محمد نوری زاد در وبلاگش نوشته است:
صداوسیمای آقای ضرغامی ، این روزها ، روزهای سختی را گذران می كند . رسانه ای كه مردم نداشته باشد مثل گل كاغذی ، از واقعیت واقعی اش به شمایلی بسنده كرده كه تنها می شود او را از دور تماشا كرد و هرگز نیز باورش نكرد .
رسانه امروز آقای ضرغامی ، به غصه ای مبتلا شده كه این غصه را با تزریق پول و نمایش مكرر فیلم و فوتبال نمی توان دوا كرد . بله ، رسانه آقای ضرغامی ، مردم ندارد . یعنی همان خونی كه رسانه ها را حیات می بخشد و سرپا نگهشان می دارد . و كیست كه نداند رسانه ای كه مردم نداشته باشد ، مثل ساختمان بی ستون ، از همه هیبتش ، تنها آوار او را می توان جدی گرفت .
صمیمانه می گویم كه بدنه مدیریتی این رسانه حجیم و پرجمعیت و پرهزینه ، از راهیابی به نخبگی متعارفی كه شایسته او بود و هست ، عاجز مانده . این نخبگی كه حتما به خصلت های درست و منصفانه و هوشمندانه راه می برد ، در كشاكش انتخابات اخیر ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن ، به سطحی ترین سطح خود تنزل كرد و با شتاب از چشم مردم افتاد .
بهر حال نمی شود این رسانه را با هر رویكرد و سابقه ای كه دارد نادیده گرفت . حالا كه قرار است جناب آقای ضرغامی برای پنج سال آینده نیز این رسانه را همچنان اداره كند ، مشفقانه مختصات یك رسانه دینی و شیعی و انسانی را برای ایشان برمی شمرم :
۱ - یك رسانه شیعی ، رسانه متاثر از سیره امام جعفر صادق (ع) است . صادق یعنی كسی كه برجسته ترین جوهره شخصیتی اش ، صداقت اوست . درسیره امام صادق ، مشركان و پیروان ادیان دیگر ، دارای ارزش و شان بوده اند . صداقت از شئون متعالی انسانی است كه هرچه به روح و روان مذهبی می آمیزد ، حیثیت نافذتری پیدا می كند . همان صداقتی كه هم از جامعه مدیریتی ما ، وهم رسانه ای ما رخت بربسته . اگر آقای ضرغامی بتواند این صدق گمشده را به صداوسیما بازگرداند ، می تواند بخش قابل توجهی از هویت مخدوش رسانه اش را ترمیم كند . اگر چه می دانم این مهم به این سادگی ها میسر نمی شود . وقتی از فلان نهاد ، فیلمی و خبری و تحلیلی و بیانیه ای را به تو دیكته می كنند كه پخشش كن ، مگر می توانی پخشش نكنی ؟
۲ - یك رسانه ملی ، مكلف است ملت را با هر تركیب فكری و جمعیتی تغذیه كند . اگر آقای ضرغامی بتواند تنها به گروه خاصی از مردم بسنده نكند و از كنار جمعیتی كثیر ، بی توجه عبور نكند و متعمدانه نگوید كه من شما ها را ندیده و نمی بینم ، می تواند اعتماد زخمی این بخش ازمردم را احیا كند . اگر چه می دانم این مهم نیز به این سادگی ها میسر نمی شود . وقتی به تو دیكته می كنند كه فقط در تحلیل ها و فیلم ها و خبرها و گزارش ها تنها و تنها این جمعیت خاص را ببین و باور كن ، مگر می شود تو كه از جانب همان جمعیت خاص ماموریت یافته ای ، فراتر از چارچوب های مشخص شده ، سربگردانی و مردم فراوانی را كه تاكنون ندیده ای و مرتب به هیچشان گرفته ای ، ببینی و پای صحبتشان بنشینی ؟
۳ - یك رسانه انسانی ، رسانه ای هوشمند است . و این هوشمندی را نه برای فریب مردم ، كه برای آراستگی همان آزادگی ای كه حضرت سیدالشهدا در كربلا مخاطبش قرار داد و پاسخی نگرفت ، باور دارد و با روح هویتی خویش تطبیق می دهد . اگر آقای ضرغامی بتواند در كنار همه خواسته های غلیظ مذهبی خاص خود ، به یك چنین ریسمانی نیز دست ببرد ، می تواند در مقیاسی وسیع به دل مردم راه یابد . سخن همه ضعیفان و نخبگان فراموش شده چیست مگر ؟ جز رعایت آزادگی ؟ اگر چه می دانم این مهم نیز به این سادگی ها میسر نمی شود . وقتی به تو می گویند : اینگونه باش كه ما می گوییم ، تو خود به خود توجیه می كنی كه در این اینگونه بودن ، آزادگی مورد نظر سیدالشهدا ، در كف كار تو قرار می گیرد .
درعین حال به آقای ضرغامی پیشنهاد می كنم برای مذهبی كردن فضای صداوسیما ، استعداد این رسانه را از حضور روحانیان و چهره های كم سواد حكومتی و مداحان گدازشگر ، بویژه در اعیاد و وفیات دینی ، لبریز نكند . این امری آشكار است كه حضور فراوان این جماعت درصداو سیما ، و تزریق غیركارشناسانه مواد مذهبی و دینی ، تاكنون نتیجه عكس داده و بعد از این نیز خواهد داد . بخصوص كه مردم ، بخش قابل توجهی از نابسامانی های اجتماعی و كشوری را به چهره های دینی و به خود دین منتسب می كنند كه دراین انتساب ، تا حدودی نیز باید به آنان حق داد . حضور روحانیان در صداوسیما ، متعمدانه می گویم : در سیما ، باید با گزینشی در بالاترین سطح كیفی ، هم بلحاظ محتوایی و هم فنی ، همراه باشد . انباشت برنامه های صداوسیما از سینه زنی و نوحه سرایی و سخنرانی های سطحی مذهبی ، ممكن است بیلان كار مدیران را اجابت كند ، اما دین و سازوكار دینی را از كاركردهای ناب جهانی باز می دارد . و از دین ، چهره ای نحیف ، و عاجز از مواجهه با سایر نحله های فكری می پردازد . اگر چه این مهم نیز می دانم به این سادگی ها میسر نمی شود . دلیلش را همه می دانیم . همه !
من بجز این سه نكته ای كه در بالا بدان اشاره كردم ، حرف دیگری با آقای ضرغامی ندارم . این سه محور اساسی را به ایشان هدیه می دهم و برای وی در این پنج سال آینده ، بهترین های الهی را آرزو می كنم . اگر چه می دانم آقای ضرغامی به راهی درافتاده است كه بازگشت از آن به این سادگی ها میسر نیست . اما همه ما به امید زنده ایم . از آقای ضرغامی می خواهیم كه در ساحت رسانه ای اش ، آن باشد كه خدا می خواهد . و این ، می دانم رویایی است بس شریف و شیرین! و شما نیك تر می دانید كه ایستادن بر مرز رویا و واقعیت ، برای درك این حلاوت عاریتی ، خود تمنای دیگری است كه : بماند