كد خبر: 13302
تاريخ انتشار: 8 مهر 1388 ساعت 10:11
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

نخبگان كی سكوت خودرا خواهندشكست؟

صادق مجتهدی

مخالفت‌ها و اعتراض‌هایی كه طی این سه ماه پدید آمد، با توجه به نقطه ثقل آنچه كه اعتراض علیه آن است، می‌تواند به چند دسته تقسیم شود:

الف: كسانی كه با ریاست جمهوری به هر دلیل مخالف هستند ( اعم از این كه انتخابات را نادرست بدانند یا سبك و سیاق آقای احمدی نژاد را نپسندیده و آن را برای كشور مضر و خطرآفرین بدانند).

ب: دوم گروهی كه احیاناً نسبت به رهبر انقلاب انتقاد دارند (البته بیشتر اینها كسانی هستند كه از حمایت های جدی  ایشان از آقای احمدی نژاد نگرانند و به دنبال آن به سایر مواضعی كه به ایشان نسبت داده می شود یا آنچه پس از انتخابات گذشت، بویژه رفتارهای تند نهادهای انتظامی و غیره.... معترضند.)

ج:‌ كسانی كه با اصل ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی مشكل داشته و خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی هستند.

 
به رغم همه ابهاماتی كه وجود دارد، مرزهایی میان این سه نوع اعتراض وجود دارد و به هیچ روی نباید آنها را با یكدیگر درآمیخت. مخالفت مخالفان رئیس جمهور را نباید به پای مخالفت با رهبری گذاشت و برخی انتقادات به مواضع منسوب به رهبری نیز با مخالفت با ولایت فقیه و اصل نظام تفاوت دارد.

اگر كسی این سه مورد را با یكدیگر درآمیزد، كار اشتباهی صورت داده و ظلمی است كه به برخی چهره‌های نخبه‌ای كه به رهبری و نظام وفادار هستند، مرتكب شده است. (سوء استفاده از هر نوع اعتراضی از ناحیه یك گروه و این كه چند گروه هم زمان در جایی اعتراض كنند، امری قابل پیش بینی است، چرا كه حتی در زمان شاه، در طول سال 56 و 57 مسلمان و كمونیست همزمان علیه شاه فعالیت می كردند و در تظاهرات شركت داشتند).

در میان این اعتراضات، آنچه بسیاری از نخبگان بر آنند، این است كه با ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد موافق نیستند. شاید همه این گروه قائل به تقلب در انتخابات نباشند، اما به طور كلی با ایده های وی موافق نبوده، و بر این باورند كه او در زمینه سیاست های داخلی اعم از اقتصادی و سیاسی و سیاست خارجی، ایران را دچار بحران كرده است. در این زمینه، نخبگان با توجه به آن كه در متن رویدادهای و تحولات فرهنگی و اقتصادی هستند، باور بسیاری از آن ها همین است و تا وقتی كه قانع نشوند، نمی توان به ضرب و زور آنان را وادار كرد كه به آقای رئیس جمهور و رفتار و گفتار ایشان معتقد شوند.

اما این كه برخی نخبگان نسبت به برخی مواضع رهبری منتقد باشند، به نظر می رسد دلیلش حمایت های جدی ایشان از ریاست جمهوری است و آنان با توجه به حساسیت سلبی كه نسبت به احمدی نژاد دارند، معترضند و در این زمینه، بارها به اجمال آن را گفته و نوشته‌اند.

به علاوه، باید روی تخلفات صورت گرفته با مردم كه مورد انتقاد رهبری هم قرار گرفت، نه فقط در حرف بلكه در عمل تأكید شود، نه كه سالها بگذرد و هیچ متخلفی در هیچ نقطه ای به خاطر رفتار زشت با مردم، به ویژه جماعت دانشجو، محكوم نشود.

حتی گروه تحقیق مجلس كه این كار را شروع كرد، هنوز هیچ بیانیه و جمع بندی از كوی ارائه نكرده و میان اعضای آن اختلاف است. این ها چیزهایی نیست كه از چشم نخبگان دانشگاهی كه برخی از آنان روزی ده بیست بار وارد سایت های خبری می شوند، با همه سانسوری كه وجود دارد، پنهان بماند. فارغ از آن كه باید بپرسیم انتخاب رئیس ستاد انتخابات كشور برای وزارتخانه ای با آن همه نخبه معترض، چه معنایی دارد؟ این معنای كنار آمدن با نخبگان و آرام كردن آنان یا خواهش از آنان برای شكستن سكوت است؟

این گروه از نخبگان در این زمینه دو راه پیش رو داشته و دارند: یكی اعتراض و دیگری سكوت. آنچه اكنون در غالب موارد پیشه كرده اند، سكوت است. رفتار جز آن، هم به دلیل علاقه آنان به حفظ اصل نظام و هم سختگیریهایی كه با آن روبرو خواهند شد و در این مدت هم نمونه هایی از آن را ملاحظه كرده اند، كنار گذاشته شده است.

سكوت نهایت خدمتی است كه این دسته از نخبگان كه به نظر می رسد غالب نخبگان را تشكیل می دهند، می توانند به نظام بكنند. این تا زمانی است كه راه حل كاملی برای باز گرداندن اعتماد مردم به ویژه نخبگان پیدا شود. البته برخی از آنان به اعتراض برآمده اند، كسانی كه پیش از این از عمق جان شیفته رهبری بودند و الان هم به ایشان باور دارند، اما در عین حال معترضند.

همین كه نخبگان با قلم توانا و زبان گویایی كه بسیاری شان دارند، ساكت مانده اند، برای كسانی كه درخواست موضعگیری از سوی نخبگان را به نفع نظام دارند، یك نعمت است.

اما این كه انتظار بیشتری از آنها داشته باشیم مثلا زبان به دفاع بگشایند، معنایش این است  كه نخبگان، باورها و قطع های خود را كنار گذاشته صرفا به خاطر رهبری از نظرات خود صرف نظر كنند.

به نظر بعید می نماید كه رهبری كه سالهاست از نخبگان حمایت می كنند و كشوری پیشرفته و با علم و صنعت می خواهد، انتظار داشته باشد نخبگان، قبل از قانع شدن، و به رغم آن كه به چیز دیگری باور دارند، به حمایت از رئیس جمهور مشغول شوند.

آیا از آیت الله جوادی آملی به عنوان یك نخبه، چنین انتظاری هست؟ آیا از آیت الله شیخ ابراهیم امینی و آیت الله استادی و آیت الله سید جعفر كریمی و آیت الله های دیگر كه همه از استوانه های این نظام هستند، این انتظار هست كه مثل آنچه برخی در نماز جمعه می گویند، حرف بزنند؟

اگر معنای نخبه گی یعنی فهمید‌گی، و اگر معنای حرف زدن یعنی باور داشتن و قانع بودن و قطع داشتن (لاتقف ما لیس لك به علم؛ از آنچه بدان دانا نیستی پیروی نكن)، در این صورت چه انتظاری از نخبگان است كه بدون فهمیدگی و به رغم باورداشتن به چیزی دیگر، به حمایت از چیزی برخیزند كه به آن باور ندارند؟ آیا در آن صورت آنان همچنان می‌توانند نخبه قلمداد شوند؟

به نظر می رسد عملی كردن برخورد با متخلفانی كه اقدامات آنان از سوی رهبری به "جنایت" تعبیر شد، پله اول شكستن سكوت نخبگان است.


نظرات بینندگان:

تحلیلتان بدنبود اما باید گفت متاسفانه دركشوری كه همه نخبگان ازهرطیفی چه سبز ، چه قرمز ،چه آبی،چه سفید كه دم ازقانون و مردم سالاری و عدالت محوری و..............میزنند همه گوشه ای از مسائل رابرای ملت بازگو میكونند وآنهم بطوری كه خود راجلوی خواننده مظلوم و محق جلوه دهند وهیچ رسانه ای نیست كه بیطرف وبدون غرض مطالب راانطور كه هست منتشر كند تا خواننده خود تشخیص حق یا ناحق رابدهد خلاصه اینكه از ابتدای انقلاب مسائل از هرجناح ورنگی آنطور كه خود خواستند وبه جهت نیل به اهداف خود ارائه داده شده هرچند كه مسائلی كه طی چند ماه گذشته بوقوع پیوست خیلی ساده قابل حل بود چرا كه مگرنه اینست كه به برحق بودن خود جناح حاكم وقوف كامل دارد با شمارش مجدد آراء درمقابل یك هیئت بی طرف مسئله كامل وبرای همیشه حل می شدواینهمه جاروجنجال به راه نمی افتاد .
بامیدروزی كه رسانه بی طرفانه مسائل رانقد وبررسی وبااطلاع عموم برساند ومردم خود انتخاب كنند كه چه جناحی برحق یا ناحق است.

کد: 37222 | 16 مهر 1388 ساعت 19:15

بالاخره یكی فهمید كه بخشی از این ملت با ولایت فقیه مشكل ندارند بلكه با عده ای خاص مشكل دارند.

کد: 37200 | 16 مهر 1388 ساعت 18:53

احسنت به نویسنده مقاله. بسیاری از كسانی كه الان جزو مخالفین قلمداد میشوند با رهبری مشكل جدی ندارند. آنها از رهبرشان انتظار داشتند در حمایت از احمدی نژاد تند نروند.ولی مشكل این است كه احمدی نژاد با زرنگی این افراد(كه تعدادشان اكثریت را تشكیل میدهد) را به عنوان مخلف رهبری جا انداخته است وخودش را كنار كشیده. اینكه وی درنیویورك گفت كسی برا مخافت با من زندانی نشده صحت این موضوع را روشن میكند.

کد: 30557 | 10 مهر 1388 ساعت 17:16

یك نكته ای در ابتدای این مقاله وجود دارد و آن هم یكسان دانستن مخالفت با "ولایت فقیه" و مخالفت با " نظام جمهوری اسلامی" است.
نظر به اینكه ماهها و یا شاید سالهاست مسئله "ولایت فقیه" بصورت یك معمای لاینحل درآمده از نویسنده محترم و همه دوستان عزیز می خواهم یك قدری در زمینه این مسئله مطالعه و نیز تفكر كنند.
"ولایت فقیه" را ما طبق نظر مرجع تقلیدمان عمل می كنیم. مثلا من مقلد آقای سیستانی هستم . در هر زمینه فقهی ( و نه عقلی و اعتقادی) نظر ایشان بر نظر خود من مقدم است. این معنای ولایت است. حال اگر من در موضوعی نظر ایشان را نپذیرم و خلاف آن عمل كنم دو حالت دارد یا اینكه طبق احتیاط عمل كرده ام كه برای مردم عادی بسیار سخت است و یا اینكه (خدای ناكرده) مرتكب فعل حرام شده ام كه بسته به نوع عمل ، باید منتظر كیفر الهی باشم(پناه می برم به خدا)
اما برای ترك ولایت ایشان در آن موضوع ، از دین یا مذهب خارج نخواهم شد.
یك مثالی می آورم. كسی كه مسلمان نیست اما اهل كتاب است از نظر ما مسلمین نافرمانی خدا را كرده ( كه به پیامبر خاتم ایمان نیاورده) به عبارتی ولایت خداوند را در مسئله نبوت نپذیرفته است؛ ما با اهل كتاب چه معامله ای می كنیم؟
واما اهل سنت از نظر ما شیعیان در زمینه امامت ، با ولایت رسول خدا مخالفت كرده اند ؛ ما با اهل سنت چه معامله ای می كنیم؟

بسیاری از علمای قدیم و جدید ولایت فقیه را قبول ندارند. حتی آنها كه قبول دارند بروید نظراتشان را بخوانید. اصلن ربطی به این برداشت دیكتاتورمآبانه فعلی از موضوع ندارد. همه مؤمنان می دانند كه ولایت فقیه با رهبری سیاسی جامعه دو موضوع جدا هستند؛ البته رهبر اگر مجتهد جامع الشرایط باشد هم ولایتی مثل بقیه مجتهدان جامع الشرایط خواهد داشت وگرنه هیچ.
بسیاری از دوستداران نظام ، آن را مساوی با ولایت رهبری نمی دانند. در نتیجه شق سوم ابتدای مقاله شما خود دو شق می شود: مخالفان وجود مقامی غیرپاسخگو در حكومت كه ولایت شرعی هم داشته باشد ، و مخالفان اصل نظام .

گرچه در محق نبودن یا بودن خود این شق چهارم هم حرف و حدیث است...............

کد: 29891 | 9 مهر 1388 ساعت 17:53

با تشكر از دریافت نظر دیگران نسبت به نظر خودم این اخزین مداخله من در ابن بحّث خواهد بود ولی نظرات را دنبال خواهم نمود انشا...
اولا باید به این نتیجه بزسبم كه ایا هرنخبه ای در هر زمبنه ای كه یاشد میتواند در همه موارد نظر بدهد و اگر منظور نخبگان سیاسی هستند میدانیم كه این سیاست كه از قدیمیترین علوم است به قول معروف از یكطرف بی پدر و مادر و از طرف دیگر دارای صدها و بلكه هزاران پدر و مادر میباشد.
ثانیا مگر نخبگان سیاسی غیر از فعالان سیاسی هستند كه شاخصتزین انها از طریق انتخابات و انتصابات سكان هدایت یك كشور را بعهده میگیرند و تعدادی از اینها میشوند نمابنده مجلس و نماینده خبرگان و هیات وزرا و شورای مصلحت ونظام ائمه جماعت و كلیه مسئولان سطح بالای فوای سه گانه ... و غیره ؟
مگز حرف اكثر این اقایان احترام به اراء اكثریت مردم و و فصل الخطاب بودن فرمان رهبری مبنی بر تمكین این آزاء نبوده و نیست ؟ مگز 25میلیون از نظر كمی بیش از 13 میلیون كه یقول ان آقا همه شان نخبه دارای خون سبز هستند نیست ؟ اگر ابن طور است چرا برخی از این نخبگان مورد نظر دوستان ما مردم را جهت آموزش قواعد دمكراسی و مردمسالاری و بجهت احترام به آراء دیگران در عوض در پایمال كردن حق 26 میلیون انسان و انكار وجود انان تهییج و تشویق میكنند و چون تقلب كه كار بسیار كثیف و خدا ناپسندانه است را نمی توانند ثایت نمابند و نیز قادر نیستند حتی اراء خود را كه بالغ بر 19 میلیون اعلام نموده اند ثابت و منشا حاصل جمع خود را هم یه ما نشان بدهند تا ما هم در این راستا حمایتشان كنیم لاعلاج معنی تقلب را هم تحریف كرده و انرا با عوامفریبی و یا سوء استفاده احنمالی از امكانات دولتی خلط مینمایند و ابن مسئله را كه در صورت صحت میتوانست حق تحریم انتخابات و عدم شركت دركاندیداتوری را برای ما توجیه نماید یهانه ای سازد كه بعد از رای نیاوردن ابن مهمتزین و اساسی ترین نماد مردمسالاری را مانند یازی های بچگانه به جر زدن و نق زدن و اشوب كردن بیانجامد .
اگر یاران امام و نخبگان و سردمداران مرذمسالاری اینها هستند وای بر ما و باز هم بیچاره مردم . مظلوم امام راحل و سعادتمند شهدا

کد: 29767 | 9 مهر 1388 ساعت 15:40

اینكه ایت اله جوادی و استادی نماز جمعه نخوانده اند انتقاد از وضع موجود است /اینكه خیلی از استادان مبرز دانشگاه و حوزه در خانه نشسته اند و با دولت همكاری نمی كنند اعتراض است. نگاه احمدی و یاران او از دماغشان فراتر نیست می پندارند دكترهای متقلب(دانشجو كردان بهبهانی محرابیان رحیمی و..)و دروغگو(زاهدی احمدی الهام و..) نخبه های عالمند .تازه هر كس نقد منصفانه هم بكند بلافاصله به ضدیت با ولایت مطلقه و ارتداد و خارجی امریكایی محكوم می شود وبر همین اساس خیلی از استادان حوزه و دانشگاه میگویند حالا این جریان هتاك و بی دین همه چیز را به اوج بحران رسانده بگذار در این بحران غرق شود تا دیگر هیچ وقت در فضای اسلام ناب محمدی بوی مسموم و گند آفرین آنها به مشام نرسد.حكایت آنها با بیت امام بهترین دلیل بر این مدعاست

کد: 29750 | 9 مهر 1388 ساعت 15:23

كسی ادعا نكرده است كه حتما باید منتخب نخبگان رئیس جمهور شود. اگر مقصود این دوست ما این است كه نویسنده مقاله قصد داشته این معنا را برساند اشتباه كرده است. مردم سالاری همان است كه شما می گویید مشروطه به این تقلب نشده باشد. مقصود از تقلب هم تقلب مصطلح نیست تقلب دست كم به این معنا كه دو هفته تمام در یك روستا از صبح تا شب از بلندگوی مسجد فریاد بزنند بیایید سود سهام عدالتتان یعنی هشتاد هزار تومان را بگیرید. آن هم درست یك ماه و بیست روز قبل از انتخابات. اگر معنای مردم سالاری این است باشد. اما بحث اصلا بر سر این است كه از نخبگان خواسته شد سكوت خود را بشكنند و از اوضاع دفاع كنند. حتی گفته شد كه سكوت نخبگان كمك به فتنه است. آنچه در مقاله آمده پاسخ به این حرف و پیام است. نخبگان هر چه می فهمند خواهند گفت. حالا یا سبز یا غیر سبز. الان ده پانزده سال است كه همه سران نظام سنگ نخبگان را به سینه می زنند. و دم و دستگاه برای حمایت از آنها فراهم می كنند. حالا از آنها می خواهند كه هرچه آنها می گویند اینها هم عمل كنند. این پاسخ آنها ست. و الا مردم سالاری همان است كه شما می فرمایید. و همان كه عمل شد. با همه خوبی ها و بدیهایش.

کد: 29541 | 9 مهر 1388 ساعت 12:07

حقیقتا میبایستی شرم بنمایم چون نخبه سنج بنده بر خلاف نخبه سنج جنابعالی كه ظاهرا سبز و از نوع وارداتی بنظر میرسد بیرنگ و بسیار شفاف است و در تفسیر نخبه قادر نیست بگونه ای گزینشی عمل نماید خود شماهم انقدر در نخیّة و شاید نخوة غرق شده اید كه اصل سئوال را متوجه نشدی كه بالاخره تكلیف جمهوریت و مردمسالاری چه میشود و رابطه مردم و نخبگان چگونه باید باشد ؟
آپا مردم بایدنخبگان راانتخاب كنند و یا نخبگان باید جواز ناس بودن را به مردم بدهند و احیانا انهایی را كه به جرم كودن یودن و كورچشمی ذاتی نخبگان كاكل سبز را ندیده اند از دایره مردم بودن نیز حذف شوند .
لطفا حداقل برای مفهوم مردم و مردمسالاری به فرهنگنامه های مورد قبول خود مراجعه ونتیجه انرا هم یرای ما بنویسید تا ببینبم این نوع حیوان در حال انقراض در خارج از مرزهای سیاسی شما هم یافت میشود یا اینكه خیر خداوند نعوذ بالله از دستش در رفته و بدون اجازه شما تخم انان را در در جاهای دیگر هم افشانده است .بازهم بیچاره مردم - مظلوم امام- سعادتمند شهدا ...

کد: 29368 | 9 مهر 1388 ساعت 10:31

از این دوستی كه پرسیده نخبه كیه بفرمایید اكثریت مردم تهران كه به موسوی رای دادند و زبده افراد تحصیل كرده كشورند اینها از اون نوع نخبه های طرفدار مستكبرها هستند؟‌ این همه آدم مافیایی هستند؟‌ دست كم سیزده چهارده میلیون آدم كه عمدتا در شهرها و مراكز استانها رای دادند اینها نخبه های طرفدار یك عده قدرت طلب مافیایی هستند؟‌ شما سری به دانشگاه های كشور بزنید. سر به دانشگاه شریف بزنید. سری به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران كه رتبه های زیر پانصد هستند بزنید. سری به مراكز علمی بزنید. یك آمار سرانگشتی بگیرید. جونم اگه آیت الله جوادی و امینی و استادی و طبسی و اینها نخبه نیستند پس ثمره هاشمی و مشائی و رحیمی و كردان نخبه هستند؟ شرم نمی كنید؟

کد: 29110 | 9 مهر 1388 ساعت 07:06

ظاهرا عده ای كه تحمل مردم عادی را نداشته و از فضولی انها كه هر چهارسال یكمرتبه در انتخابات مشاركت مبكنند و تمام معادلات انها را به هم زده وسرمابه گذاریها انان را برای رسبدن یه قدرت مافیایی خود هیچ وپوچ میكنند قرار را بز این گذاشته اند تا نظام جمهوری مبتنی بر آرا مردم را به بك نظام دیكتاتوری باصطلاح نخبه مدار كه نخبگان ان را هم خودشان تعیین خواهند نمود مبدل نمایند . این خود دقیقا شروع یك دیكتاتوری است.
اگر با ابن طرحهای ساده لوحانه و یا شیطانی اصل جمهوریت از میان برود دبگر به ابن زوذیها روب مردمسالاری را در این مملكت نخواهیم دید دبكتاتوری میتنی بر زر و زور و تزویر گریبان همه را خواهد گرفت . نخبه كیه برادر من ؟ خدا وكیلی چند تا نحبه از جناح مخالف خودت را میشناسی كه حرفش را نمیگم قبول میكنی ولی حد اقل گوش میكنی و مصلحانه روش فكر میكنی ؟
هرچه مشكل پیش امده از همین نخبگان است . از چهار تا نخبه و نخبه های دور و برشان كه با كمكهای نخبه های دیگر یه میدان رقابتی امدند كه بالاترین مسئولبت و وظیقه وسوگندش حفظ جمهوریت و اسلامبت این نظام است . این نخبه ها باید خجالت بكشند وجواب پس بدهند . عوام الناس بیچاره كه وظیفه خودش را مسئولانه و هشیارانه و بدون توقع انجام داد و هو او هست كه هزینه ندانم كاریهای این نخبگان متكبر را باید بدهد. بیچازه ملت . مظلوم امام .

کد: 29067 | 9 مهر 1388 ساعت 01:57

متاسفانه در جامعه ما به ویژه در این چهار سال اخیر پرده های حرمت دریده شده و حرمت شكنان همواره در امنیت و آسایش بوده اند سكوت نخبگان بجز تحلیل های بالا می تواند ترس از حرمت شكنی و در امان بودن حرمت شكنان باشد بطور مثال دوستانی كه امروز می فرمایند آقای جوادی آملی فرموده اند با شكستن شیشه .... افرادی هستند كه در موضع گیری ایشان در خصوص اقای احمدی نژاد با رفتارهای توهین آمیز این اسوه تقوی را به بدترین شكل ممكن آزردند و یا رییس جمهور كه طبق سوگند باید حافظ آبروی افراد باشد خود را در جایگاه امیرالمونین قرار داده و در صدا وسیما شب مناظره هتك حرمت افراد را می نماید و تا امروز هم صدا و سیما حتی فرصت دفاع هم به آنان نداده است و ... هزاران مسئله دیگر كه هر گز مسئولین ارشد نظام حاضر به دادن حتی یك تذكر جدی به هتاكان نبوده اند كه اگر این امر صورت گرفته بود حداقل فاطمه رجبی توبیخ می شد . با این اوضاع كه عده ای معدود تمام اركان قدرت را در اختیار خود قرار داده و دامنه خودی ها را هر روز تنگ تر می كنند نخبگان چه باید بكنند؟، دكتر لنكرانی در اثر دفاع از رهبری از كابینه حذف می شود لیكن هیچ دلجویی از ایشان صورت نمی گیرد این نحوه رفتار با اعضای كابینه دولت نهم پس تكلیف سایر نخبگان دیگر روشن است . مردم و نخبگان مقام معظم رهبری را پناه خود در برابر حمله تمامیت خواهان می دانند انتظاری كه در این چهار سال كمتر به آن توجه شده است.

کد: 28669 | 8 مهر 1388 ساعت 18:05

سكوت باعث میشه یك عده ای از این بقول شما نخبگان كه سكوت نكرده اند در زندان بمانند. به اسانی میتوان فهمید كه همه اعتراض كنندگان را كه نمیشود دستگیر و زندانی كرد. همه ماندن در كنار زن و بچه و ارامش را دوست دارند. باید اندیشید كه چرا سكوت میكنیم ، برای دفاع از چه چیزی و یا برای اعتراض به چه چیزی؟

کد: 28644 | 8 مهر 1388 ساعت 17:48

آخـــه بستگـــــــــــی داره منظـــــور از نخبــــــــــــــــه كـــــــــدوم دستـــــــــه از نخبـــه هــــا بـاشـــه ؟!

آخــــــــــه ایـــــن روزهــا نخبـــه هــا دو دســته هستنـــــد:

دستـــــــهء اول :كسانـــی همچون اساتیــــد بـــزرگ،علمــــــا ،فقهـــا ،دانشجـــویـان و. و.و.....

دستـــــــــــهء دوم :كپــی برداران و دكتــریــن عــزیــز آكسفــوردی و مختــرعیـــن اتـــاق امــــن و .و.و.و......

کد: 28595 | 8 مهر 1388 ساعت 17:14

چه كسی گفته نخبگان ساكتند؟اعتراض مراجع را به این دولت و نوع حكومت داری سران حكومت را نمیبینید؟تحلیل های روشنفكران قدیم و جدیدرا در سایت هایشان نمیبینید؟آیا آقایان خاتمی-موسوی-كروبی و هاشمی ؛نخبه نیستند؟آیت الله دستغیب نخبه نیستند؟برادرم مشكل ما آزادی بعد از بیان است همین جند روز پیش با آیت الله دستغیب چه كردند؟رهبری از یك طرف به سخنان مجیدی گوش كرده و تلویحا مورد تایید قرار میدهند.اما روز بعد روزنامه های وابسته به خودشان و دولتشان آستین بالازده و در كمال وقاحت این بزرگواران را تخریب میكنند و آب هم از آب تكان نمیخورد.آیا ایشان نمیتوانند جلوی این برچسب زنان و تخریب كنندگان را بگیرند؟اگر ندارند كه واویلا و اگر دارند چرا ایشان ساكتند؟نه برادرم نخبگان فعالند این خبرگان هستند كه خفته اند.

کد: 28573 | 8 مهر 1388 ساعت 17:00

اگر انسانی دچار عفونتهای داخلی گردد احیانا در نتیجه این عفونتهای داخلی دمل های چركین بر روی بدن ظاهر خواهند شد كه در اینصورت انسانهای عاقل فورا به مداوای اصل بیماری می پردازند ونا بخردان دمل هارا می پوشانند كه مبادا كسی انرا بیبیند كه در نتیجه این كار جان انها به خطر می افتد .

کد: 28346 | 8 مهر 1388 ساعت 14:56

مقام معظم رهبری نباید خودشون رو هزینه یه آدم مشكل دار میكردند!!
الان با توجه به فرمایشات ایشون مبنی بر نزدیك بودن نظرات رهبری به احمدی برای مردم سوء تفاهم پیش اومده!! كه الان اوضاع بر وفق مراد رهبری هستش!! ولی مطمئنا اینطور نیست!!!!
در ضمن الان سكوت نخبگان كاملا معنی داره!!!

کد: 28173 | 8 مهر 1388 ساعت 13:41

صحبت های آیت الله جوادی را در نماز جمعه هفته قبل بخوانید كه گفتند با شكستن چند شیشه نمی توان به جایی رسید و امنیت كشور را خدشه دار كرد
نخبگان موضع گیری می كنند اما نه آنطور كه شما می خواهید

کد: 28171 | 8 مهر 1388 ساعت 13:39

وقتی "مرود میخ آهنین بر سنگ" بیچاره ها چه بگویند. مگر نگفتند

کد: 28048 | 8 مهر 1388 ساعت 12:55

خطاب به هر كسی كه صاحب نظر است....: اگر بینی كه نابینا به چاه است......اگر خاموش بنشینی گناه است....

کد: 28017 | 8 مهر 1388 ساعت 12:42

یه روز بعد از ظهر!

دلتون خوشه ها!

کد: 27957 | 8 مهر 1388 ساعت 12:11

از شما به خاطر این تحلیل متشكرم. ولی ایكاش آن را جامعتر می نوشتید. ایكاش می نوشتید كه اكثر نخبگان حامیان جدی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی (البته به روایت بنیانگذاران انقلاب) هستند. .... اگر با معترضان با مسالمت برخورد می شد، چنانكه هم آقای امینی و هم آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه به حكومت پیشنهاد دادند هرگز كار به اینجا نمی كشید.

کد: 27896 | 8 مهر 1388 ساعت 11:41

معمولا نقد كردن بهرت از راه حل دادن است.من كه نفهمیدم چطور به این نتیجه رسیدید كه بهترین كار نخبگان در شرایط فعلی سكوت است.به نظر هیچ دلیلی برای این امر ندارید.به نظر من در برخی موارد سكوت عین نقمت است.چون بر همگان واضح است كه تا مردم و نخبگان ساكت باشند حاكمیت ما پاسخگو نخواهد شد.نمونه های تاریخی بسیاری در همین 20 سال اخیر داریم

کد: 27724 | 8 مهر 1388 ساعت 10:34


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: