كد خبر: 12238
تاريخ انتشار: 16 شهریور 1388 ساعت 11:09
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

فرقه مطلقه،بزرگترین خطربرای انقلاب

فواد صادقی

«برای بسیاری از حزب‌اللهی‌ها، دكتر احمدی‌نژاد در حال تبدیل به یك قدیس بود و "شخص" او برای آن‌ها اصالت پیدا كرده بود. حتی دیگر خیلی شرمنده نمی شدند اگر این پلاكارد را در دست بگیرند كه "به بهشت نمی روم اگر احمدی آن جا نباشد!»


این تعبیر در سر مقاله ارگان اینترنتی حامیان دولت نهم، اگرچه می‌تواند نشان دهنده نقدپذیری حامیان احمدی‌نژاد باشد، اما در لایه‌های زیرین خود واقعیت تلخی را روایت می‌كند و آن تمایل به قدیس‌سازی در میان قشری از جامعه است كه در این یادداشت، آن را فرقه مطلقه می‌نامیم.


جامعه امروز ما اولین جایی نیست كه این فرقه در آن بروز می‌كند و قطعاً آخرین آن‌ها نیز نخواهد بود. تلاش برای مطلق انگاشتن فردی كه "مرادفرقه" است و مصون از خطا دیدن وی و تجمیع تمامی محسنات و خوبی‌ها در وی و متقابلاً نفی كلیه ضعف‌ها و كاستی‌ها در او، نقطه آغاز شكل‌گیری این فرقه است، اگر اعتقادات این فرقه در همین حد باقی می‌ماند، چندان جای نگرانی نبود، اما گام بعدی زمانی است كه فرقه مطلقه اقدام به تولید ایدئولوژی می‌كند و حامیان مطلق، به همذات پنداری با مراد و محبوب خود می‌پردازند و به تدریج این تصور كه محبوب فرقه هوادارانش سمبل تمامی خوبی‌ها و دیگران به ویژه رقبا یا منتقدین آن‌ها كانون تمامی بدی‌ها هستند، به صورت اپیدمی در فرقه شیوع پیدا می‌كند و در نهایت، فرقه تبدیل به سازمانی ایدئولوژیك می‌شود كه چه بسا به هیچ قاعده و قانون اخلاقی، شرعی یا اجتماعی پایبند نیست.


سابقه فرقه مطلقه را می‌توان در تاریخ ایران باستان و ایران پس از اسلام به خوبی مشاهده كرد، تصویر فوق بشری از پادشاهان و تحت‌الشعاع قرار دادن تمامی معیارهای اخلاقی و منطقی در برابر عملكرد این افراد، ‌نمونه‌هایی از فرقه مطلقه و مطلق‌انگاری در ایران باستان است.
در تاریخ انقلاب نیز سازمان مجاهدین خلق سمبل دیگری از مطلق‌انگاری و نمونه معاصر و محسوس این فرقه محسوب می‌شوند و سرنوشت دردآور آنان، حكایت از نتایج این‌گونه تفكر دارد.


اما به جهت آن‌كه موضوع این نوشتار، بررسی تاریخی فرقه مطلقه نیست، به همین اشارت كوتاه بسنده می‌شود و به آسیب‌شناسی فكری این گروه می‌پردازیم.

در صورتی كه بخواهیم فهرست‌وار، خصوصیات اعتقادات فرقه مطلقه را مرور كنیم، می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:


1. مراد فرقه مصون از هرگونه خطا و اشتباه است یا دست‌كم دیگران قادر به تشخیص اشتباهات او نیستند.
2. همه موظف به سرسپردگی به مراد فرقه هستند و در غیر این‌صورت گناه نابخشودنی مرتكب شده‌اند.

3. برای حفظ و حمایت از مراد فرقه، انجام هر عملی مجاز، مباح و حتی واجب است.

4. قوانین و قواعد اخلاقی، منطقی و شرعی ذیل رفتار مراد فرقه تعریف می‌شوند و معیار خوبی‌ها و بدی‌ها حاكم بر رفتار او نیستند؛ بلكه بر اساس رفتار او تعریف می‌شوند یا به عبارتی «هرچه آن خسرو كند شیرین بود».

5. اعضای فرقه مطلقه دارای هویت مشتركی می‌شوند كه بر هویت‌فردی، انسانی و فكری آن‌ها مقدم است.
6. اعضای فرقه علاوه بر تبعیت عملی نسبت به مراد فرقه، خود را مقید به تبعیت ذهنی و عملی نسبت به وی می‌دانند و به عبارتی دیگر می‌كوشند آن‌گونه ببینند كه مراد فرقه می‌بیند و آن‌گونه فكر كنند كه او می‌اندیشد.
7. كسانی كه معتقد به مطلق بودن مراد فرقه نبوده یا در مراتب مختلف با اعضای فرقه همراه نشوند، دیگر واجد هیچ‌گونه حقوق انسانی، شرعی و اجتماعی نمی‌باشند.

اما آموزه‌های دینی تا چه میزان با معتقدات «فرقه مطلقه»‌سازگار است؟:

در سیره امامان شیعه (ع) با وجود آن‌كه ائمه دارای عصمت بوده و از هر گونه خطا و اشتباه مصونند و هم چنین دارای علم لدنی و اتصال به غیب هستند، نه تنها هیچ‌گاه در تعامل با پیروانشان برای خود جایگاه مطلقی در نظر نگرفته‌اند، بلكه همواره در صدد بوده‌اند شیعیان را به گونه‌ای تربیت كنند كه راه هر نوع مطلق‌انگاری نسبت به هر وجودی غیر از خداوند مسدود شود،تصریح اینكه اگر حدیثی از ائمه را مغایر با قران یافتید آن را به دیوار بكوبید خود شاهدی دیگر بر سبك تربیتی نقادپرور تشیع است.


امیرالمومنین(ع) در عباراتی مكرر در نهج‌البلاغه این مفهوم را یادآور می‌شوند و می‌فرمایند: «مردم از بینحق ومشورت در عدالت بازنایستندزیرا خود را برتر از انكه خطا كنم ویا از خطا ایمن باشم نمی دانم»‌یا یكی از حقوق اساسی حاكمان بر مردم را تذكر خطاها و اشتباهاتشان به صورت انتقاد تعیین می‌كند.


امام خمینی(ره)، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی نیز مكرر همین موضع را اتخاذ می‌كند. ایشان در وصیت‌نامه سیاسی الهی خود كه طبیعتاً مهمترین و مورد توجه‌ترین اثرشان محسوب می‌شود، تصریح می‌كنند كه در دوران ده ساله رهبری انقلاب مرتكب اشتباهاتی شده و یا زمانی كه وزیر وقت كشور تقاضای برخورد با گروه نهضت آزادی را به جهت مخالفت این گروه با ایشان طرح می‌كند، امام خمینی(ره) می‌فرمایند: مخالفت به من چه اشكالی دارد؟

ایشان بصراحت می فرماید:"هرفردی از افراد ملت حق دارد كه مستقیما در برابر سایرین زمامدار مسلمین را استیضاح كند وبه او انتقاد كند واو باید جواب قانع كننده بدهد"


آیت‌الله خامنه‌ای نیز در دوران بیست ساله رهبری خود بارها بر مخالفت با رویه مطلق گرایی تأكید كرده‌اند، ایشان در پاسخ به سؤال دانشجویی درباره اولویت داشتن نتیجه حاصله از پژوهش نسبت به نظر و موضع رهبری می‌فرمایند: البته نتیجه حاصله از پژوهش ملاك است.
رهبر انقلاب در دیدار دیگری در پاسخ به دانشجویی كه بر ارتباط داشتن ایشان با امام زمان تأكید می‌كند، با برخورد صریح، این‌گونه اعتقادات را خرافی و بی‌اساس دانسته و بارها و بارها بر لزوم مبارزه با عقاید خرافی در حوزه دین تأكید می‌ورزند.
ایشان در نماز جمعه اخیر یكی از ویژگی های سیره سیاسی علی(ع) مقابله با تملق وچاپلوسی از خود دانسته وبر مفید بودن انتقاد از نظام تاكید كردند،آیت الله خامنه ای در این بحث با اشاره ظریفی به فشار خوارج برامیرالمونین مبنی برخورد تند وجنگ زودهنگام با مخالفان از مقاومت علی(ع) با این درخواست سخن گفته وتاكید كردند كه این گروه بعدها به مخالفت با امیرالمونین نیز پرداختند.
"یك جا در اول خلافت، یك عده‏اى آمدند دور امیرالمؤمنین - اشاره میكردند به بعضى - آقا! تكلیف اینها را یكسره كن. اصرار میكردند. امیرالمؤمنین در جواب، اینها را نصیحت به صبر كرد و از جمله‏ى چیزهائى كه فرمود، این بود: این نظرى كه شما دارید، یك نظر است. «فرقة ترى ما ترون»؛ یك عده همین نظر شما را قبول دارند. «و فرقة ترى ما لاترون»؛ یك عده حرفى را قبول دارند كه شما معتقد به او نیستید، او را قبول ندارید. «و فرقة لاترى هذا و لا ذاك»؛ یك عده‏اى هم نه آنطرفى و نه آنطرفى، یك نظر سومى دارند. «فاصبروا»؛ صبر كنید تا امیرالمؤمنین با حكمت كار خود را انجام بدهد."

از سوی دیگر در آموزه‌های مبانی دین اسلام نیز مطلق‌انگاری به جز در برابر خداوند به شدت رد شده است و حتی درباره اصل وجود و وحدت خدا نیز،‌ تبعیت ذهنی پذیرفته نیست و انسان‌ها مجاز و موظف به تردید و تحقیق دانسته شده‌اند و تنها ایمان ناشی از تعقل و تحقیق ارزشمند تلقی می‌شود.

هم‌چنین بنابر نظرات و فتاوای تمامی فقهای شیعه، علم یقینی و قطعی به امری، مقدم بر تقلید و تبعیت از هر حكم دیگری است و اگر فرد در موردی به صحت یا بطلان امری علم پیدا كرد، موظف به عمل به علم خویش است و عمل به حكم و فتوای دیگری از او پذیرفته نخواهد بود كه البته در این میان باید به تفاوت میان "علم" با "ظن و نظر" و تفاوت میان "عمل شخصی" با "قانون" توجه داشت.

بنابراین، زمانی كه خداوند مطلق‌انگاری را حتی درباره پیامبران و امامان معصوم نمی‌پذیرد، چگونه می‌توان آن را به حوزه انسان‌های عادی تسری داد؟

تفسیر انحرافی از ولایت مطلقه فقیه كه از سوی برخی اعضای این فرقه، به منزله نامحدود و نامشروط بودن ولایت فقیه است در برابر معنای واقعی ولایت مطلقه فقیه كه ولایت مطلقه در اجرای احكام است، نه تغییر احكام و یا شئونی كه به علم یا عصمت پیامبر و ائمه (ع) مربوط است، گامی در جهت انحراف از نظریه ولایت فقیه به سوی فرقه مطلقه برداشته می‌شود، از منظر عقلانی،‌تبعیت از حكم ولی فقیه در عمل هم از نظر شرعی و هم از نظر قانونی لازم است بدون آن‌كه به تعطیلی عقل و تحلیل منجر شود، به عبارتی دیگر عرصه ولایت مطلقه فقیه عرصه عمل است و مطلق‌انگاران این عرصه را از یك‌سو به حوزه نظر نیز تعمیم می‌دهند و از سوی دیگر در عرصه عمل «مطلقه» به معنای بی‌قید و شرط تلقی می‌كنند.

با این حال، مشاهده می‌شود در سال‌های اخیر فرقه مطلقه روز به روز در جامعه ما تقویت و توسعه می‌یابد،‌ لایه‌های زیرین اعضای این فرقه، عموماً از افرادی هستند كه قدرت تعقل، نقد و تحلیل مستقل ندارند و از سوی دیگر دارای شور و هویت مذهبی و اجتماعی بالایی هستند و تنها راه برای بروز این شور بدون شعور را در پیوستن به فرقه مطلقه می‌دانند چرا كه در این‌جا قرار نیست بیاندیشند، بلكه مراد فرقه به نیابت از آنان می‌اندیشد و آنان تنها نقش مجری فرایض را برعهده دارند.

اما لایه‌های بالاتر فرقه كه عموماً دارای قدرت اقتصادی،‌سیاسی، امنیتی یا اجتماعی هستند، پیوند خوردن با فرقه را به نوعی ضامن بقا و افزایش قدرت خود می‌دانند و در سایه مطلق شدن مراد فرقه، خود نیز به نوعی اطلاق می‌رسند، این‌گونه افراد كه دارای مناصب اجتماعی از عهده‌داری امامت جمعه یا جماعات یا مداحی هیأت‌های مشهور یا مدیریت بنگاه‌های بزرگ اقتصادی و مناصب سیاسی، نظامی یا امنیتی می‌باشند، در واقع از سطح تحلیل بالاتری برخوردارند اما منافع، آنان را به پیوستن به این فرقه ترغیب می‌كند.

در چند سال اخیر شاهد بودیم نوع رفتار برخی اقشار اجتماعی حركت به سوی فرقه مطلقه را تداعی می‌كرد، عقاید،‌ گفتار و رفتاری كه در بخش قابل توجهی از اقشاری نظیر دانشجویان بسیجی، و طیف سنتی نسبت به دكتر احمدی‌نژاد طرح می‌شد، گام به گام به سوی فرقه مطلقه نزدیك می‌شد و این مطلق‌انگاری در انتخابات گذشته به اوج رسید و عملاً عمده خصوصیات فرقه مطلقه در رفتارهای بخشی از حامیان جناب احمدی‌نژاد بروز یافت.

اما حوادث پس از انتخابات به ویژه موضوع انتصاب و اصرار بر معاونت اولی اسفندیار رحیم‌مشایی، باعث عبور بخش عمده اعضای این فرقه از احمدی‌نژاد شد و جایگاه وی را از سمبل و اسطوره عدالت و مبارزه، سلامت كارشناسی و شجاعت و به تعبیر خودشان «قدیس» به یك مهره و عامل سیاسی تغییر داد.

اما این تغییر موجب سست شدن چارچوب فرقه نگردید و لایه‌های فوقانی فرقه سعی كردند مطلق‌انگاری را به سوی رهبر انقلاب سوق دهند.

گرچه شاید از نگاهی این تغییر، ضریب اشتباهات عملكرد فرقه را كاهش دهد و به جهت آن‌كه دیدگاه‌ها و مواضع آیت‌الله خامنه‌ای به لحاظ عمق، صحت و تعادل قابل مقایسه با نظرات دكتر احمدی‌نژاد نباشد ، قرار گرفتن رهبر انقلاب در كانون توجه فرقه مطلقه، به تعدیل عملكرد این گروه بیانجامد؛ اما با توجه به این مطلب كه مطلق‌انگاران و پیروان فرقه مطلقه در صورت عدم همراهی و مطلق‌انگاری مراد فرقه از وی عبور خواهند كرد،‌خطرات آینده این تغییر مراد را افزایش می‌دهد، چرا كه هزینه‌های عبور از احمدی‌نژاد با هزینه‌های عبور از رهبری برای جامعه قابل مقایسه نخواهد بود.

تجربه جنگ صفین كه به عبور مطلق‌انگاران خشك مغز و خشك‌مقدس از امیرالمومنین(ع) انجامید و خوارج را پدید آورد، عبرت تكان‌دهنده تاریخی است كه پیش روی ما قرار دارد.

به نظر می‌رسد نوع مواجهه با فرقه مطلقه در برهه فعلی به جهت شرایط جامعه و نظام اهمیت مضاعف پیدا كرده است و اگر این جریان به درستی مدیریت نشود، باید انتظار پیامدهای غیرقابل باوری را داشته باشیم.

حوادث تلخ پس از انتخابات ریاست‌جمهوری كه بخش عمده آن ناشی از عملكرد فرقه مطلقه قبل و بعد از انتخابات بود در قبل از انتخابات، پیروان فرقه مطلقه كه جناب احمدی‌نژاد را به عنوان مراد خود قرار داده بودند، تخلفات شرعی و قانونی مراد فرقه مطلقه را عین صواب و صلاح دانستند و به توجیه و دفاع از آن پرداختند و در حوادث پس از انتخابات نیز، به خود اجازه دادند هر خلاف شرع و قانونی نسبت به رقبا، مخالفان و معترضان مرتكب شوند در حالی كه رهبر انقلاب بارها بر لزوم برخورد با متخلفان و جنایتكاران حوادث پس از انتخابات تأكید كرده‌اند این حوادث تنها بخشی از پیامدهایی است كه مدارا با این فرقه برای ما به همراه خواهد آورد.
 

نظرات بینندگان:

اگر امكان دارد مقتدا و گرداننده این فرقه را بیشتر معرفی كنید و ریشه یابی كنید.

کد: 11498 | 26 شهریور 1388 ساعت 16:56

باسلام
متأسفانه شما دریافت درستی از ولایت مطلقه فقیه ندارید به شما و تمام كسانی كه این متن را خواندند توصیه می كنم كه كتاب ولایت فقیه امام را اگر تاحالا نخواندند حتماً بخوانند تا متوجه شوند كه این نوشتار انحرافات در این باب را بزرگ كرد و حقیقت این نظریه را هم به این انحرافات چسباند وبه اسم منحط بودن انحرافات حقیقت نظریه را زد و یك ولایت فقیه پاستوریزه یا مقیده یا كمتر از آن را جای ولایت مطلقه فقیه معرفی كرد!!
یك تكه از كتاب امام اینگونه است كه تمام شئونی كه رسول الله در باب حكومت داشت به ولی فقیه میرسد...
البته كسی نگفته است كه در همین ولایت مطلقه فقیه هم عقل را تعطیل كنید یا تحلیل نكنید و هیچ فكری غیر فكر ولی فقیه ممنوع است ولی در باب عمل وحكم اجرایی نظر ،نظر ولی فقیه است كه البته این جایگاه به دلیل جامع الشرایط بودن روی هوا حرف نمی زند بلكه مشورت با متخصصین از اصول كار است
والسلام

کد: 11363 | 26 شهریور 1388 ساعت 14:52

بسیاااااااااااااااااااار متوسط!!!

کد: 10665 | 25 شهریور 1388 ساعت 18:18

مهم اینكه هواداران واقعی دكتر بعد اشتباهات مكرر ایشان از ایشان دوری كردند (البته نه مقابله)چون حفظ نظام اوجب واجباته.برای اهلش جایگاه ولایت فقیه و دفاع از ان برای حفظ نظام اولویت داره بعد شخص تا جاییكه در صراط خدا و دین باشه. متاسفانه شما در این مقاله شیعه امیر المومنین رو با خوارج مقایسه كردید.متاسفانه امیرالمومنین رو با اشخاص مقایسه كردید! در ضمن ولایت فقیه بلا تشبیه مثل یه ترمزه در مقابله با هر تندرویه چه چپ چه راست

کد: 10502 | 25 شهریور 1388 ساعت 15:50

به نظر من این فرقه رو باید با تشدید لام خوند. از اسلام و انقلاب.

کد: 10263 | 25 شهریور 1388 ساعت 13:01

خیلی جالبه ، در مطالبتون خیلی از قانون و قانون اساسی و عقل گرایی دم میزنید و همه را از جمله ولی فقیه را هم در چارچوب قانون اساسی تعریف می كنید ، در حالی كه عملا د ر جریانات اخیر به صراحت از قانون و ولایت فقیه عبور كرده و ادعای پوچ تقلب را بدون استناد عقلی و حقوقی مطرح كردید. چقدر قانون مدار، منطقی و ولایت پذیرند بعضیها !!!!

کد: 8160 | 23 شهریور 1388 ساعت 13:19

آقای صادقی عزیز !
به نظر می رسد در حوادث پس از انتخابات 22 خرداد و به ویژه پس از مواضع و برخوردهای جریان معروف به " اصول گرا " با مواضع رهبری نظام نسخه ی ولایت مطلقه ی فقیه عملا پیچیده شده و این موضوع دیگر چیزی متعلق به گذشته و مندرج در قانون اساسی است . نسبت این به اصطلاح اصول گرایان و جریان ها و عناصر فعالشان در دولت و مجلس با شخص آقای خامنه ای و مواضع ایشان ، نسبتی كاملا عرفی (سكولار) و غیر ولایی شده است . به طور مثال كافی است كه رفنارها و مواضع رئیس جمهور و فرمانده سپاه را با مواضع و رفتارهای آقای خامنه ای در این سه ماه مقایسه كنید! اصلا بحث افكار و عقاید هم در میان نیست كه كسی باید تماما از ایشان اطاعت كند یا خیر. بحث كاملا تخصصی و سیاسی ست . رهبری یك نظام وظایف و اختیاراتی دارد كه عناصر آن نظام باید به آن گردن بگذارند. ظاهرا در این مملكت برای دستمالی قیصریه به آتش كشیده می شود. نه تنها قیصریه كه حتی قیصر!

کد: 7901 | 23 شهریور 1388 ساعت 09:46

iهمین خصوصیاتی را كه در این مقاله برشمردید، آیا در حق شیعیان غالی و پیروان خط امام در اوایل انقلاب صدق نمی كند؟

کد: 7751 | 23 شهریور 1388 ساعت 04:33

برادر خیلی كج میروی شما نمیخواهد پیروی از ولایت را یاد مردم بدهی زیرا امام عزیزمان یادما داده اند.و برای ایندگان نیز مكتوب كرده اند.اگر نبود بیست سال رهبری رهبر عزیزمان خامنه ای انوقت حال روز من شما جور دیگری بود .كه خودتان بهتر میدانید. شما را به روح همان خمینی كبیر ( البته اگر قبولش داری ) قسم میدهم بیشتر فكر كنید و بعد نظر پراكنی كنید.

کد: 7654 | 23 شهریور 1388 ساعت 01:21

آقای صادقی! شما در یكی از تیتر ها نوشته اید " اما آموزه های دینی تا ..." ولی در نقل آن آموزه ها به انحراف رفته اید و كلام افراد نا معصوم را آورده اید (جدا از اینكه برخی از آنها در ماجراهای اخیر خود مقصرند). در حالی كه باید وقت می گذاشتید و در كتب حدیث و تاریخ كمی غور می كردید و از سیره معصومین سند می آوردید و چقدر هم زیاد است روایات و یا ماجراهای تاریخی كه بتوانید برای مطلبتان از آنها استفاده كنید. مشكل شما اینجاست كه با عجله می خواهید یك مقاله ای بنویسید و بزنید در حالی كه این عنوانی كه انتخاب كرده اید مجال تحقیق بسیار دارد و برای مردم ایران وباتوجه به اوضاع كنونی كشور بسیار بحث مفیدی است. دوست داشتم مطلبی ولو مختصر در این باره بنویسم و برایتان ارسال كنم ولی چه فایده وقتی نمی گذارید.

کد: 6686 | 22 شهریور 1388 ساعت 13:58

بین حرف تا عمل فاصله بسیار است

کد: 6556 | 22 شهریور 1388 ساعت 12:29

جناب اقای صادقی ضمن اینكه احترامی كه برای شما وتحلیل های سیاسیتان قائلم متاسفانه در این تحلیل از برخی استناداتی استفاده كردید كه با واقعیت های رویدادهای اخیر وموضع گیری برخی از شخصیت های كه از انها نام بردید مطابقت ندارد همان افرادیكه از انها نام بردید می توانستند با اتخاذ مواضع خردمندانه از این همه اسیب هائیكه به نظام در درجه اول وبه جایگاهشان در درجه دوم وارد شد اجتناب وجلوگیری كنند اما متاسفانه چنین نشد وشاید هم تقدیر این باشد.

کد: 6487 | 22 شهریور 1388 ساعت 11:49

‫تنها ‫آگاهی و دانش نجات دهنده مردم هستند.، ولایت عقل و ولایت جمعی مردم بر خودشان تنها راه خوشبختی جامعه است.مثل تمام جوامع پیشرفته و متمدن.اگر واقعأ قصدخدمت باشد.

کد: 6184 | 22 شهریور 1388 ساعت 03:14

اگر برخی شایعات را در باره اینكه احمدی نژاد مرید و مشائی مراد اوست و بعضا در مشورتها از او استمداد می طلبد و او به كالت خلسه و ارتباط به جائی می رود و بعد كه به هوش می آید جواب احمدی نژاد را می دهد.تحقیق كنید اگر این حرفها درست است پته او را روی آب بریزید.آن وقت ریشه فرقه مطلقه شناسایی می شه.

کد: 6068 | 22 شهریور 1388 ساعت 00:02

البته ولی فقیه در زمانی دستور میدهند كه ساختارهای و امرهم شوری بینهم جامعه را بر سر دو راهی مطلق قرارداده باشد و نظام فقاهتی یعنی كارشناسی محور به بن بست كامل رسیده باشد و جامعه تشنه یك مداخله مشفقانه است كه البته فوق العاده به ندرت اتفاق می افتد. ولی فقیه ضامن حركت جامعه براساس موازین فقه در مفهوم عام ان یعنی كارشناسی متعهد بر موازین دیانت است كه مقتضی عدالت به مفهوم تمام و كمال آن است. آری نظریه ولایت فقیه آنقدر مترقی است ولی متاسفانه چه به سرش آورده ایم.

کد: 5929 | 21 شهریور 1388 ساعت 21:55

سلام.
من از اعضای یكی از تشكلات معروف دانشجویی هستم. در جلسات تعیین استراتژی ما برای امسال شخصی كه حتی عضو دانشگاه ما نیز نیست شركت و مرتب به اعضا جو می داد كه قرار است با آغاز سال به رهبر حمله شود.
نامه ی دیروز دكتر سروش هم خوراك لازم را به ایشان می دهد. من در تحلیلی كه دیروز برای جمعی از اعضا داشتم این موضوع را این گونه بیان كردم كه احمدی نژاد دیگر آن قدر تقدس ندارد كه برایش بكشند(زیرا كشتن بسیار سخت تر از كشته شدن است). پس آن ها به سمت رهبر رفته اند.
البته در این زمینه حرف بسیار است كه توجه دانشجویان حزب اللهی را می طلبد كه تحت تاثیر القائات این افراد قرار نگیرند.
بنده نیز از شما جهت اطلاع رسانیتان در این زمینه تشكر می كنم. امید است مورد توجه قرار گیرد.

کد: 5910 | 21 شهریور 1388 ساعت 21:33

مقاله بسیار روشنگری بود. ممنون. ضمنا تا آنجا كه من از سخنان امام در مورد ولایت مطلقه فقیه فهمیده ام این نظریه هنگامی مطرح شد كه اداره مملكت به دلیل آنكه شورای نگهبان، قوانین مصوب مجلس را به دلیل مخالفت با شرع رد می كرد دچار بن بست شده بود. در پاسخ به آن شرایط، امام گفتند كه مادام كه مصلحت اقتضا كند می توان برخی احكام را موقتا تعطیل كرد. مشروعیت این امر هم ناشی از ولایت مطلقه فقیه است كه بر احكام شرع هم اطلاق دارد. وگرنه در اینكه ولی فقیه موظف است در چارچوب قانون، بخصوص قانون اساسی، عمل كند و دستوراتش فقط در چارچوب قانون مطاع است شكی نبود. خود امام هم در پاسخ به نامه نمایندگان در سال 67 همین را تاكید كردند. اگر هر كسی، از جمله ولی فقیه، بتواند خارج از قانون عمل كند كه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. اصولا فرق چنان حكومتی با دیكتاتوری چه خواهد بود؟ به همین دلیل است كه در قانون اساسی ما هم آمده كه رهبر در برابر قوانین با سایر افراد كشور مساوی است. اصولا قانون اساسی قرارداد مشترك بین مردم و حاكم است كه هر دو آن را امضا كرده اند. اگر ولی فقیه خلاف آن عمل كند نقض عهد كرده است و بطور طبیعی پس از خلاف عهد رهبر چنان قراردادی از سوی مردم نیز اسقاط خواهد شد و مردم دیگر كسی را كه بر خلاف پیمان، عمل كرده بعنوان ولی فقیه نخواهند شناخت.

کد: 5791 | 21 شهریور 1388 ساعت 19:12

یكی از مهمترین تحریفات درباره ولایت مطلقه فقیه اینست كه گمان شود همه افراد باید نظرات و افكار خویش را با ولی فقیه هماهنگ كنند در حالیكه اطاعت از ولی فقیه یعنی اطاعت از ایشان در مواقعی كه دستور میدهند و نه كنار گذاشتن نظرات شخصی و تلاش برای پی بردن به نظرات رهبر. این تعبیر ناصحیح از ولایت فقیه باعث میشود كه بسیاری از اهالی فكر و اندیشه، ولایت فقیه را با تعطیلی عقل مساوی شمرده و آن را نفی كنند.

کد: 5673 | 21 شهریور 1388 ساعت 18:01


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: