همین چهار سال پیش بود كه مردم در سینماهای تهران از فرط فشار لایه های پنهان و آشكار فیلم مرحوم رسول ملاقلی پور غش می كردند، اما حالا از رقص های تكنو و هلی كوپتری زدن های بازیگران درجه دوم و شناگر ماهر بیهوش می شوند
آینده – سرویس فرهنگی و هنری، این روزها سینمای ایران تبدیل به جایی برای مسخره كردن، حركات موزون، آهنگ های كوچه بازاری، صورت های بزك كرده ، بازی های سخیف و فیلمنامه های آبكی و تیپ شده است.
همین چهار سال پیش بود كه مردم در سینماهای تهران از فرط فشار لایه های پنهان و آشكار فیلم مرحوم رسول ملاقلی پور غش می كردند، اما حالا از رقص های تكنو و هلی كوپتری زدن های بازیگران درجه دوم و شناگر ماهر بیهوش می شوند.
به لطف سیاست های جالب سینمایی در 4 سال گذشته سینمای فاخر و جهانی ایران به جایی رسیده كه به مانند بخش تفریحی هالیوود پا در راه ترمیناتور و جان سخت گذاشته و به خلاف آنها تنها با لودگی و حمایت های آشكار و پنهان در تلاش برای فروش میلیاردی است.
البته 2 سال پیش وقتی دلسوزان اصولگرای فرهنگ كشور از وضعیت فیلمهای سینمایی انتقاد میكردند، جناب صفار هرندی میگفت این محصولات مربوط به دولت ما نیست و دستاوردهای ما بعدا میرسد. اكنون باید پرسید آیا حاصل زحمات دولت مدعی اصولگرایی همین فیلمهاست كه امروز بر پرده سینماست؟
.jpg)
سردر سینماها و بنرهای تبلیغاتی پر از بازیگران دختر و پسری است كه تا به حال نمی شد بیش از دو نفر آنها را زیر یك سقف جمع كرد! اما حالا شیرینی گیشه فیلم فارسی های نوین سینمای ایران چنان شده كه تهیه كنندگان چنان سر كیسه را شل می كنند كه بازیگر به خاطر كم كاری و فشار زندگی قدرت مقاومت در برابر پیشنهادهای اغوا كننده را ندارد.
حالا كار سینمای فاخر و ارزشمند ایران به جایی رسیده كه ستاره عوام آن با مسئولان كشور جلسه های پنهانی پشت درهای بسته می گذارد، اما عقلا و سالمندان و استخوان خرد كرده های این صنف فرصت یك جمع خودمانی و انتقادی را پیدا نمی كنند.
گویی از میان باغ بزرگی كه چند سال از سینمای جهان كوچكتر است، تنها چند گل بی بو بهاره كه ظاهری قشنگ دارند و شاید رنگ تابستان را ندیده چه رسد به زیبایی پاییز، جای خودشان را به درخت های تنومند و ارزشمندی داده اند كه سالهاست سایه بر سر این هنر انداخته و آبروی این صنف هستند.
یاد ابراهیم حاتمی كیا بخیر! آژانس خودش را در والفجر 18 و كربلای 11 گرفت! دست كم مثل بعضی از دوستان نیت نكرد عدد مقابل سوژه تمام نشدنی اش سه رقمی شود!
یاد كیانوش عیاری بخیر! 5 سال وقت صرف كرد تا اثر فاخر و بزرگی برای زندگی دكتر قریب بسازد، اما حالا به لطف روابط پنهانی به برخی دوستان تازه كار كه فرق میزانسن و دكوپاژ را متوجه نمی شوند، دو تا دو تا سریال های مهم تلویزیونی هدیه می شود.
یاد داریوش مهرجویی بخیر! وقتی مهمان مامان را ساخت دل به دل مردم داشت، نه دل به قرتی بازی های فیلم فارسی بازیگرانی كه مجبور هستند برای یك لقمه نان هر كاری كنند.
ریشه درجا زدن امروز سینمای ایران نه در سالن های سینماست و نه در محدودیت ها، سینمای ایران 4 سال پیش با وضعیتی به مراتب ضعیف تر از امروز، عصری درخشان تر و حتی ارزشی تر را دنبال می كرد و جشنواره فیلم فجر برای انتخاب اثرهای واجد شرایط برای داوران به معضلی تبدیل شده بود!

ولی امسال در حالی به استقبال رویداد سال سینمایی كشورمان می رویم كه سومین جشنواره سوت و كور خواهد بود، با این فرق كه امسال چند چهره مشهور به سفارش فیلم می سازند تا دست كم ژست مدیریتی برخی سالم بماند! و البته "به رنگ ارغوان" در آمده از توقیف شاید كمی به آن رونق بخشد.
اما آیا در سینمایی كه كار كردن دل و دماغ می خواهد و سوژه باید پرورده شود تا به اثری ماندگار تبدیل شود، ماشینی شدن كارگردان های بزرگ و فیلم نامه های كلیشه ای نشانه تخصص مدیریت است یا توسعه روابط مدیریتی؟!
به لطف مدیران سینمایی امروز كه 8 سال قبل خود را قبول نداشتند، برای نخستین بار در فیلم های سینمایی چهره افراد مومن و دیندار به بهانه حمله به ریاكاران و دروغ پردازان مورد هجمه و حمله های سهمگین قرار گرفته است.
در كمتر فیلم گیشه ای می بینیم كه یك چهره جوان مذهبی یا مومن به بهانه نشان دادن ظاهر این افراد مورد توهین قرار نگیرند و به بدترین نحو ممكن از تیپ و شخصیت آنها سوء استفاده نشود.
.jpg)
از سوی دیگر آن قدر سینمای معناگرا و فكر و ایده بی معنا شده كه حتی سینماگران و تهیه كنندگان مشهور هم بی خیال رسالت فرهنگی خود شده و با حمایت از كارگردان های جوان و كم حرف كه شنیدن و پذیرش فاكتور واقعی آنهاست، دهه 50 دیگری برای سینمای ایران رقم می زنند!
كار از اسم های متفاوت گذشته، شك نكنید چندی دیگر اسم ها هم عجیب و حیرت انگیز می شود! در امروز سینمای ایران كسی "بیست" را نمی بیند، اما دنبال بهانه هستند كه گوزنها را دوباره سازی كنیم!
در امروز سینمای ایران وقتی ابراهیم حاتمی كیا فیلم نمی سازد، كسی دلیل آن را جویا نمی شود. اما اگر خالقان فیلم هندی های جنگی اندكی دلخور شوند، نصف دستگاه فرهنگی كشور ذكر توبه به كام گرفته و در جهت رضایتمندی ایشان لشگر و تیپ و گردان تشكیل می دهند!
چندی پیش سینمای ما مردی را از دست داد كه به خاطر اقدامات زیربنایی و تخصصی او در سینما عده ای دائم كفن به تن، خیابان متر می كردند، اما مشخص نیست كفن پوشان غیرتی و رگ گردنی دیروز چرا نگاهی به بنرهای تبلیغاتی فیلم های امروز نمی اندازند؟
آیا ندیدن آنها به خاطر شرم بسیار از تصاویر حیرت انگیز غمزه و ناز است، یا این محصولات برای دوستان توجیه مقابله با تهاجم فرهنگی را دارد؟
آیا بركه ای كه متولیان سینمایی مشت مشت از آن آب كشیده تا سینما از سیاه نمایی جشنواره ای به فاخر شدن جهانی رهنمون شد، رواست امروز این گونه به دریای لودگی و ضد ارزشهای فیلم فارسی قابل توجیه روان شود!
سینمایی كه در آن صدای شكستن تخمه و كیسه چیپس و رفت و آمدهای مدام به دستشویی و خرید نوشابه و ساندویچ جای تعمق و تماشا را گرفته، نمی تواند جایی برای اندیشیدن باشد.
سینمایی كه سالن تاریكش مكانی برای خوابیدن یا نجواهای درگوشی باشد، محلی فرهنگی برای ساخت ذهن و فكر مردم و نسل جوان نیست!
سینمایی كه از ترس تاثیر 1500 تومانی محصولات هالیوودی كارش به جایی می رسد كه فیلم الف جشنواره ای، سه ماه پس از اكران مفت شده و كارش به بقالی ها می رسد، توقعی از آن نیست كه برای جلب توجه دست به هر منكر و ضد ارزشی نزند!
وقتی فكر، ایده، كسوت، شان و جایگاه در سینما جای خودش را با كله شقی، پارتی بازی، دسته و گروه راه انداختن عوض كند، وضعیتی بهتر از این برای آن متصور نخواهد بود.
.jpg)
وقتی كارمند تصفیه شده اداره دولتی غیر فرهنگی ، در صداوسیما تبدیل به كارگردان هنری می شود و بعد با رانت فیلمساز سینما، نباید توقع داشت محصول هنرمندانه وی ذائقه مخاطب ایرانی را توسعه بدهد!
این كارگردان در این سینما و برای این سیاست ها فیلم می سازد كه مشاور هنری دولت هم معتقد است، جوانان دهه 60 با تاثیر فیلم های وسترن ایتالیایی به جبهه رفتند!
خدا رحم كند كار سینمای ما به مقایسه زورو و گروهبان گارسیا نرسد، خدا رحم كند!
به هرحال دوره مسوولیت وزیری كه مهمترین افتخارش پروِژه بدون رانت! اخراجیهاست، به پایان رسیده و وزیری دیگر آمده و كارگردانی در قامت معاون سینمایی.
این فرصتی است تا بار دیگر به بهانه های مختلف سیاسی و .. آب به آسیاب فیلمفارسی سازان نریزیم.