نویسنده وبلاگ آهستان نوشته است:
مطلب دیروز محمد نوریزاد را درباره گفت و گوهای صورت گرفته در انجمن قلم خواندم. در این مطلب وی بخشهایی از حرفهای رد و بدل شده بین خود و افراد حاضر در آن جلسه را نوشته البته به روایت خودش.
من با عوض شدن نظرات نوریزاد مشكلی ندارم. یعنی اصلا برایم مساله عجیبی نیست. همه آدمها میتوانند عقاید سابق خودشان را كنار بگذارند. من نمیگویم كه نوری زاد امروز آدم بدی است و ای كاش باز هم نوری زاد سابق شود. چرا كه خود من هم ممكن است روز دیگری یك جور دیگر فكر بكنم. من مثل بعضی آدمها نیستم كه تا دیروز به نوری زاد فحش میدادند و تیتر میزدند «توهین و جسارت نویسنده سابق كیهان به مراجع» اما امروز عاشق سینه چاك نوریزاد شدهاند!
من میگویم به جای سیاه و سفید دیدن آدمها، آنها را با توجه به شرایط زمانی و مكانی كه در آن قرار دارند، بسنجیم. هر كس را به اندازهی خودش قبول داشته باشیم، یك نفر را آنقدر بالا نبریم كه فردا از افتادنش انگشت به دهان بمانیم! آقای نوری زاد هم مثل همه آدمها. مثل همه شخصیتهایی كه در طول سالهای بعد از انقلاب به یك چیزی اعتقاد داشتند، اما امروز میگویند «دیگر اعتقاد نداریم یا لااقل مثل گذشته اعتقاد نداریم»
اما یك مساله دیگر هم اینجا وجود دارد آنهم اینكه چرا بعضیها تا این اندازه منافق تشریف دارند؟ منظورم دقیقا آنهایی است كه سال گذشته در ماجرای نامه نوشتن نوری زاد به مراجع، چنان غیرتی شده بودند كه تیتر اول سایت و روزنامهشان این بود «توهین بیسابقه نویسنده سابق كیهان و كارگردان حامی احمدینژاد به مراجع!» این تیتر یعنی چه؟ یعنی اینكه آن آدمها نه به خاطر حمایت از مراجع كه به خاطر دشمنیشان با احمدینژاد غیرتی شده بودند. جالب اینجاست كه همان آدمها امروز خودشان سینه چاك نوری زاد شدهاند!
یادم میآید همان زمانی كه نوری زاد مطالبی را علیه آیت الله مكارم شیرازی و برخی دیگر از مراجع تقلید نوشته بود، و به آنها توصیه كرده بود كه وجوهاتشان را در اختیار دفتر رهبری قرار بدهند، یكی از دوستانم میگفت فلانی باور كن این اظهار نظرهای نوریزاد اصلا به خاطر حمایت از شخص رهبری نیست و او تا مدتی دیگر علیه خود رهبری هم موضع میگیرد!
بگذریم. نوری زاد در نوشتهی دیروز خود از صدا و سیما هم انتقاد كرده و نوشته است:«من رسما میگویم: صداوسیمای ما شاید اولین صداوسیمای پرسانسور جهان باشد. این دركجای دین ما قرار میگیرد؟ صداوسیمایی كه روز روشن دروغ میگوید. چرا اعتراض نمیكنید؟»
اگر خاطرتان باشد در سالهای اصلاحات نوریزاد سریالی ساخته بود به نام «پروانهها نمینویسند» یادتان هست؟ این سریال مثل بقیه سریالهای نوری زاد حوادث و آدمهای امروز مملكت را با حوادث و آدمهای صدر اسلام مقایسه میكرد. یكی را با طلحه مقایسه میكرد، دیگری را با زبیر، دیگری را با شمر، دیگری را با عمر سعد، دیگری را با یزید، دیگری را خولی و …آیا یادتان هست؟ یادتان هست آدمهایی كه به روایت نوری زاد، نقش شمر و عمرسعد و خولی و طلحه و زبیر زمانه را بازی میكردند، شبیه چه كسانی بودند؟
همین آقای نوری زاد كه امروز دیگران را به سوءاستفاده از تاریخ اسلام متهم میكند، خودش در آن سریال تلویزیونی همه شخصیت های اصلاح طلب كشور را با شخصیتهای بدنام تاریخ اسلام مقایسه كرده بود و آنقدر در این مساله پیش رفته بود كه حتی بازیگرانش را هم بر اساس شباهت ظاهریشان به شخصیتهای سیاسی دوم خردادی انتخاب كرده و نامشان را هم مشابه آنها گذاشته بود. اما بعد از پخش چند قسمت، سر و صدای دوم خردادیها بلند شد و نوری زاد هم مجبور شد این توضیح را به سریالش اضافه كند كه هرگونه تشابه اسمی و شباهت ظاهری شخصیتهای فیلم با آدمهای حقیقی غیرعمدی است!
آقای نوری زاد عزیز! این راهی است كه خود شما باعث و بانیاش بودی. خود شما فیلمش را ساختی. این همان صدا و سیمایی است كه سریالهای مبتذل و پیش پا افتادهی شما را پخش میكرد. این فرهنگی است كه شما آن را گسترش دادی. شما هر وقت دلتان خواست یكی را طلحه و زبیر نشان دادی و دیگری را امام علی! شما حتی پای رستم و سهراب را هم به نهضت عاشورا باز كرده بودی، پس چرا اشتباه خودتان را به حساب دیگران مینویسید؟
البته شما هم مثل همه آدمهای دیگری كه امروزشان با دیروز فرق دارد، راحت میتوانید ادعا بكنید كه گذشتهها گذشته و من فریب خورده بودم و الان پشیمانم و توبه میكنم. اما این همه ماجرا نیست. پس تكلیف آن همه جوان و نوجوانی كه نوشتههای شما را خواندند و فیلمها و سریالهای شما را دیدند چه میشود؟ تو امروز از فرهنگ و تفكری فرار میكنی كه خودت آنرا به ذهن و مغز دیگران تزریق كردی؟ آن وقت نامه مینویسی و دیگران را متهم میكنی كه شما خودتان را با امام علی مقایسه نكنید؟! آقای نوریزاد مرد باش و فقط به اشتباهات خودت اعتراف كن. اشتباهاتی كه خودت مرتكب شدی و خودت آن را بنیان نهادی. چرا آنها را گردن دیگران میاندازی؟