
دشمنكام براساس فرهنگ معین به سخنانی گفته میشود كه «موافق حال دشمن و مطابق آرزوی خصم» باشد و فحوای این واژه به گونهای است كه بیشتر به سخنان دوستان نادان و یا مغرض اطلاق میشود.
تورق روزنامهها و مطالعه سایتهای بیشماری كه این روزها به انحای مختلف به تحولات و اتفاقات مثبت و منفی پس از انتخابات میپردازند، در كنار همه مطالب موجه و غیرموجه، هر انسان دلسوز به هر دو بُعد اسلامیت و جمهوریت نظام را متوجه اظهاراتی مینماید كه تأمل در آنها تأسفبرانگیز و به نوعی تابوشكنی است و اگر این شیوه فراگیرتر شود، معلوم نیست در آینده نزدیك خط قرمز رسانهها چه خواهد شد!!
جای كمترین شك و شبههای نیست كه دشمنان نظام اسلامی كه 30 سال تمام برای رخنه در اتحاد دوستان انقلاب به لطایف الحیل دست زدهاند، در اظهارنظرها، حمایتها و حتّی دلنگرانیها صداقت ندارند و بر فرض محال اگر امروز بر قامت ناساز آرزوهایشان پیراهنی از جنس دلسوزی بپوشند، فردا كه فضا كمی آرام شد، بوقلمون صفت رنگ عوض میكنند و از دریچهای دیگر برای مطامع خویش سرك میكشند.
نمونه بارز این آرزوهای شوم كه طی ماههای اخیر با زبانی دلسوزانه!! بارها و بارها از طریق رسانههای صوتی و تصویری دشمنان مانند رادیو فردا، تلویزیون بیبیسی فارسی و ... بیان شد، القاء اختلاف بین آیتالله هاشمی رفسنجانی ورهبری معظم انقلاب و كمرنگ كردن تدریجی نقش ایشان درنظام است.
سخنانی كه متأسفانه گروهی افراطی و به قول معروف «كاسههای داغتر از آش» در داخل باوقاحت تمام بیان میكنند و مانند مأمون عباسی كه خود را بالاتر از همه اهلبیت (علیهمالسلام)، دوستدار امام رضا(ع) معرفی میكرد، چنان سنگ ولایت فقیه را به سینه میزنند كه سادهاندیشان فكر میكنند شخصیتهای استوانه و استواری چون هاشمی رفسنجانی كه اختلاف سلیقهها را در ورای سخنان تملّقآمیز پنهان نمیكند، مصداق و مخاطب بیانات روشنگرانه رهبری معظم انقلاب هستند.
اگرچه سنجش صداقت مدعیان پیروی بیچون و چرا از ولایت فقیه در زمانه ما و به ویژه در حوادث قبل و پس از انتخابات چندان دشوار نیست، امّا جرأت بیان و اثبات دوروییها و ریاكاریها كمی كم شده است و در این فضا، همزمان و همزبان با كینهجوییهای دشمنان داخلی و دلسوزیهای دشمنان خارجی نظام اسلامی مبنی بر حذف یا كمرنگ كردن نقش آیتالله هاشمی رفسنجانی، عدهای از دوستان نادان انقلاب هم اظهارات دشمنكام دارند كه روی سخن در این مقال با آنهاست.
اگر بعضی از سایتها و روزنامههای معلومالقال و برخی از افراد معلوم الحال پا را از دایره ادب و احترام فراتر میگذارند و برای جبران عقدههای حقارت خویش از نظام اسلامی، با اوهام واهی، كمر به تخریب شخصیتی بینظیر چون هاشمی رفسنجانی بستهاند و دفاع از رهبری نظام را بدون توجه به بیانات آیتالله خامنهای، بهانهای برای سر باز نمودن دملهای چركین 30 ساله – و حتی 50 ساله – خویش میكنند و برای سست كردن پایههای استوار تدابیر امام گونه رهبری معظم انقلاب، به انتصاب آیتالله هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام خرده میگیرند و سعی میكنند جایگاه و پایگاه دو نهاد بویژه تصمیم ساز و تصمیمگیر نظام، یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری را در نگاه مردم ضعیف جلوه دهند و از این طریق قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران را باری به هر جهت بدانند و آب در آسیاب كسانی بریزند كه میخواهند همه دستاوردهای انقلاب را آرد و خمیر كنند و در تنور كینههای خویش چنان سوخته جلوه دهند كه مردم بگویند انقلاب اسلامی در ایران 30 سال نه تنها در جهت آب و نان مردم حركت نكرد، بلكه به خاطر حضور 30 ساله شخصیتهای مبارز و همراه امام(ره) در سطوح مختلف اركان نظام، اصولاً مبارزات مردمی و پیروزی انقلاب به نوعی از چاله به چاه افتادن بود!!
اگر عدهای در این كشور به هر دلیلی سعی در پاك كردن ردّپای هاشمی رفسنجانی در همواریها و ناهمواریهای تاریخ انقلاب اسلامی دارند، مردم كه فراموش نكردهاند این شخصیت بیبدیل چگونه در اوج توطئههای تجزیهطلبانه، با قبول سرپرستی وزارت كشور سكینه آرامش را به كشور برگرداند، مردم كه فراموش نكردهاند، ایشان چگونه مجلس شورای اسلامی را در اوج هوچیگریهای بنیصدر و دار و دستهاش به عنوان پایگاه نیروهای پیرو خط امام حفظ كرد، مردم كه فراموش نكردهاند، ایشان در اوج اختلافات بنیانبرافكن فرماندهان سپاه و ارتش، فرماندهی جنگ را پذیرفت و آن مقطع لمیده در ركود را به مقاطع پیروزیهای درخشان در والفجر 8، كربلای 5 و ... تبدیل كرد، مردم كه فراموش نكردهاند در اوج دلنگرانیهای عمیق جامعه از ارتحال جانسوز امام(ره)، چگونه مجلس خبرگان رهبری را به سوی انتخابی اصلح و اعلم رهنمون گشت، مردم كه فراموش نكردهاند در مسند ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام چگونه مترقیترین چشمانداز 20 ساله را برای كسب مقام اوّل علمی در منطقه به ایران عزیز هدیه كرد، مردم فراموش نكردهاند كه وقتی خبرنگاری از ایشان در اوج حملات ناجوانمردانه افراطیون اصلاح طلب میپرسد: «چرا از خویش دفاع نمیكنید؟» با لطافت تمام پاسخ میدهند:
«سرخُم می سلامت، شكند اگر صبوحی»
و بالاتر از همه وقتی به خاطر مسایلی، تصمیم مسئولان عالیرتبه نظام، ختم جنگ میشود و امام(ره) آن جامعهشناس و روانشناس بزرگ میفرمایند: «چگونه با مردم در میان بگذاریم؟» در پاسخ میگویند: «اگر مصلحت كشور و عقیده شما به عنوان رهبر نظام و فرمانده كل قوا بر ختم جنگ است، اجازه فرمایید من به عنوان فرمانده جنگ، پایان آن را بپذیرم و شما برای حفظ جایگاه، مرا محاكمه كنید.»
مگر میتوان آن همه جانفشانیها را فراموش كرد كه به قول مقام معظم رهبری «چندین بار تا مرز شهادت پیش رفتند»»؟
كمی درایت و دوراندیشی میخواهد تا مصداق آن مثل نباشیم كه میگویند: «یكی بر سر شاخ، بُن میبرید»
آیتالله هاشمی رفسنجانی در كنار آیتالله خامنهای دو رُكن ركین انقلاب هستند و باید به دوراندیشی و آیندهنگری امام راحل درود و صلوات فرستاد كه در خردادماه سال 1358، زمانی كه آیتالله هاشمی رفسنجانی با بدنی مجروح از ترور بر تخت بیمارستان شهدای تجریش خوابیده بود، با حرف مستدام «تا» در جمله «تا هاشمی زنده است، این نهضت زنده است» سخنی گفتند كه درست پس از 30 سال، یعنی در خرداد 1388 و حوادث پس از آن نهیب بیداری است. نهیبی كه اگر به خویش نیاییم، مطمئناً این تبر به دستانی كه امروز به بهانه دفاع از ولایت فقیه، سعی در بریدن امینترین شاخه درخت ولایتفقیه دارند، فردا اصل این درخت سایه گستر را مخل روییدن سبزههای دمكراسی!! در آب و خاك ایران زمین معرفی میكنند و در جهت بیابانی كردن عقیدههای دین باور مردم، آن هم براساس اجتهادی پویا كه لازمه حكومت ملهم از مكتب اهل بیت است، قدم و قلم برمیدارند.
والسلام