اذهان مردم شكل دهند. اما همه مشكلات كه ذهنی نیست. برخی معضلات را مردم به صورت عینی خود مشاهده می‌كنند و در صورت وجود چنین معضلاتی، دیگر موضع نخبگان برای آن‌ها اهمیتی ندارد.

به عنوان نمونه فقدان مدیریت صحیح اقتصادی و نابسمانی در بخش اقتصاد كه پیامدهایی چون تورم، بیكاری، كاهش قدرت خرید و... داشته، چیزی است كه در صورت وجو د آن، مردم آن‌ را خود لمس می‌كنند.

نمونه دیگر كمك‌های نظام به نهضت‌های اسلامی خارج از ایران، نظیر جنبش مقاومت حزب‌الله، حماس و برخی گروه‌های دیگر است. این موضوع اگرچه برای گروهی از مردم، از جمله آنان كه مشكلات اقتصادی دارند، غیرقابل پذیرش است، اما نخبگان به راحتی با آن كنار می‌آیند. چون می‌دانند علاوه بر راهبردهای دینی و انسانی و لزوم كمك به مظلومان، كشورهای مختلف دنیا كه اثرگذاری منطقه‌ای دارند، طبعاً در كشورهای دیگر مبالغی را در جهت منافع ملی و منطقه‌ای خود سرمایه‌گذاری می‌كنند و این امری پذیرفته شده است. اما همین موضوع احتمالاً به دلیل مشكلات اقتصادی شخصی یا عدم احاطه لازم به مسایل دیپلماتیك برای بسیاری از مردم قابل هضم نیست.

یا مورد دیگر، فضای نسبتاً بسته فرهنگی، اجتماعی است كه اتفاقاً گاه برای غیرنخبگان ملموس‌تر است. چرا كه مخاطب مطبوعات سیاسی و سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها كه بعضاً با گرایش‌های مختلف به انتشار مطلب می‌پردازند، مجموعاً در كل كشور كمتر از نیم میلیون نفر است كه از قشر نخبه جامعه هستند.

اما طیف عام جامعه معمولاً به صداوسیما یا شبكه‌های ماهواره‌ای رجوع می‌كند و با توجه به دسترسی به رسانه‌های آزادتر، فضای نسبتاً بسته صداوسیما برای افراد قابل قبول نیست.

چرا كه صرفاً در موضوع ورزش است كه می‌توان از آن برنامه‌ای چندجانبه و حاوی بحث و مجادله و چندصدایی نظیر «برنامه 90» مشاهده كرد و در دیگر موضوعات،‌چنین فضایی تقریباً دست نیافتنی است. هر چند این برنامه نیز به بهانه گرایش‌های مجری آن چند ماهی غیرقابل پخش بود.

از این‌رو به نظر می‌رسد مشكلات عینی را باید حل كرد، نه این‌كه از نخبگان انتظار داشته باشیم مردم را درباره آن‌ها توجیه كنند. چرا كه در این صورت اگر اعتماد مردم آزرده از برخی مشكلات به نظام كاهش یافته باشد، با موضع‌گیری نخبگان و نفی مشكلات، مردم از نخبگان هم می‌برند.

2- اما پاسخ به پرسش دوم:
فرض می‌كنیم نخبگان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی كه نسبت به رویدادهای پس از انتخابات نگاه منتقدانه دارند و معتقد به حق‌كشی‌هایی هستند، به هر دلیل تغییر موضع دهند. مثلاً پی ببرند كه مواضعشان اشتباه بوده یا با تهدید و تطمیع به تغییر موضع بپردازند و از موسوی و خاتمی و كروبی گرفته تا هاشمی و لاریجانی و محسن رضایی و برخی علما و مراجع و نخبگان فرهنگی و دانشگاهی، همه یك‌صدا خطاب به مردم اعلام كنند عملكردشان – چه سكوت و چه موضع‌گیری‌های منتقدانه – در رویدادهای پس ازانتخابات اشتباه بوده و اكنون در نظر دارند موضعی كاملاً حمایت‌آمیز از دولت اتخاذ كنند.

در این صورت آیا مشكل حل خواهد شد و فضا به آرامش پیش از انتخابات بازخواهد گشت؟

به نظر می‌رسد در صورتی كه چنین اتفاقی بدون برخی اصلاحات و حل برخی معضلات صورت گیرد، تنها پیامد آن از بین‌رفتن مرجعیت این دسته از نخبگان در میان معترضان و البته تندتر شدن و رادیكال‌تر شدن فضای گفتمانی آنان خواهد بود. آن‌چه طی اعتراضات پس از انتخابات در چارچوب شعارهای خارج از چارچوب نظام نظیر "جمهوری ایرانی" گهگاهی مشاهده شد، و البته با واكنش منفی نخبگانی نظیر شخص میرحسین موسوی قرار گرفت، نشان دهنده این است كه طیف معترض در صورت فقدان یك محور كنترل كننده معتدل، ظرفیت تندتر شدن از وضع فعلی را دارد و در صورتی كه فرض این بخش از نوشتار تحقق پیدا كند، نتیجه آن احتمالاً عبور بدنه معترضین از نخبگان داخل نظام است كه به واسطه باورها و سوابق خود به امام و ولایت فقیه و ارزش‌های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی پایبندند و در عین حال اعتراضاتی به عملكردها دارند.

در این صورت، بخشی از این جریان به سوی آنارشیسم، هرج و مرج طلبی و اعتراضات بدون هدف خواهد رفت و این احتمال هست كه بخشی نیز تحت مدیریت نخبگان و رسانه‌های خارج از نظام قرار گیرند كه هر دو عواقب جبران‌ناپذیری برای كشور دارد.

اما راهكار چیست و چگونه می‌توان نخبگان را جذب كرد و از آن‌ها نیز برای جذب مردم و معترضین بهره جست؟

با توجه به موارد پیش‌گفته، در صورت برداشته شدن گام‌های عملی، هم جذب نخبگان تا حدودی امكان‌پذیر است و هم با كمك آن‌ها می‌توان اعتماد عمومی در فضای كشور را پررنگ‌تر نمود. چرا كه اگر نخبگان امتناع شوند و برخی مطالبات منطقی آن‌ها تحقق یابد، آن‌ها هم می‌توانند در حل مشكلات عینی به نظام یاری رسانند و هم می‌توانند با ایجاد ارتباط با بدنه جامعه، از ابهامات بكاهند.

در این باره به نظر می‌رسد در گام اول ادبیات‌های نامأنوسی چون كودتای مخملی، براندازی، وابستگی به بیگانه و... كنار گذاشته شود. چرا كه این‌گونه ادبیات باید ممكن است در بخشی از عوام جامعه مؤثر باشد و برخی را همراه كرده و عده‌ای دیگر را بترساند؛ اما نخبگان به دلیل حضور در متن رویدادها، استفاده از چنین ادبیاتی را نوعی اهانت به خود تلقی می‌كنند.

از همین‌رو باید به جای استفاده از چنین روش‌هایی، اطلاعات كافی از پشت صحنه حوادث به نخبگان داده شود و حقایق برای آن‌ها بازگو شود. طبیعی است كه بسیاری از متخلفان و قانون‌شكنان تلاش كرده و می‌كنند پشت رهبری سنگر بگیرند تا اقدامات خلاف آن‌ها به پای رهبری نوشته شود.

طبعاً باید چنین كسانی كه به جامعه، مردم و رهبری جفا می‌كنند، برخورد مناسب و عملی صورت گیرد. چرا كه قاعدتاً صرف انتقاد از چنین اقداماتی بدون پیامد عملی نه نخبگان، بلكه جامعه را از پاكدستی نظام خاطر جمع نخواهد كرد.

در صورت بروز اصلاحات جدی در نوع ادبیات و نوع عمل، آن‌گاه می‌توان حتی از خود نخبگان برای ارائه طرح‌های آن‌ها و شركت دادن آن‌ها در ایجاد وفاق و همدلی استفاده كرد و فضای تقابل و دوری را به فضای تعامل و نزدیكی تبدیل نمود.

نظرات بینندگان:

راست میگید نخبگان مخلفند البته نخبه اعظم حضرت كروبی!ست و اقای مونث موسوی هم از شاگردان و رهروان واقعی ان جناب هستند با وجود اینها دیگه باید در علم رو بست دیگه علمی نمونده حضرات به تمامی علوم دست یافتن
حالا همه باهم به افتخار ورود استاد بزگ كروبی :
استاد استاد استاد (دست دست دست ) استاد استاد استاد

کد: 76906 | 21 آبان 1388 ساعت 10:48

تحلیلی كه كردی بخشی محافظه كارانه از واقعیت است

کد: 70501 | 17 آبان 1388 ساعت 08:44

بهتره نگی نخبه بگین خواص
موسوی و كروبی و هر كی دست توی این اغتشاش داشت مثل فائزه هاشمی و دیگران باید مجازات بشن

کد: 66977 | 14 آبان 1388 ساعت 01:10

نخبگان كسانی هستند كه 13 را بیشر از 25 حساب می كنند.
نخبگان كسانی هستند كه بازگشت به قانون اساسی را ندا می دهنداما ولایت فقیه را در بین اصول آن ندیده اند.
نخبگان كسانی هستند كه از حقوق مردم دم می زنند اما از ترس نفرت مردم به طوراخ هایشان خزیده اند.
نخبگان كسانی هستند كه كشورشان را آمریكا هر روز تهدید می كند و شعار مرگ بر این و آن سر می دهند.
نخبگان كسانی هستند كه اگر چشمشان جلوی پایشان را می دید امروز اینطور تا گردن در لجن و كثافت عملكردهایشان فرو نرفته بودند.
نخبگان كسانی هستند كه می فهمند چه غلطی كرده اند اما تدبیر بازگشت و جبران را ندارند.
نخبگان كسانی هستند كه نمی فهمند راهی كه می روند به تركستان است.
نخبگان كسانی هستند كه نمی فهمند چرا به جای مردم همیشه منافقین و دشمنان خارجی مهر تایید پای ادعاها و عملكردهایشان می گذارند.
با این همه مشخصات اگر نخبگان را نشناخته اید و مثل قوم بنی اسرائیل ایراد می گیریید بابا نخبگان همان ورشكستگان سیاسی هستند كه التماس می كنند یك كسی بیاید ما راهم تحویل بگیرد ، دق كردیم از بی محلی!!!

کد: 66435 | 13 آبان 1388 ساعت 18:28

دوست محترم شماره 59674:
شما كه از سواد وزرای دولت خاتمی ایراد میگیری باید بدونی كه اختلاس رو با س مینویسن نه با ص! اینو حتی جناب دكتر كردان هم میدونه. بعدشم اینقدر بیخودی بدون سند و مدرك به مردم تهمت نزن. اگه بنابر استدلال شما اون موقع مصلحت نبوده با این وزرا برخورد بشه چرا الان كه هیچ كدوم هیچ پست و سمتی ندارند باشون برخورد نمیشه؟ مطمئن باشید اگه اونا كمترین مشكلی داشتند الان آقایون دولتی گوش فلك رو كر كرده بودند...

کد: 64368 | 12 آبان 1388 ساعت 14:40

حرف های نگفته

دردهای نهفته ای دارم
حرف های نگفته ای دارم

سوختم سوختم ، خدا داند
زاتشی دردرون خود،دارم

جراتی نیست ،حرف دل، گویم
ورنه چون دوست، برسردارم

چشم من باز وخواب می بینم
باورم نیست من، كه بیدارم

دزد رندی صداقتم را برد
از ریا و نفاق سرشارم

می فروشند زهد ، دربازار
وای من ! مشتری بازارم

قلبم آكنده از دو رنگیهاست
چه كسی كرده این چنین،خوارم؟

كیستم ؟ چیستم دراین عالم؟
از تبارگلم ، ولی خارم

کد: 63590 | 11 آبان 1388 ساعت 23:46

توهینی كه به نخبگان شده مشخص شده است كه جامعه ما به یك عده دنباله رو و مجیز گو نیاز دارد نه صاحب نظر و نخبه و صاحب فكر. به همین دلیل الان افراد آگاه به كسی گفته می شود كه با سوت آقا یان به خیابان بریزند و برای آنها هورا بكشند. اما اگر حرفی غیر از حرف انها بزنند اوباش و اراذل و یادی دشمن هستند. همه آنها را به خدا وا می گذاریم تا داد ما را از ظالمان در لوای حكومت اسلامی بگیرد

کد: 63225 | 11 آبان 1388 ساعت 15:44

با سلام,
از ماست كه بر ماست،در دورانی كه دروغ ،ریاوچاپلوسی ملاك و معیار مدرك بالاتر شده این صحبتها همه كشك است!! خلایق را هر چه لایق؟؟؟!!!!!!!

کد: 62515 | 11 آبان 1388 ساعت 07:02

كامنت كد 58142
منظور شما از مقایسه سطح تحصیلات كابینه آقای احمدی نژاد با كابینه آقایان خاتمی و هاشمی چیست؟
مگر كسی ادعا كرده كه تمام كسانی كه ازسطوح بالای تحصیلات برخوردارند منتقد دولتند؟
ضمن این كه مگر صرف مدرك بالا داشتن نشان از نخبگی دارد؟
به قول خودتان اول نخبه را تعریف كنید.
این كاملن درست است . اما به دنبال این جمله كاملن درست ، شما به تمسخر افرادی پرداخته اید كه از دید بسیاری از عوام و دانشمندان جامعه ، جزء افراد خردمند و درست كردار و خوش سابقه جامعه و كشور ما هستند.
این تمسخر تمام اثر آن جمله بسیار بجای شما را از بین می برد.
تمسخر درباره هر كسی بخصوص درباره كسی از اجتماع مسلمین توسط پروردگار عالم نهی شده است و عقل ، این نعمت عظیم الهی هم آن را ناپسند می شمارد.
من از همه دوستان عزیز دعوت می كنم كه بار دیگر به قرآن رو بیاوریم و باور كنیم كه آن عامل سعادت بشر است.
یكی دیگر از اموری كه خداوند نهی كرده و ای كاش همه ما از هر جناحی به آن توجه كنیم این است:
« ولا تقف ما لیس لك به علم ، ان السمع و البصر و الفؤاد كل اولئك كان عنه مسئولا»
«آن چه را كه به آن دانش نداری دنبال مكن (یعنی آنچه را كه نمیدانی حقیقت نشمار )، به راستی شنیدن ، دیدن و قلب (گوش و چشم و نیروی ادراك) مورد پرسش قرار خواهند گرفت.

کد: 60869 | 9 آبان 1388 ساعت 21:36

تعریف شما از نخبه محل اختلاف است شما بستگان ووابستگان خود را نخبه میدانید ومابقی مردم را رعیت آقازاده ها این تعریف خیلی نامردی است

کد: 60682 | 9 آبان 1388 ساعت 18:56

دوست عزیر:كد59507 ، شما فقط جواب دهید كه چطور میشه احمدی نژاد شهردار اردبیل باشه و توی علم و صنعت تهران دكتراشو بگیره؟ اگه یه دانشجوی فوق لیسانس هم دورو برت بود ازش یه سوال بكن كه ممكنه یا نه!!!!

کد: 60553 | 9 آبان 1388 ساعت 16:52

كامنت كد: 59865:
معیار خون شدن دل مرحوم امام خمینی بعد از 20 سال از رحلتشون چیست؟ من بعد انتخابات خیلی دنبال این معیار بودم، لطفا من را راهنمایی كنید.

کد: 60433 | 9 آبان 1388 ساعت 15:22

احمدی نژاد به احتمالا به خاطر مهدی هاشمی تعریف نخبه را تغییر داد. و قانون جدید برای آنها نوشت!!!!!!!!!!!!

کد: 60313 | 9 آبان 1388 ساعت 14:07

اگر موسوی شكست خورده ومیخواهد زمینه سازی كنه وشماها هم تو فضای سایت دارید به او كمك میكنید بدانید ملت ایران از گناهان موسوی نمیگذرد چراكه كه ضربه ای كه او به نظام زد در طول این 30 سال هیچكس نزد در لباس مدافع نطام ودلسوزی برای مردم دل ملت وشهداو امام و رهبر خون شد مطمئن باشید این ترفندها نوش دارو بعد از مرگ سهراب است

کد: 59865 | 8 آبان 1388 ساعت 18:56

در جواب ساده لوحانه دوستمون باید بگم كه شما مثل سردمداران ساده لوحتان چیزی برای اثبات ندارید و تنها در جهت تخریب طرف مقابل سخن میرانید
من گفتم نخبه كیست؟ شما مدرك جعلی كردان را رو میكنی؟
برادر من آنها كه مدرك كردان را رو كردند اغلب اصولگرا بودند
برتری اصولگرایان همین است كه تا حدی توان ترمیم خود و هم قطاران خود را دارند و این یكی از نشانه های نخبه بودن است و وقتی سایر وزرا از همین مجلس كه دروغ كردان را برملا كرد رای اعتماد میگیرد یعنی این كابینه قوی است و تقلبی در كار نیست
اما اگر شما كلاهتو كمی بالاتر بگذاری و بدون جانبداری نگاه كنی خواهی دید كه مجلس ششم كه تماما در اختیار اصلاح طلبان بود چقدر بر سر اختلاص های وزرای كم سواد خاتمی سرپوش گذاشت و بدون كوچكترین نقدی فقط برای عملكرد ضعیف دولت خاتمی هورا میكشید نمونه اش همین وزیر راه جناب خرم بود و این یعنی عدم تمدن
و اگر نبود ممانعت رهبری و مصلحت اندیشی ایشان میدیدید كه مجلس هفتم با رو كردن پرونده وزرای خاتمی چند خرم و چند كردان دیگر از این دولت محترم بیرون میكشید
آنوقت شما با همچین عقبه ای امدید و سنگ نخبگان را به سینه میزنید؟
بله فرمایش شما صحیح است كه آقای موسوی مدرك خود را قبل از انقلاب گرفته اما آیا كسی میداند چگونه و با تایید چه سازمانی در زمان طاغوت هیئت علمی شده؟ (آن زمان كه میدانید ساواك بر همه كار نظارت داشت)
اگر بخواهیم به مدرك تحصیلی دختر و همسر موسوی بپردازم كه خیلی اطاله كلام میشود از طرفی بیم آن میرود كه بی ادب شناخته شوم و مدعیان ادب در كوی و برزن دشنام ناموسم دهند!!!!

کد: 59674 | 8 آبان 1388 ساعت 03:08

جواب نظر نهم: چرا نمیگی مغز ic ایران چرا از كار بر كنار شد چرا به غضییه آقای كردان با مدرك جعلی اشاره نمیكنید؟
نخبه به نظر شما یعنی كی؟ هر كسی كه به قول خودش چند كلاس ریاضی پاس كرده؟
دولتهای دنیا هیچ كدومشون نخبه یا به قول شما مغز ندارن فقط دولت آقای احمدی نژاد داره؟ یا شما خیلی تازه به دوران رسیده اید كه سریع یه نفرو علم میكنید؟

کد: 59507 | 7 آبان 1388 ساعت 19:27

منم میخواستم همون نخبه را تعریف كنم كه مثلا جناب احمدی نژاد كه مرتبا اعلام كرده اند نخبه هستند و تیم همراهشان هم نخبه است مثل آقای كردان یا آقای رحیمی و یا جناب دانشجو . . . به قول رئیس جمهور محترم بازم بگم ؟

کد: 59489 | 7 آبان 1388 ساعت 18:52

با تسلیم شدن نخبگان آنها یی كه می خواستند ما را در سیكل فرسایشی نظیر شوروی قرار دهند موفق می شوند . اگر راه اصلاح بسته شود راه سقوط باز می شود.
تسلیم نخبگان یعنی مرگ تدریجی نظام

کد: 59193 | 7 آبان 1388 ساعت 12:48

شما كه گفتید نخبه را تعریف كنیم باشه
ساده ترین و بچه گانه ترین تعریفی كه از نخبگان مشود داشت همین تعریف شما بود كه می گید سواد كی بیشتره(البته اونم معلوم شدكه مداركشون تقلبی بوده) چ.ن كه احمدی نژاد در زمانی كه شهردار بوده دكترا گرفته كه باز اونم معلوم نیست از كجا آورده و موسوی سال 49 كارشناسی ارشد خود را از دانشگاه ملی آن زمان گرفته

کد: 59130 | 7 آبان 1388 ساعت 11:59

كابینه احمدی نژاد انصافا یك سر و كردن از همه دولتهای همه عالم بالاتر است. نمونه اش استاد فرهاد دانشجو عالم علم فضا 2 ساله استاد تمام شده؟!!!!

کد: 59126 | 7 آبان 1388 ساعت 11:56

lمقایسه كابینه ایران با آمریكا
آمریكا : دارای افرادی كه دارای نوبل ، فارغ التحصیل از دانشگاهائی نظیر كالیفرنیا
ایران : گرفتن مدرك دكترا در حین استانداری ، مدارك جعلی كردان , رحیمی و بقیه دوستان ، جعل مقالات علمی ، بدون سابقه حتی دستیاری وزیر
ما می توانیم! حتما البته:) و آمریكا نمی تونه

کد: 58697 | 7 آبان 1388 ساعت 00:10

محاكمات بعد از انتخابات
اشتباهی كه محاكمه كنندگان مرتكب میشوند (و باعث تعجب است كه چگونه، كسانی با چنین برداشتهای سطحی و اشتباه از اوضاع مملكت، به اداره كنندگان بخشهایی از ان تبدیل شده اند)، بزرگ كردن عمدی و یا سهوی افراد و نامها میباشد. با نظرخواهی میتوان به راحتی نه تنها به اثار منفی و مثبت چنین محاكماتی در افكار عمومی پی برد، بلكه به وزن سیاسی اجتماعی افرادی كه با انهمه هزینه برای كل كشور، سعی در محاكمه و مقصر نشان دادن انها دارند نیز پی ببرند.
با ابراز احترام شخصی خودم برای تمام انانی كه در وقایع اخیر دچار این گرفتاریها و محاكمات كه متاسفانه همزاد فعالیتهای سیاسی در جهان سوم میباشند، باید از مسئولان بپرسم كه به گمان شما چند درصد از مردم ایران میدانند كه اقای(؟؟) كه شما سعی در معرفی او به عنوان عامل مشكلات دارید، كیست؟ این راه حلها نه باعث عاقبت به خیری ایران و نه باعث رستگاری شما خواهد بود. مردم این انسانها را صرفنظر از خوب و یا بد بودنشان نمیشناسند. اگر جمعیت زیر 30 سال ایران را بر اساس امار حدود 60 تا 70 درصد بدانیم
، چند درصد از این جمعیت تا قبل از این انتخابات میدانستند كه اقای موسوی كیست؟ در واقع از 30/40 درصد جمعیت كه بالای 30 سال هم هستند اگر جمعیت روستایی و بیسوادان و كم سوادان ساكنان شهرستانهای كوچك و بزرگ را كه هیچ سروكاری با سیاسیون ندارند كسر كنیم به این نتیجه خواهیم رسید كه تعداد افراد بالای 30 سال هم كه اقای موسوی و اقای كروبی را میشناخته اند به نسبت جمعیت خیلی ناچیز بوده است. اقایان باید سعی كنند كه بر روی زمین واقعیت برگردند و بر اساس واقعیات اجتماعی تصمیم گیری كنند. شاید امروز شما نفع خویش را در مقصر جلوه دادن و ایجاد محدودیت برای كسانی بدانید كه مخالفان تابلودار روشهای شما هستند ولی، تجربه نشان داده كه هر چه بیشتر این افراد بر ضد خودشان در انظار عمومی اعتراف كنند بیشتر طرفدار پیدا میكنند و شما باعث شناخته شدن انها میگردید. با این اعمال هیچكس خاطره حضور میلیونی و ارام مردم در خیابان را فراموش نخواهد كرد و مسئولان نیز به جای پرداختن به افراد باید قدری به افكار بپردازد، چرا كه علت اقبال مردم به محاكمه شوندگان و دیگرانی كه شما دشمن مینامید نه شخص و شخصیت ان افراد بلكه افكار و شعارهای عرضه شده از سوی انها میباشد. جذابیت ان شعارها برای نسل جوان چند ده میلیونی ایران حتی اگر خود امریكا و انگلیس و دیگران رسمآ اعلام كنند كه محاكمه شوندگان عوامل حقوق بگیر انها بوده اند نیز، از بین نخواهد رفت.

کد: 58647 | 6 آبان 1388 ساعت 23:24

در حال حاضر نخبگان از عامه مردم عقب افتاده و به دنبال مردم می آیند . چون مردم خودشان پیشرو در اعتراض شده اند .

کد: 58229 | 6 آبان 1388 ساعت 17:32

آقا جان نخبه را اول تعریف كن
نكنه كروبی با اون سوادش كه از رو نمیتونه بخونه نخبه هست؟
من طرفدار احمدی نزاد نبوده و نیستم ولی انصافا تا حالا سطح تحصیلات كابینه احمدی نژاد را با سطح تحصیلات كابینه خاتمی و هاشمی مقایسه كردید تا ببینید از نظر تحصیلات و نخبه بودن سطح كابینه احمئدی نزاد یك سر و گردن از كابینه های قبلی بیشتره؟
این كه نشد هر كی مخالفت كرد رو شما بگید نخبه هست
همین عكس العمل های بچه گانه و ابتدایی اقای موسوی رو ببینید
به همچین كسی میشه گفت نخبه؟

کد: 58142 | 6 آبان 1388 ساعت 16:45

"پیشنهاد می‌شود نخبگان موضع كنونی خود را تغییر دهند و این تغییر موضع را با صدای بلند و به شیوه‌ای كه به كل جامعه منتقل شود، فریاد بزنند و به حمایت صریح از مجموعه حاكمیت بپردازند تا به این وسیله، مردمی هم كه به واسطه مواضع این گروه دچار چالش‌هایی با حاكمیت شده بودند، تغییر موضع داده و به بازگشت اعتماد عمومی به حاكمیت در جامعه منجر شود."
فقط یك سئوال: آیا موضع مجموع حاكمیت با عملكردهای اخیر مشكل دار نیست و نباید كلیت حاكمیت نیز بر مشكلات خود اذعان و آنرا با صدای بلند فریاد بزند؟
بهر حال حاكمیت خود نیز باید برای بقاء خود تلاش كند یا نه؟

کد: 58090 | 6 آبان 1388 ساعت 16:06

خجالت هم خوب چیزی است شما رسانه هستید بایدنظرمخالفتان رانیز می نویسید فقط هرجامی بینید نظری برعلیه دولت مردمی هست انعكاس می دهید بقیه نظرهارا چرا انعكاس نمی دهید

کد: 57995 | 6 آبان 1388 ساعت 14:50

در نظام طبقاتی غیر سالم اجتماعی نتیجه آن همین ناهنجاریها و نافرمانیهای اجتماعی است.
مگر غیر از این چهار نفر كاندیدا دیگر بقیه نامزدهای انتخابات همه از دم شایسته گی ورود به عرصه انتخابات را نداشتند ؟
انحصاری نمودن و پار تیزیشن بندی اجتماعی به سقوط نظام ارزشی و مردم سالاری می انجامد .
و این مطلب در بعضی بیانیهای همین چهار كاندیدا به دلیل عقلای و عرفی آن ابراز شده است .

کد: 57921 | 6 آبان 1388 ساعت 14:04

آینده یك كشور را نخبگان آن كشور رقم میزنند.
پس این حرف كه نخبگان خود را اصلاح كنند وگرنه حذف میشوند حرفی است بیهوده

کد: 57909 | 6 آبان 1388 ساعت 13:54

بخشی از این قضایا مربوط به نخبگان است بخش اعظم مربوط به عملكرد هاست عملكرد مدیران كشور ومنحصر به این دوره ه هم نمی شود اما سهم مدیران این دوره خیلی بیش از دور ه های گذشته است در حالی كه مدیران این دوره همه را به گذشته منتسب می كنند.
با این حال راه بری برون رفت وجود دارد ولی موانع موجود سهل العبور نیستند.البته زندان واعدام نه تنها چاره كار نیست بلكه سبب ریشه ا ی تركردن معضلات ودشمنی هامی شود

کد: 57898 | 6 آبان 1388 ساعت 13:48

می دانید مشكل شما تحلیل گران سیاسی چیست؟ مهم ترینش این است كه از مردم كه پایه اصلی نظام!!! هستند بی خبرید. تمام كلامتان حول نخبگان! می گردد. اصولا این مشكل هر كسی است كه به مقامی می رسد و كم كم مردم را فراموش می كند. اگر كاملا میان مردم و با مردم زندگی می كردید می فهمیدید كه این نارضایتی كه گمان می كنید از سكوت نخبگان به مردم سرایت می كند، خود در لایه های مختلف مردم وجود دارد. در واقع این نخبگان-امثال میر حسین- دارند نارضایتی عمیقی را كه سالهاست در میان مردم در ژرفای دلهاشان ریشه دوانده بیان می كنند. متوجه مطلب شدید؟ میرحسین چون یك شخصیت است و روی حرفش حساب می شود می آید درد مردم را بازگو می كند. نارضایتی هاشان و ظلم هایی را كه دیده اندو... در حالی كه شما درست برعكس می بینید.
مشكل دیگر این است كه از همان اول روی اشخاص تكیه می كنید. آن شخص چه حقی دارد كه رد و قبول افراد را تعیین كند. این كاری است كه منحصر به خداست. من نمی فهمم كار ما به كجا رسیده، برگشتیم به دوران قاجار. به....".
(یك نكته بی ربط: در مدرسه علمیه ای كه درس می خواندم، دوستی داشتم به نام فامیلی عرب بافرانی. ایشان مرا یاد آن بنده خدا انداخت) . فكر نكنم درج كنید ولی ما به هر حال نوشتیم.

کد: 57880 | 6 آبان 1388 ساعت 13:41

گیرم كه نخبگان رو دستگیر كنن محاكمه كنن اعدام كنن اعتراضات رو بخوابونن با درون مردم كه پر از خشم و نفرته چیكار می كنن آیا میتونن این خشم و نفرت رو بخوابونن

کد: 57534 | 6 آبان 1388 ساعت 09:50

واقعاً فكر می كنن كه مشكلات از نخبگانه - اگر نخبگان هم با اینها توافق كنند این مردم هستند كه راه را ادامه می دهند.

کد: 57495 | 6 آبان 1388 ساعت 09:20

وقتی نخبگانی چون كردان و جوانفكر و محصولی را داریم .چه احتیاجی به نخبگان دیگر است؟من اگر جای رییس جمهور منتصب بودم همه نخبگان را به غیر از نخبگان اطراف خودم ؛به دریا میریختم.عوضعلی را عشق است.حالا كه نوستراداموس!!!! هم شده!!!!!!

کد: 56957 | 5 آبان 1388 ساعت 17:35


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: